گرد هم آمدن؛ شيوه فراغتي گذشته‌ها

آن زمان‌ها كه امكانات آن قدر‌ها مثل امروز نبود، گذران اوقات فراغت در چند شب‌نشيني و گرد هم آمدن تعريف مي‌شد. گذران اوقات فراغت بيشتر در درون فضاي خانه و گرد خويشان بود و شب‌نشيني‌ها شيوه فراغتي خانواده‌ها. سرگرمي‌ها كه از فضاي خانه بيرون مي‌رفت در قهوه‌خانه‌ها جاي مي‌گرفت. قهوه‌خانه‌ها در آن روزها پاتوقي بود كه همه را به طرف خود مي‌كشيد و براي همگان از هر قشري سرگرمي‌آفرين بود. يعقوب موسوي، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه الزهرا معتقد است: «گذران اوقات فراغت در گذشته بدون سازمان‌بندي، طرح و سياستي مشخص و اغلب به صورت بومي ‌بوده است. بخشي از اوقات فراغت مردم در گذشته‌ها به ديد و بازديد، گرد هم آمدن در اجتماعات پاتوق نظير قهوه‌خانه‌ها و گپ و گو در كوچه پس‌كوچه‌ها، ميادين و فضا‌هاي عمومي‌ سپري مي‌شده است. علاوه بر گپ و گفتگو، نقالي، شعرخواني و شاهنامه‌خواني، بازگويي داستان‌هاي از گذشته‌هاي دورتر، شركت در محافل در ايام مختلف، مهماني‌ها، شب‌نشيني‌ها و سفر‌هاي دسته‌جمعي نيز بخش‌هايي از فعاليت گروه‌هاي مسن و حتي جوان‌ها بوده است.»

گرد هم آمدن در خيابان‌ها و ميدان‌ها و بازارچه‌ها و نشستن پاي معركه پهلوان‌ها و بساط پرده‌خوانان آنقدر جذابيت داشت كه جماعتي كثير را به دور خود جمع مي‌كرد. گذران اوقات فراغت براي آدم‌هاي گذشته بيشتر ابتكاري بود و بنا بر حال‌و‌هوا و فصل‌ها تغيير مي‌كرد. تابستان‌ها رفتن ميان طبيعت و گردشگاه‌ها ي شميران و محله‌هاي قلهك و تجريش و دركه و دربند و ييلاق‌هاي اطراف شهر بود و زمستان‌ها هم همان جمع‌هاي خانوادگي اوقاتي خوش را رقم مي‌زد.

دكتر امان‌الله قرائي‌مقدم، استاد دانشگاه تربيت معلم مي‌گويد: «علاوه بر تفريحاتي نظير شب‌چره كه جزو سرگرمي‌هاي اصلي مردم محسوب مي‌شد در اواخر دوره قاجار و همزمان با ورود اتومبيل مردم بيشتر وقت خود را در مكان‌هاي تفريحي مثل اوين ـ دركه و باغ‌ها سپري مي‌كردند كه اين روند با پيدايش تلويزيون دگرگون شد.»

اوقات فراغت در آن زمان‌ها بيشتر با ديد و بازديد و همچنين سير و سفر كه خود كوله‌باري از تجربه براي مسافران بود، گره مي‌خورد. علاوه بر اين‌ها از ديرباز وزرش‌هاي باستاني نيز فضايي براي پر كردن اوقات فراغت بود. دكتر يعقوب موسوي معتقد است: «در بين بازي‌هاي جمعي چوگان، تماشاي ورزش زورخانه‌اي، كشتي و اسب‌سواري از سرگرمي‌هاي عمده بوده، همچنين در ادبيات تاريخي آمده است كه سفر و گشت و گذار‌ها همراه با كوچ و كاروان نيز بخشي از اوقات فراغت مردمان قديم بوده است.»

اوقات فراغت در ميان امروزي‌ها

حالا شهرهاي خاكستري با انبوه ماشين‌ها انگار حس و حال تفريح را بلعيده است. صف ماشين‌هايي كه پشت هم قطار مي‌شوند، ترس از انتظارهاي طولاني در ميان ماشين‌هاي به هم فشرده فكر گذران اوقات فراغت در بيرون خانه را به كابوسي سهمگين بدل مي‌كند. اين اسارت در زندان زندگي ماشيني دنياي امروز است كه تاب تحمل از آدم‌ها را آن قدر ربوده كه ديگر نمي‌خواهند خستگي‌هاي روزانه را با خستگي‌هاي ماندن پشت چراغ قرمزها دوچندان كنند. همين پيچيدگي‌هاي زندگي شهري است كه بعضي‌ها را از محيط طبيعي به دور مي‌كند و موجب مي‌شود كه ماندن در حصار تنگ آپارتمان‌هاي كوچك را بر هر چيز ديگري ترجيح دهند. امروز با وجود انواع وسايل حمل و نقل اما خيلي از آدم‌ها باز هم ماندن در خانه و نشستن پاي تلويزيون را بهترين تفريح دنيا براي گذران اوقات فراغت مي‌دانند كه نه خرجي دارد و نه رنج گير كردن در ترافيك و دود و دم و خستگي‌هاي زندگي شهرنشيني.

