از خیابان تا زندان، یک کودکی فاصله است

 برنا، شب است ساعت از ده گذشته، خیابان کم کم خلوت می‌شود من هم مانند سایرین به سمت خانه می‌روم پشت چراغ قرمز به انتظار نشسته‌ام دخترکی هفت، هشت ساله نظرم را جلب می‌کند بسته‌ای آدامس و چند پاکت فال در دست دارد خسته عرض خیابان را طی می‌کند آن سوی خیابان با چند کودک همسن و سال خود به سمتی می‌رود. دلم می‌خواهد بدانم کجا شب را به صبح می‌رساند؟ آیا خانواده‌ای دارد؟ پس از رسیدن به محل زندگیش با او چه رفتاری خواهد شد؟ ازصبح با چه برخوردهایی مواجه شده است و مهم‌تر ازهمه آینده او چه خواهد شد؟ چرا در حالی‌که بیشتر کودکان در آن وقت شب در کانون گرم خانواده و در امنیت به سر می‌برند کودکانی هستند که در چنین شرایط نامطلوبی به سر برده و مسائل بزرگسالان را در کودکی تجربه می‌کنند؟ کودکانی که ما آن‌ها را به نام کودک کار می‌شناسیم.


ادامه نوشته

سایه شوم گدایان بر زندگی کودکان معصوم!

Multimedia_pics_1388_11_Photo_346.jpg

سوء استفاده‌های دلخراش گدایان از کودکان و حتی نوزادان به صحنه‌های رایج و متعارفی تبدیل شده که بینندگان این صحنه‌ها بیشتر از ندیدن آن در یک روز خاص تعجب می‌کنند.

روزنامه‌ی مردمسالاری نوشته است‌:

ساعت 7 صبح دخترکی با کوله پشتی تصنعی دبستان بر دوش زیر پل میدان انقلاب سعی در گرفتن پول از رهگذران دارد. در تقاطع خیابان ولی‌عصر و انقلاب زنی متکدی در انظار متحیر مردم، کودک دو ساله را با خشونت و تنبیه وادار می‌کند که همچنان روی پایش دراز کشیده و نقش کودک بیمار را بازی کند.در بلوار کشاورز مقابل پارک لاله بر نیمکت ایستگاه صادقیه زنی میانسال پسرک معلول چهار ساله‌ای را به عابرین نشان می‌دهد و از آنان تقاضای کمک مالی برای معالجه وی را دارد.این گونه سوء استفاده‌های دلخراش از کودکان و حتی نوزادان به صحنه‌های رایج و متعارفی تبدیل شده که بینندگان این صحنه‌ها بیشتر از ندیدن آن در یک روز خاص تعجب می‌کنند تا از دیدن آن در تمام روزهای سال.

ادامه نوشته