قتل و جراحت؛ فرجام زنان خیابانی

معضل اجتماعی زنان خیابانی، نگرانی‌هایی را برای خانواده‌ها پدید آورده است. از طرفی نبود آماری منطبق بر واقعیت در کنار مشاهده ملموس این واقعیت باعث شده انحرافات اجتماعی به ویژه انحرافات سلامت و امنیت روانی ـ اجتماعی و حتی سیاسی و اقتصادی، زنان جامعه را تهدید ‌کند.

این مساله در سال‌های قبل از انقلاب و همین‌طور در سال‌های بعد از آن، همواره به عنوان یک مشکل مطرح بوده است. در واقع هراز چند گاهی سخن از خانه‌های عفاف برای جمع‌آوری آن‌ها به میان می‌آید، اما در عمل هنوز وجود این زنان به رسمیت شناخته نشده و همچنان از ساخت مکان خاصی برای نگهداری آن‌ها خبری نیست. 

ادامه نوشته

30 میلیون موش زیر پای مردم تهران

تهران، پايتخت مشكلات است. شايد خيلي‌ها تهران را به آلودگي هوا و ترافيك شناخته باشند، اما تهران مشخصات ديگري هم دارد. مردم پايتخت با 30ميليون موش و ده‌ها هزار كلاغ هر روز زندگي مي‌كنند. در اين خصوص اقدمات شهرداري تهران هيچ كمكي به كنترل جمعيت اين دو مزاحم نكرده است و هر روز جمعيت آنها بيشتر و موش‌ها چاق‌تر مي‌شوند.

 عدم رفتار مناسب شهروندي از سوي مردم و ريختن زباله‌ها به جوي‌ها و خيابان‌ها باعث رشد تعداد كلاغ‌ها و موش‌ها شده است. به گفته شهردار سابق منطقه يك تهران كه منطقه اشرافي هست، حدود يك‌سوم زباله‌هاي اين ناحيه از داخل جوي‌ها جمع‌آوري مي‌شود. از طرف ديگر كلاغ‌ها هم زباله‌خوار هستند و البته غذاي مورد علاقه‌شان موش است. مردم براي موش‌ها غذا توليد مي‌كنند و كلاغ‌ها موش‌ها را مي‌خورند. چرخه خطرناكي كه در تهران به وجود آمده است و مسوولان خبري از آن ندارند.

ادامه نوشته

ناگفته‌های تکان‌دهنده یک دلال اعضای بدن

Hemmat Khahi - ISNA (4 of 17).jpg
 

«در کمتر از یک هفته هر عضو از بدنتان که از کار افتاد، نگران نباشید. ما آن را برای شما تهیه می‌کنیم تا با خیالی آسوده فعلا به جناب عزرائیل جواب منفی بدهید. شاید این می‌توانست متن آگهی شغل فردی باشد که برای تهیه این گزارش با او به گپ‌وگفت نشستم.»

شرق با این مقدمه گزارش داد: پیدا کردن فردی که یکی از شغل‌های زیرزمینی ولی سازمان‌یافته تهران را اداره می‌کند، دشوار به‌ نظر می‌رسید اما پس از پیگیری‌هایی و به مدد چند واسطه، با او در دفتر کارش قرار گفت‌وگو گذاشتم. در لحظه ورود به دفترش، عکس‌های نصب‌شده از برج‌های «ایفل» و «پیزا»، توجه هر کسی را جلب می‌کند به‌ویژه آنکه بداند شغل واقعی او چیست و احیانا منتظر دیدن تصاویری از پیکر انسان بر در و دیوار باشد. اما برای اندیشیدن به این‌گونه موضوعات، مجال چندانی نمی‌یابم؛ میزبان با لبخندی وارد می‌شود و پس از چند جمله گپ‌و‌گفت درباره موضوعات نامرتبط با سوژه، با خوشرویی و علاقه، سخن‌گفتن از شغل نادر و عجیبش را آغاز می‌کند.