با اين حال هنوز هستند آدم‌هايي كه در جستجوي لحظه‌اي آرامش خود را از تنگناي حصار‌هاي آپارتمان‌ها و خانه‌ها مي‌رهانند و دلمشغولي‌ها و خستگي‌ها را با سبزي طبيعت مي‌زدايند و به آرامش مي‌رسند. رسم رفتن به دامان طبيعت هنوز برعكس خيلي چيزهاي ديگر زنده است و پرطرفدار در ميان خيلي‌ها. هنوز هم روزهاي تعطيل مثل گذشته‌ها دامان طبيعت ميزبان آدم‌هايي است كه سنگيني كوله‌بار روزمرگي‌ها شانه‌هايشان را آزرده است و دامان طبيعت براي آنان مرهمي ‌است بر دلتنگي‌هايشان.

امروز سير و سفر نيز هنوز هم پاي ثابت پر كردن فراغت آدم‌هاست و هر چند سفر، سنتي ديرينه در ميان آدم‌ها بوده، اما فرهنگ سفركردن در تعطيلات با وجود امكانات متنوع بيش از گذشته قوت گرفته است. سفر ذهن‌ها را براي مدتي از تنگناي آشفتگي‌ها و خستگي‌ها بيرون مي‌كشد و از اسارت روزمرگي‌ها مي‌رهاند و هم روحي شاداب را براي شروعي دوباره مي‌آفريند.

گذران اوقات فراغت براي بچه‌ها نيز چهره‌اي ديگر گرفته است آن موقع‌ها اوقات فراغت در كوچه‌هاي خاكي و گرم تابستان معنا مي‌گرفت. تعطيلات تابستان كه از راه مي‌رسيد، كوچه‌ها پس‌كوچه‌ها از غوغاي بازي بچه‌ها با توپ پلاستيكي پر مي‌شد و گذران اوقات فراغت نيز تنها در همين بازي‌ها و خستگي‌هايش خلاصه مي‌شد. امروز اما آسمان كوچه‌هاي گرمازده تابستان كمتر از گذشته هياهوي كودكان را در آغوش مي‌كشد. حالا زندگي با سبكي ديگر و امكانات بهتر گذران اوقات فراغت بچه‌ها را در رفتن به كلاس‌هاي متنوع ورزشي، تفريحي يا نشستن پاي بازي‌هاي كامپيوتري پر مي‌كند.

اما آنچه كه حضورش در سرگرمي‌ها همواره پنهان است، زيبايي لم دادن در صندلي راحتي و صفحه به صفحه ورق زدن و دور شدن از يكنواختي‌هاي زندگي روزانه است كه هنوزهم مثل گذشته غايب هميشگي گذران فراغت است و خيلي‌ها انگار غرق شدن در مناظر زيباي يك كتاب و كندوكاو در آن را براي اوقاتي دلپذير كشف نكرده‌اند. غرق‌شدن در جهاني ديگر لذتي بي‌انتهاست كه خيلي‌ها تا به حال طعم آن را نچشيده‌اند.

پيوند‌هاي گذشته كمرنگ مي‌شوند

آن موقع‌ها كه سينما و تلويزيوني نبود و نه كتابخانه و پارك و باشگاهي، ختم همه راه‌ها در گذراندن اوقات فراغت همان قهوه‌خانه و فضاي بيرون از خانه‌ها بود. پاي اينها كه به وسط آمد، اوقات فراغت از بيرون به درون خانواده كشيده شد و آن جمع‌هاي خويشاوندي را بر هم ريخت و در عين حال دريچه‌اي نو پيش روي آدم‌ها گشود. شهرنشيني و خستگي‌هاي دنياي صنعتي شده حالا آنقدر بر ذهن‌ها فشار مي‌آورد كه هيچ نشاني از آن روزها باقي نمي‌گذارد. هرچند نشان از گذشته‌ها را البته متفاوت با شكل سنتي آن مي‌توان در شهرهاي كوچك يافت، اما زندگي در شهر‌هاي بزرگ گرد هم‌نشيني‌ها و سپري اوقات فراغت در شكل سنتي را لابه‌لاي خستگي‌هاي خود دفن مي‌كند.

