روابط عام اجتماعى

روابط انسان با ديگران محدود به روابط خانوادگى، خويشاوندى، آموزشى، همسايگى و مانند آنها نيست. انسان با ديگران روابطى دارد كه در قالب هيچ يك اين عناوين جاى ندارد؛ يعنى وابسته به نهادها و نقش‏هاى اجتماعى نيست. در عين حال اصلاح اين روابط انسان را در حركت به سوى مقصد يارى مى‏دهد و فضاى جامعه را براى تكامل اعضاى آن مناسب مى‏سازد. از جمله اين رابطه‏ها، رابطه همسايگى است. 

ادامه نوشته

با این همه گدا چه کنیم؟

1157.jpg

«"گدا" و "متکدی" اسم‌هایی هستند که برایشان به کار برده می‌شود و جالب است به همان اندازه که به عنوان ناهنجاری‌های اجتماعی شناخته می‌شوند، به همان اندازه هم امنیت شغلی دارند و البته امنیت درآمدی!»

 عصر ايران در گزارشي بار ديگر به پديده تكدي‌گري پرداخته و آورده است: «آنها در حالی "لکه"های ناجور معابر عمومی خوانده می‌شوند که از طرف مردم مورد حمایت قرار می‌گیرند و به همین دلیل است که پول‌هایی که تحت عنوان "کمک" می‌گیرند، با آمار پولهای ریخته شده به صندوق‌های رسمی جمع آوری صدقه تقریبا برابری می‌کند تا این سؤال به وجود آید که تکلیف ما با این پدیده چیست؟ اصلا تکدی گران را باید محتاج‌هایی ببینیم که با این شیوه رفع احتیاج می‌کنند یا متخلفانی که خطایشان درآمدی است که لازم نیست برایش زحمت زیادی بکشند. سؤال دیگر این است که مسوؤلان باید چه مسؤلیتی را در قبال آنها احساس کنند.

متکدی؛ محتاج یا مجرم

مرسوم است که معتادان را به دلیل شرایط دشوار و غیرقابل تحملی که دارند بیمار می‌خوانند نه خلافکار که البته این ادعا، جای بحث فراوان دارد؛ اما این مساله برای تکدی گران فرق می‌کند و حتی اگر احتیاج‌شان هم ثابت شود، نمی‌توان رفتارشان را توجیه کرد چرا که نهادهای مسؤول هم در قبال محتاجان مسؤلیت دارند و هم در قبال مجرمین. به همین دلیل یکی از تردیدهایی که دستگاه‌های مربوطه باید به آن پاسخ روشنی بدهند، این است که متکدی اگر مجرم است چرا آزاد است و اگر محتاج است چطور می‌تواند برای رفع احتیاجش، ناهنجاری اجتماعی به وجود بیاورد؟

ادامه نوشته

انضباط در سازمان با رویکرد های نو

اعضای هر گروه باید میل و خواسته های شخصی خود را كنترل كنند و برای نفع همگانی،همكاری كنند.به عبارتی دیگر آنها باید خودشان را به نحوی منطقی با كدهای رفتاری تدوین شده توسط مدیریت سازمان تطبیق دهند و از این طریق با اهداف سازمانی،سازگاری یابند.اگر اعضای یك سازمان،شركت،اتحادیه و یا یك ملت توسط برخی از قوانین و مقررات حاكم بر آن اجتماع پذیرفته نشوند،آن سازمان با تهدید و نابودی روبرو خواهد بود و بروز هرج و مرج قطعی خواهد شد.در یك سازمان،مهارت در ایجاد یك فضای سالم انضباطی از مهمترین ویژگیهای مسئولان آن سازمان است.برخی از مسئولان قادرندمیزان تمایل به تطبیق با قوانین و مقررات سازمان را در بین كاركنان خود وسعت بخشند.


برخی كاركنان بدون اعمال قدرت ظاهری سرپرستان و مسئولان،خود همكاری و ســـــــازش می كنند و حتی خود را با مقررات تطبیق می دهند.از ســوی دیگر برخی از مسئولان فقط به گونه ای می توانند عمل كنند كه توسط اكثر افرادبه نظر نوعی تنبیه یا تهدید می آید و گروهی دیگر هم افراد را آزاد می گذارند كه هر آنچه را كه مایلند انجام دهندوتخلفات ظاهری از قوانین را هم با دیده اغماض می نگرند.

