مصرف مواد مخدر در نظار عمومی














۱) کمرنگ کردن مرز عمومی و خصوصی: در زیر چتر اصطلاحات مبتنی بر بازار، هنجارها و استانداردهای منحصر به فرد خدمات عمومی نظیر شهروندی، نمایندگی، پاسخ گویی، برابری، بی طرفی و ... با هجوم هنجارهای بازرگانی نظیر رقابت، کارایی، بهره وری و سودآوری به حاشیه رانده می شود.
۲) محدود کردن ترکیب دریافت کنندگان خدمات: بر اساس سیاست های مدیریت دولتی نوین و بر خلاف اصل رفاه عمومی همگانی یا رفاه همه شهروندان، برنامه های طراحی شده برای افراد کم درآمد در بیشتر کشورها محدود شده است و گاه شهروندان عادی از جرگه تدارک خدمات دولت محروم شده اند. این بازنگری در ترکیب دریافت کنندگان خدمات بیانگر کاهش مردم سالاری در مدیریت دولتی نوین است.
۳) تضعیف بخش دولتی: تضعیف نقش موثر اجتماعی/ اقتصادی فعالیت های مدیریت دولتی جامعه یکی از روندهای مدیریت دولتی نوین است که به افول مردم سالاری و مخدوش شدن رفاه عمومی می انجامد. در واقع با انتقال بخش عظیمی از دارایی های عمومی به بخش خصوصی و فروش بنگاه های عمومی

راهيپمايان هدف از اين راهپيمايي را مطالبه اجراي فرامين امام خميني رحمت الله عليه و مقام معظم رهبري براي مقابله با تهاجم فرهنگي، اعتراض به اجرا نشدن قانون گسترش فرهنگ حجاب و عفاف و هشدار به مسئولان در مورد کوتاهي در برخورد جدي با گسترش منکرات و بدحجابي اعلام کردند.
راديو گفت و گو در نشستي خبري با حجت الاسلام سيد علي طاهري عضو کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي و مجيد نصيري پور، عضو کميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي به بررسي اين موضوعات پرداخته است.
مشروح اين گفت و گو به اين شرح است:
راديو گفت و گو : آقاي طاهري چرا در مورد اين قانون که در سال 84 تصويب شد تا کنون اقدام مؤثري صورت نگرفته است؟
طاهري: مستحضريد که بعد از تصويب اين قانون، البته در مجلس هفتم هم يک طرحي که با حجاب و عفاف ارتباط داشت تصويب شد. اين دو مسئله در دولت نهم به عهده وزارت ارشاد سپرده شد. بعد از حدود سه سال که ارزيابي عملکرد وزارت ارشاد صورت گرفت و با توجه به اعتراضاتي هم که متدينين داشتند و اينکه اين قانون در عمل هيچ نتيجه اي نداشته ، نشان مي داد که وزارت ارشاد توفيق لازم را در اين خصوص پيدا نکرده است.
شايد يک علت اين بود که آن ابزار لازم در اختيار وزارت ارشاد نبود يا سير مطالعات و تدوين آئين نامه هاي اجرايي بسيار طولاني شده بود و در حقيقت موجب شده بود که اين قانون بسيار ارزشمند و نسبتاً قانون کامل با توجه به کار سنگيني که انجام شده بود، ما هيچ نتيجه اي را در جامعه خودمان شاهد نباشيم .
با فشاري هم که دشمن در اين زمينه دارد و برنامه ريزي مدوني که آنها دارند براي تخريب فرهنگ اسلامي ما، امروز شاهد جلوه هاي بد حجابي يا بهتر است بگوييم بعضي صحنه هاي بي حجابي در جامعه خودمان هستيم . اخيراً بعد از همان بررسي ، دولت محترم چارچوب اجراي ان طرح را به عهده وزارت کشور نهاد و در حقيقت ما از آن زمان پيگير هستيم. منتها چون در جريانات سال گذشته ، وزارت کشور يک مقداري درگير فتنه شد در پيگيري اين قضيه يک مقداري عقب مانده بود که مادر مجلس يک سوالي را از وزير کشور کرديم.
حدود 40 نفر که اکثريت روحانيت مجلس و ارکان مهم مجلس و برخي از نمايندگان ديگر هم اين سوال را امضا کرده بودند،آقاي وزير کشور اخيراً طي يکي دو هفته قبل در کميسيون فرهنگي حاضر شدند و گزارشاتي در خصوص پيگيريها از زماني که ابلاغ شده به وزارت کشور، آنجا ارائه کردند.

حجاب زن مربوط به خانواده هم نيست تا اعضاي خانواده رضايت بدهند، بلكه حجاب، حقي الهي است.