سبك زندگي روزمره انسان‌هاي امروزي آنقدر تغيير كرده كه به ناگاه گريبانگير اوقات فراغت شده است و آن را همپاي همه چيز‌هاي ديگر به ناچار تغيير داده، زنجيره خويشاوندي را گسسته، آن را معلق در فضا رها كرده و سپري اوقات فراغت را در جمع‌هاي خانوادگي پاشانده است. ارتباطات معنوي آدم‌ها حالا مثل گذشته‌ها آن قدر پررنگ نيست كه مراسمي ‌همچون شب‌نشيني و مهماني‌هاي دسته‌جمعي را در خود جاي دهد.

دكتر يعقوب موسوي، استاد دانشگاه الزهرا مي‌گويد: امروزه نيازهاي عاطفي بسيار ناچيز هستند يا اصلا احساس نمي‌شوند. همبستگي عاطفي و اجتماعي كه در گذشته عاملي در جهت گردهم آمدن مردم بود در جامعه امروزي كمرنگ و تضعيف شده است.

اين جامعه‌شناس معتقد است: «اگر براي نمونه افراد به سفرهاي جمعي از طريق تورهاي مسافرتي هم دست مي‌زنند اين همبستگي و گرد هم جمع شدن نه همچون گذشته، بلكه حاصل قرار گرفتن اين افراد در يك محيط شغلي است و همچون گذشته نيست و امروزه تمامي‌همبستگي‌ها صنفي، شغلي و محيطي است. امروزه رسانه‌هاي جمعي و بويژه تلويزيون و به طور كلي امكانات الكترونيكي اوقات فراغت را پر مي‌كنند همچنين بخش ديگري از اوقات فراغت را سفرهاي بين شهري آن هم با اقامت در هتل‌ها و نه خانه اقوام و آشنايان پر مي‌كند.»

باورهاي فرهنگي تغيير مي‌كنند

هرچند هنوز رگه‌هايي كمرنگ درگذران اوقات فراغت از گذشته بر جاي مانده اما دنياي امروز با همه تغييراتش پل‌هاي گذران فراغت بين گذشته و امروز را ويران مي‌كند. جامعه‌شناسان مي‌گويند احياي سنت‌هاي گذشته در گذران اوقات فراغت پلي است بين اعضاي اجتماع كه آنها را به هم پيوند مي‌زند. با اين وجود شايد انتظار پابرجايي سنت‌هاي گذشته درجامعه جديد كه از بسياري جهات دستخوش تغيير شده است انتظاري بي‌جاست. جامعه جديد هر چند شيوه‌ها را دستخوش تغيير كرده است، اما مزيت‌هايي را در زمينه امكانات اوقات فراغت پيش روي انسان قرار داده است.

دكتر يعقوب موسوي مي‌گويد: اصولا به دليل اين تغييرات، مقايسه چگونگي سپري اوقات فراغت در جوامع گذشته با جوامع كنوني امكان پذير نيست. هرچند كه فعاليت‌هايي براي گذران اوقات فراغت در گذشته نيز وجود داشته است، اما اوقات فراغت به مفهوم امروزي غايب بوده است. درگذشته كار با نقالي و ديگر فعاليت‌ها پيوند داشته است وبا وجود انواع سرگرمي‌ها،اما جوامع گذشته در پر كردن اوقات فراغت با مشكل روبه‌رو بوده‌اند. بسياري از درگيري‌هاي قومي، قبيله‌اي، نزاع‌ها و خصومت‌ها به دليل نبود برنامه در پر كردن اوقات فراغت بوده است. بنابراين نمي‌توان از گذشته تصوري طلايي داشت.

دكتر حسين فرجاد، جامعه‌شناس معتقد است: در باورهاي فرهنگي گذشتگان، شب‌نشيني و شب‌چره و مراسمي ‌از اين دست در زمره فعاليت‌هاي گذران اوقات فراغت بوده است، اما امروزه رسانه و كامپيوتر جايگزين آن شده است و حتي در زمينه سفرها هم تغييراتي حاصل شده است. در واقع اين جايگزيني ناشي از تغيير درباورهاي فرهنگي مردم است.

در هر حال با گذشت زمان آدم‌ها با همه چيزهاي اطرافشان تغيير مي‌كنند و همپاي همه اينها سرگرمي‌ها را نيز تغيير مي‌دهند. حالا خيلي وقت است كه سرگرمي‌هاي آدم‌هاي ديروز كه شادي را در گردهم آمدن مي‌ديدند، براي نسل امروز حتي شنيدني نيست. در باورهاي فرهنگي امروزي‌ها چيزهاي ديگري جايگزين شده است، خوب يا بد زمانه تغيير مي‌كند و تغييرات كه به جامعه وارد مي‌شوند تير خلاص را بر گذشته‌ها نشانه مي‌روند.