ادامه نوشته

اخلاق اجتماعى

 

معاشرت

انسان موجودى است اجتماعى و ناگزير از معاشرت؛ و معاشرت اسلامى، اصولى دارد كه در زير مى‏آيد:

1. اصول و كليات معاشرت اسلامى

از نظر اسلام، معاشرت داراى اصول و ضوابطى است و فرد مسلمان بايد در معاشرتهاى خود، كلياتى را مراعات نمايد؛ ما در ذيل به بيان چند اصل از اصول معاشرت خواهيم پرداخت.

حب و بغضها براى رضاى خدا باشد

عالى‏ترين مرتبه ايمان، چنانچه امام صادق (ع) مى‏فرمايد، در اين جمله نهفته است: هر كس براى خدا دوست بدارد و براى خدا دشمن بدارد و براى خدا عطا نمايد از كسانى است كه ايمانش كامل گشته است‏ 1

و امام باقر (ع) مى‏فرمايد:

ادامه نوشته

تحلیلی بر بحر ا نها ی ا جتما عی، لبه ها ی تیز عقب ما ندگی (2)

 بحران هویت
یکی از مسائل عمده ای که در سال های بعد از انقلاب به خصوص در سال های اخیر توسط مسئولین و سیاست گذاران فرهنگی مطرح بوده ، مساله بحران هویت است . این بحران که نتیجه تلاقی سه فرهنگ ایرانی ، اسلامی و غربی و تقابل آنها در برابر یکدیگر طی سده های متمادی است ، چالش ها و آسیب های جدی را در شکل گیری هویت ایرانی به وجود آورده است . تقابل زندگی مدرن با سنت های بومی آنچنان روند شتاب آلودی به خود گرفته است که فرصت جایگزینی فرهنگی و شکل گرفتن ساختارها و نهادهای منطبق بر مقتضیات زمانی و فرهنگ بومی را سلب کرده است . به طوری که افراد جامعه و به خصوص نوجوانان و جوانان دشوارترین شرایط را از لحاظ اجتماعی شدن و فرهنگ پذیری تحمل می کنند و با نوعی نابهنجاری و یا حتی بی هنجاری دست به گریبانند ، که نتیجه آن بروز بحران هویت است . نمونه

ادامه نوشته

تحلیلی بر بحر ا نها ی ا جتما عی، لبه ها ی تیز عقب ما ندگی (۱)

 

مقدمه
بی تردید، مولفه قدرت فرهنگی – اجتماعی ، بنیادی ترین مولفه قدرت برآمده از انقلاب اسلامی بوده و هست. بعد از گذشت دو دهه از انقلاب کماکان سپهر «فرهنگ» بارزترین و برجسته ترین مو لفه در ایر ا ن است . به رغم این واقعیت (ابتنای حا کمیت بر مولفه قدرت فرهنگی) بعد از انقلاب (خصوصاَ بعد از جنگ) حاکمیت از استعداد تولید و باز تولید فرهنگی بسیار پایین و ناکارآمدی برخوردار بوده است. به بیان دیگر ، به مرور زمان تنها مولفه قدرت جمهو ر ی اسلا می، تبدیل به تهدیدزاترین و بحران زا ترین عرصه نظام شد. به اقتضای طبیعت انقلاب و ماهیت نظام مذهبی ، رنگ فرهنگ دینی را بر تمامی مولفه ها و عرصه های دیگر افشاندیم ، اما تمهیدی برای ممانعت از بازنمایی و باز تعریف ناهنجاری های دیگر در سیمای فرهنگی نیدیشیدیم و این آسیب پذیری زمانی عمیق تر درک می شود که نخبگان   فرهنگ ساز و جامعه پرداز ما با چهره های نوین قدرت (چهره چهارم و پنجم و ... قدرت) آشنایی داشته باشند و همچون گذشته در فهم و شناخت سنتی (رویکردهای سخت افزاری) خود را از «ماهیت تهدیدات» غوطه ور نباشند و واقف باشند که قدرت در چهره جدید خود کمترین مقاومت را ایجاد می کند؛ لزوما چهره آشکار ندارند پخش است و در همه چیز و همه جاهست و به قو ل میشل فوکو قدر ت در همه جا سیا ل است، ابدان و اذهان آدمیان را به انقیاد خود در می آورد ، مرز و حصار نمی شناسد، با گفتمان و فرهنگ عجین است، مقابله های غیر همجنس را بر نمی تابد، سوبژه (فاعل شناسا) و ابژه (موضوع شناسایی) ساز است.

ادامه نوشته