رانندگی ایرانی، فرهنگی است یا مصیبت؟
خدا نکند پشت چراغ قرمز-بخوانید چراغ خواب-چهارراه ابوطالب (شهر مشهد) بمانی. این چراغ چند زمانه! از این چهارراه، تصویری خسته کننده در ذهن ساخته است و همیشه باید تلاش کنی مسیری را انتخاب کنی که ناچار نباشی از آن عبور کنی. بگذریم...
خراسان در ادامه نوشت: روز جمعه بود و بعدازظهر و با خودم گفتم امروز خلوت است و از همین چهارراه به مسیر ادامه دهم. چراغ قرمز شد و من در سومین ردیف بودم. خوشحال بودم که با سبز شدن چراغ به طور حتم از آن رد می شوم و معطل نخواهم ماند ولی متاسفانه ظاهراً مرغ آمین در اطرافم نبود، با سبز شدن چراغ، وانتی که در اولین ردیف بود، هیچ تکانی نخورد خودرویی که بین آن وانت و خودروی من بود هم با خونسردی منتظر حرکت وانت بود و من هم به طور طبیعی منتظر حرکت آن دو ولی خبری نشد. هنوز لحظاتی نگذشته بود که بوق های ممتد که معنای آن عصبانیت است، از پشت سر شنیده شد، فهمیدن این که برای وانت مشکلی پیش آمده است سخت نبود و تا خودروهای پشت سر خواستند به خود بجنبند و راهی پیدا کنند، چراغ قرمز شد! دور دوم را هم صبر کردیم ولی با سبز شدن چراغ باز هم همان موضوع تکرار شد... و دوباره بوق های ممتد خودروهای پشت سر و... بالاخره در لحظات آخر مشکل برطرف شد و همه از چهارراه رد شدیم. در این بین رفتار آرام، با خونسردی و بدون واکنش راننده پرایدی که جلوی خودروی من ایستاده بود، برایم بسیار جالب بود آن هم در شرایطی که همه رفتارهای بی صبرانه داشتند.


با سلام و عرض ادب خدمت شما دوستان گرامی ،