در جهان غرب و كشورهايي كه به قانون غربي مبتلايند، اگر زن همسرداري آلوده شد و همسرش رضايت داد، قوانين آنها پرونده را مختومه اعلام ميكنند، اما در اسلام چنين نيست. حرمت زن، نه به خود زن و نه به شوهر و نه به برادر و فرزندانش اختصاص دارد و همه اينها اگر رضايت بدهند، قرآن راضي نخواهد بود، چون حرمت زن و حيثيت زن، حقالله است و خداي سبحان زن را با سرمايه عاطفه آفريد كه معلم رقت باشد و پيام عاطفه بياورد.
اگر جامعهاي اين درس رقت و عاطفه را ترك نمودند و به دنبال غريزه و شهوت رفتند، به همان فسادي مبتلا ميشوند كه در غرب ظهور كرده است. از اين رو، كسي حق ندارد بگويد كه من به نداشتن حجاب رضايت دادم و از اين كه قرآن كريم ميگويند (هر گروهي، اگر راضي هم باشند، شما حد الهي را در برابر آلودگي اجرا كنيد)، معلوم ميشود كه عصمت زن، حقالله است و به هيچ كسي ارتباط ندارد. قهرا همه اعضاي خانواده و اعضاي جامعه و خصوصا خود زن، امين امانت الهي هستند.
زن از نظر قرآن امانتدار حق خداست، يعني اين مقام، حرمت و حيثيت را خداي سبحان كه حق خود اوست به زن داده است، اگر او اين حق را به امانت حفظ كند، آن گاه جامعه مسلمانان به صورتي درميآيد كه جهان برابر آن خضوع مينمايد.
جامعهاي كه قرآن در او حاكم است، جامعه عاطفه است و سرش اين است كه نيمي از جامعه، معلمان عاطفه يعني مادرها هستند. بخواهيم يا نخواهيم و بدانيم يا ندانيم، اصول خانواده درس رافت و رقت ميدهد و رافت رقت در همه مسائل كارساز است.

راديو گفت و گو: اقاي رهبر ديدگاه شما در مورد روندي که تا کنون در مورد حجاب و عفاف اجرا شده چيست؟
رهبر: حجاب از ضروريات اسلام است. حجاب رمز سعادت خانواده و براي جلوگيري از انحرافات اخلاقي جوانان دختران و پسران است. در مورد اصل حجاب و ضروري بودن آن ترديدي وجود ندارد. دشمنان اسلام از روزي که به کشورهاي اسلامي حمله کردند و يا عواملشان را به عنوان مزدور نصب کردند، يکي از کارهايشان کشف حجاب بود که در عصر رضاخان در اين کشور ادامه پيدا کرد.
در کشورهاي ديگر هم همين ارمغان شوم بي حجابي را در کشورهاي اسلامي بردند. با انقلاب اسلامي تبعاً يکسري معيارها عوض شد و بازگشتي شد به همان اصالت ايراني و اسلاميت و مسلمان ايراني بودن و پرهيز از آن رويه غربي ها و حجاب برگشت.
البته در بعضي ضعيف بوده، در برخي کامل بوده. خانواده هايي هستند که به حکم ديانت و تدين مقيد به حجاب هستند،الان اکثريت 99درصد زنان جامعه ما واقعاً پايبند هستند،اعتقاد دارند، ما داريم نمونه هايش را در صحنه هاي مختلف، در روستا و تهران و شهرستانها مي بينيم.
در انقلاب اسلامي، بعد از شکل گيري نظام اسلامي وضعيت حجاب، همان خانوادگي سنتي و ديرينه ما در کشور آمد، الا يک عده خاص. يک عده خاص هميشه هنجار شکن بوده است. حتي در اين سالهاي اخير و سال اخير ما خبرهايي داريم که يک عده به افرادي پول مي دهند و پول مي گيرند براي اينکه بدحجابي را در جامعه ترويج دهند.
لباسهاي زننده ،آرايش هاي تند،اين با فرهنگ جامعه ما نمي خواند و به نوعي بايد با اين موضوع برخورد شود. براي مقابله با اين موضوع دو راهکار داريم،يک راهکار اصولي و فرهنگي و فرهنگ سازي،يک راهکار هم اينکه با مواردي که ناهنجاري است و براي جامعه قابل تحمل نيست، برخوردي منطقي داشته باشيم،يک الزاماتي بوجود بياوريم. در اين رابطه چند سال پيش مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي بعنوان گسترش فرهنگ حجاب و عفاف ،به دستور مقام معظم رهبري هم بود که اين موضوع تدوين شد و به دستگاهها ابلاغ شد. سال 84 بود و اين به وزارتخانه ها،ادارات،جاهاي مختلف رفت ولي متأسفانه دقت کافي روي اين موضوع نشد،توجه به اجرايي شدن آن ،آن طور که بايد نشد .
در حقيقت اين راهکارهايي را نشان مي داد که در دانشگاهها، در ادارات، در وزارتخانه ها، بيمارستانها،
داروخانه ها خود اين ها کم نيست. ما ميليونها کارمند و دانشجو و دانش آموز داريم که در همين دستگاهها اگر الزاماتي باشد و رعايت شود، تبعاً به سطح جامعه هم کشيده مي شود. به علاوه رسانه ملي در اينجا نقش مهم دارد.