از فروش کلیه تا آغاز دلالی اعضای انسان

کامبیز، 39 ساله و دیپلمه علوم‌انسانی است؛ با ظاهری آرام و تیپی اسپرت. در حال حاضر برای خیل بیمارانی که نیاز به اهدای عضو دارند و تاب منتظر ماندن در فهرست بلندبالای نهادهای اهدای عضو را ندارند، عضو بدن مورد نیازشان را به سرعت پیدا می‌کند. در واقع، او یک دلال فروش اعضای بدن است. کامبیز، قبلا تولید‌کننده چرم بوده اما سال 86 ورشکست شده و کارش تا جایی پیش رفته که مجبور شده یکی از کلیه‌هایش را بفروشد تا زندان نیفتد.

ادامه نوشته

پيامدهاي بدحجابي در جامعه

زماني كه بدحجابي در جامعه افزايش يابد آمار خشونت و جنايت عليه زنان بالا مي رود چنان كه شاهد هستيم امروزه در غرب آزارهاي جنسي و مساله خشونت عليه زنان روز به روز افزايش مي يابد.

به گزارش مهر، هر چند بدحجابي بسياري از زنان و دختران با انگيزه مخالفت آنها با دين نيست و تنها نوعي بي توجهي و سهل انگاري است، ولي با دقت و تامل در اين ناهنجاري اجتماعي در مي يابيم كه اخيرا عواملي سبب افزايش فوق العاده بدحجابي در سطح جامعه شده است كه اگر آگاهي هاي كافي نسبت به اين معضل اجتماعي و پيامدهاي منفي ناشي ازآن به مردم داده نشود، بدون شك در آينده نزديك با مشكلات بزرگتري روبرو خواهيم شد.

بدون شك در عصر ما كه بعضي آن را عصر برهنگي و آزادي جنسي ناميده اند و بي بندوباري زنان را جزيي از آزادي آنان مي دانند، سخن گفتن از بدحجابي و پيامدهاي آن براي برخي ناخوشايند و چه بسا مخالف تمدن و پيشرفت باشد! مفاسد بي شمار و مشكلات و گرفتاريهاي اخلاقي روزافزون كه از اين آزاديهاي بي قيد و شرط به وجود آمده، سبب شده كه تدريجا اين مساله به عنوان يك معضل اساسي اجتماعي مطرح گردد؛ چرا كه بي حجابي علت اصلي رواج فساد اخلاقي در جامعه است و فساد اخلاقي مهمترين عامل انحطاط و نابودي فرهنگ يك جامعه به شمار مي آيد.

ادامه نوشته

سربازی اجباری با کدام توجیه و منطق؟

«خدمت سربازی، امروزه تبدیل به دغدغه و شاید کابوسی برای هر جوان ایرانی شده است. دوره و مکانی که قرار بود از پسران جوان، مرد بسازد، حالا تمام فکر و ذهنشان عبور و دور زدن آن شده است. از کشیدن تمام دندان‌ها گرفته و طلاق والدین تا هزار آسیب جسمی به خود، ترفندهای جوانان برای گرفتن معافیت شده است.»

 سایت «الف» با این مقدمه نوشت: «خدمتی که در نهم آبان ۱۲۹۴ تصویب و در زمان رضاخان اجرایی شد، اکنون جزء جدایی‌ناپذیر قوانین ایران شده است و هر جوان مذکر ایرانی اگر شرایط معافیت پزشکی یا سایر معافیت‌ها را نداشته باشد باید دو سال از بهترین و شکوفاترین دوران عمر خود را در خدمت سربازی سپری کند.

از طرفی دیگر این روزها برای انجام هر کاری از جوان ایرانی کارت پایان خدمت تقاضا می‌کنند؛ از ادامه تحصیل گرفته تا کار و ازدواج و وام. گویی این کارت، پسران ایرانی را کامل‌تر می‌کند. بیشتر سربازان از شرایط کنونی خود راضی نیستند. سربازانی که دارای تحصیلات بالا هستند و حالا باید پست بدهند، ماشین مافوق خود را بشویند و در مقابل همه چیز «بله قربان‌گو» باشند. نکته دیگری که به خصوص سربازان با تحصیلات دانشگاهی را ناراضی کرده، عدم به‌کارگیری آنها در قسمت‌های مرتبط با رشته تحصیلی است و این سبب می‌شود که در طی دو سال خدمت سربازی، آموخته‌های دوران مدرسه و دانشگاه را فراموش کنند.

