کودکان شیرخواری که قربانی تکدی گری می‌شوند! (+عکس)

کودکان بی‌گناه شیرخوار باید گرمای طاقت فرسای تابستان را در کف پیاد‌ه‌روها طاقت بیاورند تا طعمه‌ای برای دل رحمی عابرانی باشند که قرار است با دیدن آن‌ها دلشان به درد آید و دست به جیب صدقه شوند.

به گزارش مهر، کافیست خیابان اصلی شهر را قدم بزنی تا با متکدیانی روبه رو شوی که با فاصله‌های اندک کنار پیاده رو نشسته‌اند و دست‌های نیازشان را مدام به سمت عابران دراز می کنند.

متکدیانی که گویا جای خود را سال هاست سند کرده‌اند که درصورت غیبت آن‌ها کسی دیگر اجازه نشستن بر جای مشخص شده‌شان را ندارد. به همین خاطر می‌توان تک‌تک آن‌ها را با مکان‌های اختصاصی‌شان شناخت. هرچند روز به روز برتعداد آن ها اضافه می‌شود.

 

آن چه دل هر رهگذری را به درد می‌آورد وجود کودکان شیرخواری است که باید دور از رعایت نکات اولیه بهداشتی فصل سرما را بدون لباس مناسب و گرم و تابستان‌ها را زیر آفتاب داغ و طاقت فرسا طاقت بیاورند تا ابزار دلتنگ کردن عابران باشند.

مادرانی که تنها به خاطر پرکردن کاسه های زرد خود که مدام به سمت رهگذران دراز می‌کنند حاضر شده اند کودکان شیرخوار معصوم خود را طعمه گرمای سوزان تابستان کنند و بیماری‌های ناشی از آن را چشم پوشند.

 

ادامه نوشته

این گداهای تهران آژانس دارند!

38-75.jpg

« می‌رویم سمت شهرک غرب و میدان صنعت. اینجا پر از کودکان کار و خیابان است.

مددکار می‌گوید: کودکان تا 90 درصد افغان هستند. پسربچه 10 ساله داشته‌ایم که 30 بار جمع‌آوری و آزاد شده است.

کودک کار هفت تا 15 سال را به مرکز یاسر سازمان بهزیستی در «خزانه» تحویل می‌دهیم. یکی دو روز نگه داشته و بعد آزاد می‌کنند. بچه‌های کم‌سن‌تر را هم اصلا قبول نمی‌کنند. ضمن اینکه به ما اعلام شده که دختربچه‌ها را جمع آوری نکنیم؛ چون دردسر دارد. دخترها و زنهای بالای 20 سال متکدی و کارتن‌خواب و معتاد خیابانی را هم به لویزان می‌بریم. اما 15 تا 20 ساله‌ها را هیچ‌جا قبول نمی‌کنند و مرکزی برای ساماندهی آنها وجود ندارد.»

ادامه نوشته

سایه شوم گدایان بر زندگی کودکان معصوم!

Multimedia_pics_1388_11_Photo_346.jpg

سوء استفاده‌های دلخراش گدایان از کودکان و حتی نوزادان به صحنه‌های رایج و متعارفی تبدیل شده که بینندگان این صحنه‌ها بیشتر از ندیدن آن در یک روز خاص تعجب می‌کنند.

روزنامه‌ی مردمسالاری نوشته است‌:

ساعت 7 صبح دخترکی با کوله پشتی تصنعی دبستان بر دوش زیر پل میدان انقلاب سعی در گرفتن پول از رهگذران دارد. در تقاطع خیابان ولی‌عصر و انقلاب زنی متکدی در انظار متحیر مردم، کودک دو ساله را با خشونت و تنبیه وادار می‌کند که همچنان روی پایش دراز کشیده و نقش کودک بیمار را بازی کند.در بلوار کشاورز مقابل پارک لاله بر نیمکت ایستگاه صادقیه زنی میانسال پسرک معلول چهار ساله‌ای را به عابرین نشان می‌دهد و از آنان تقاضای کمک مالی برای معالجه وی را دارد.این گونه سوء استفاده‌های دلخراش از کودکان و حتی نوزادان به صحنه‌های رایج و متعارفی تبدیل شده که بینندگان این صحنه‌ها بیشتر از ندیدن آن در یک روز خاص تعجب می‌کنند تا از دیدن آن در تمام روزهای سال.

ادامه نوشته

با این همه گدا چه کنیم؟

1157.jpg

«"گدا" و "متکدی" اسم‌هایی هستند که برایشان به کار برده می‌شود و جالب است به همان اندازه که به عنوان ناهنجاری‌های اجتماعی شناخته می‌شوند، به همان اندازه هم امنیت شغلی دارند و البته امنیت درآمدی!»

 عصر ايران در گزارشي بار ديگر به پديده تكدي‌گري پرداخته و آورده است: «آنها در حالی "لکه"های ناجور معابر عمومی خوانده می‌شوند که از طرف مردم مورد حمایت قرار می‌گیرند و به همین دلیل است که پول‌هایی که تحت عنوان "کمک" می‌گیرند، با آمار پولهای ریخته شده به صندوق‌های رسمی جمع آوری صدقه تقریبا برابری می‌کند تا این سؤال به وجود آید که تکلیف ما با این پدیده چیست؟ اصلا تکدی گران را باید محتاج‌هایی ببینیم که با این شیوه رفع احتیاج می‌کنند یا متخلفانی که خطایشان درآمدی است که لازم نیست برایش زحمت زیادی بکشند. سؤال دیگر این است که مسوؤلان باید چه مسؤلیتی را در قبال آنها احساس کنند.

متکدی؛ محتاج یا مجرم

مرسوم است که معتادان را به دلیل شرایط دشوار و غیرقابل تحملی که دارند بیمار می‌خوانند نه خلافکار که البته این ادعا، جای بحث فراوان دارد؛ اما این مساله برای تکدی گران فرق می‌کند و حتی اگر احتیاج‌شان هم ثابت شود، نمی‌توان رفتارشان را توجیه کرد چرا که نهادهای مسؤول هم در قبال محتاجان مسؤلیت دارند و هم در قبال مجرمین. به همین دلیل یکی از تردیدهایی که دستگاه‌های مربوطه باید به آن پاسخ روشنی بدهند، این است که متکدی اگر مجرم است چرا آزاد است و اگر محتاج است چطور می‌تواند برای رفع احتیاجش، ناهنجاری اجتماعی به وجود بیاورد؟

ادامه نوشته