عصر يكي از روزهاي شهريور ماه: تصور كنيد وقتي خسته از يك روز كاري به اصرار اعضاي خانواده وسايل مختصري جمعوجور كرده و راهي يكي از بوستانهاي شهري ميشويد تا چند ساعتي را فارغ از همه مشكلات و دغدغههاي زندگي روزمره در جمع گرم خانوادگي سپري كنيد.
هر چه به خيابانها و معابر منتهي به بوستان نزديكتر ميشويد بر انبوه جمعيت و تعداد خودروهايي كه در چند رديف به موازات يكديگر پارك كردهاند، افزوده ميشود و نگرانيهاي شما براي پيداكردن جاي پارك هم بيشتر.
بيست دقيقه بعد: سرانجام پس از كلي بالا و پايين رفتن و نااميدشدن از پيدا كردن جاي پارك مناسب، دل را به دريا ميزنيد و مانند بسياري از شهرونداني كه شرايط مشابه شما را داشتهاند، با كلي دلنگراني از بابت امنيت خياباني كه خودرويتان را در آن پارك كردهايد، دست در دست بچهها مسافت چند كيلومتري از خودرو تا رسيدن به مقابل در پارك را در حالي پياده طي ميكنيد كه در دادگاه خيالي خود همه مسوولان شهري را به باد انتقاد ميگيريد كه آيا بوستاني كه هر روزه پذيراي انبوه جمعيت است نبايد حداقل مجهز به يك پاركينگ باشد ؟
دو ساعت بعد: وقتي خوشحال از اينكه با پذيرفتن پيشنهاد اعضاي خانواده دل آنها را به دست آوردهايد، يكبار ديگر مسير بيست دقيقهاي خروجي بوستان تا محل پارك خودرويتان را طي ميكنيد و همچنان كه پيش ميرويد چشمتان به قبضهاي جريمه 13هزار توماني روي شيشه خودروهايي كه در طول مسير پارك شدهاند و البته خودروي شما هم از آن مستثنا نيست ميافتد و اينجاست كه همه شيريني چند ساعت گذشته به كامتان تلخ ميشود.
در چنين شرايطي به نظر شما چه كسي مقصر است؛ مامور راهنمايي و رانندگي كه طبق مقررات بايد خودروهاي متخلفي را كه در مسيرهاي غيرمجاز پارك ميكنند، جريمه كند؟ شهروندان كه بهدليل عدم دسترسي به پاركينگ يا فضاهاي حاشيهاي مناسب، چارهاي جز پارك دوبله يا پارك غيرمجاز در حاشيه بزرگراه ياخيابان و تن دادن به قبض جريمه ندارند؟ يا شهرداريها كه به عنوان متولي بحث فضاي پارك و احداث پاركينگ، از همان زمان احداث يا حتي هنگام بهرهبرداري، به ضرورت دسترسي بهپاركينگ يا دست كم فضاي حاشيهاي مناسب پارك براي صدها و شايد هزاران شهروندي كه همراه خانواده به قصد ساعتي تفريح و شادي به اين بوستانها ميآيند، بيتوجهي كردهاند.