ادامه نوشته

کودکان دزدی را کجا می‌برند؟

در برنامه ماه عسل امسال عکس محمد طاها را احسان علیخانی نشان داد و او پیدا شد. چندی قبل هم در برنامه ویتامین ث علی ضیاء عکس ۴ کودک گم شده در سال ۸۸ در جاده چالوس را نشان داد. واقعا این کودکان چه شدند؟ بعد از گذشت سال ها چرا پیدا نشدند؟ الان کجایند؟ وای بر حال پدرها و مادرهایشان.

77002.jpgبه گزارش الف : شاید این اتفاق برای خیلی‌ها افتاده باشد که لحظه‌ای در خیابان و سایر جاهای عمومی به دلایل مختلف دست کودکشان از دستشان جدا شده باشد و حس گم شدن کودکشان را هر چند لحظه‌ای اندک درک کرده باشند. خدا می‌داند گم شدن فرزند برای پدر و مادر چقدر دردناک است.

اتفاقی که سایت‌ها بازگو کردند شاید یک جوابی باشد بر اینکه چه بر سر کودکان می‌آید:

بازگشت دختر ربوده شده پس از ۹ سال! تاریخ انتشار: ۲۹ آبان ۱۳۹۲: به گزارش خراسان، آبان سال گذشته، مردی با تسلیم شکوائیه‌ای به دادسرای عمومی و انقلاب قوچان گفت: سال ۱۳۸۲ در حالی که دخترم تنها ۴ سال سن داشت و مقابل منزلم بازی می‌کرد توسط سرنشینان یک خودرو ربوده شد از آن روز تاکنون که ۹ سال از ماجرا می گذرد ما به همه جا سر زدیم تا این که او را در یکی از مدارس چناران شناسایی کردم. در پی این اظهارات و با دستورات قضایی، ماموران انتظامی به همراه مسئولان حراست آموزش و پرورش به مدرسه این دختر رفتند و ابتدا با عکسی که از دختر مذکور موجود بود او را شناسایی کردند و سپس زن و مردی که از این دختر نگهداری می‌کردند دستگیر شدند. زن که «م» نام دارد در بازجویی‌های اولیه گفت: چند سال قبل به مرکز بهزیستی رفتیم تا کودکی را برای نگهداری تحویل بگیریم اما مدیران بهزیستی گفتند که باید برای قبول سرپرستی یک کودک از دادگاه نامه بیاوریم. اما وقتی از دادگاه سوال کردیم گفتند ابتدا باید آزمایش بدهید به همین خاطر دیگر دنبال این کار نرفتیم تا این که مدتی بعد شوهرم دختر بچه‌ای را به منزل آورد و گفت: این دختر دست یک خانم معتاد بود و می‌گفت که توانایی نگهداری او را ندارد من هم دلم به حالش سوخت و با دادن مقداری پول، بچه را تحویل گرفتم. علیرضا متهم اصلی این پرونده نیز گفت: مادرم یک روز با دختری آمد و گفت: برای شما بچه‌ای را به خاطر فقر مالی پدر و مادرش به مبلغ ۷۰۰ هزار ریال خریده‌ام اما خانواده این دختر به خاطر گرفتن کوپن، شناسنامه او را تحویل ندادند! در پرونده مذکور متهم علیرضا به لحاظ ارتکاب آدم‌ربایی کودک ۴ ساله و گرفتن شناسنامه جدید برای کودک ربوده شده به تحمل ۵ سال حبس با رعایت مواد قانونی تخفیف مجازات محکوم شده که با اعتراض شاکی در نهایت در دادگاه تجدید نظر مجازات حبس متهم «علیرضا» به ۱۵ سال زندان تعزیری تعیین و اعلام می‌گردد.

ادامه نوشته