راديو گفت و گو: آقاي افشار در مورد طرح حجاب و عفاف که اجراي آن به وزارت کشور محول شده بفرماييد. آيا همان طرح مصوب سال 84 است و اينکه در زمينه اجرا تا کجا پيش رفته است؟
افشار: در خصوص اين طرح البته اقدامات محدودي در تهيه آن 3 يا 4 سالي که به عهده وزارت ارشاد بود در دستگاه انجام شده است. اين طور نبود که هيچ اقدامي صورت نگيرد. ولي در حد مطلوب نبود. وقتي که به وزارت کشور ابلاغ شد ما از تمام دستگاهها و وزارتخانه ها،بخصوص دستگاههاي فرهنگي خواستيم برنامه شان را ارائه دهند. چون آنچه مصوب شده در انقلاب فرهنگي بود، برنامه نبود،شرح وظايف بود،راهکارها بود، بايدها و نبايدها ولي برنامه اي به تصويب نرسيد.
در طول سال 88، تمام سازمان ها و نهادها مثلاً صدا سيما، آموزش و پرورش،وزارت بهداشت و دانشگاهها، مثلاً بهزيستي،مهد کودک ها،کليه دستگاههاي فرهنگ ساز، سازمان تبليغات،همه اينها برنامه هايشان را
آوردند، برآورد شد، به بخشي از اينها لازم بود کمک شود که منابعي پيش بيني شد. با توجه به رويکرد اخير فرهنگي دولت، بخصوص در استانها منابع خوبي اختصاص داده شده براي کارهاي فرهنگي، تأثير آن کارهاي فرهنگي عمومي خود به خود روي حجاب و عفاف هم هست و از همانجا هم اين برنامه ها قابل تدوين است.
اعتبارات خوبي در نظر گرفته شده است. منتها در توليد اين برنامه ها نبايد شتاب زده عمل کرد. بايد کارهاي ارزشمند و اثربخشي باشد. قرار نيست ما اين پولها را خداي ناکرده هدر دهيم، بايد برنامه هاي اثربخشي مثلاً در زمينه هاي مختلف فرهنگي و سوژه يابي تهيه شود و اين کار مي برد.
راديو گفت و گو:آقاي افشار،اشاره به حرکتهاي شتاب زده داشتيد. از سال 84 ما تقريباً 5 سال را پشت سر گذاشتيم.
افشار:من منظورم از ابداع ستاد صيانت است که اول سال 88 کارش شروع شده. مربوط به دوره هاي قبل را من عرض کردم، گزارش عملکردي داريم از دستگاههاي فرهنگي که کارهايي انجام دادند نه به اين وسعتي که الان ديده شده. محدود بوده. البته ما در حوزه مد لباس هم بحث دعوت از طراحان براي ارائه مدها و ژورنالهاي پوشش اسلامي براي دسترس خانواده ها و مردم به ان را هم داشتيم .
البته مراکز فروش عرضه مستقيم پوشش اسلامي پيش بيني شده در سطح استانها که دسترسي مردم به اين لباسها باشد. اينها کارهاي ايجابي است در حقيقت.
راديو گفت و گو: خانم شريعتي ، ايا طرح حجاب و عفاف را براي مقابله با بد حجابي کافي مي دانيد و آيا در مجلس کارهاي ديگري در اين خصوص انجام گرفته يا خير؟
شريعتي: به نکات مهمي اشاره فرموديد. حجاب و عفاف پيش از آنکه از آن به عنوان مثلاً يک طرح استفاده کنند و حجاب و عفاف را در آينه يک طرح قرار دهيم،بايد اين به عنوان يک باور عميق و اصلي در جامعه مد نظر قرار گيرد.
من فکر نمي کنم مسئله متانت و حجاب و عفاف و آن امنيت معنوي جامعه چيزي باشد که ما بخواهيم اين را با همايش ها و سمينارها و مسائل اين گونه اي قوت بخشيم. بلکه اين بيشتر عملکردي است.من فرمايشات برادر بزرگوار را گوش کردم، درست است بايد کار فرهنگي انجام شود. اما اين کار فرهنگي چگونه مي خواهد تعريف شود.
به نظرم مي رسد که در اين مسئله ما بيش از اينکه بخواهيم مثلاً عناوين فرهنگي و اين گونه اي را در اين زمينه کارساز بدانيم، فکر مي کنم آنچه مهم است اين است که واقعاً مجموعه هاي زير نظر خودمان را تشويق کنيم به سمت يک زندگي سالم و معرفتي و معنوي.
در دانشگاهها، در ادارات،سازمانها، دستگاهها، چه بخش خصوصي، چه دولتي، هر دو نياز است اين واقعيت کاملاً مشهود است که ما بايد حجاب و عفاف را مشاهده کنيم. عفاف جامعه چيزي نيست که در قالب سمينار بگنجد. به نظر من در حال حاضر ما علاوه بر کار فرهنگي،علاوه بر مسائل آموزشي،واقعاً باور معنوي و عقيدتي و اين فريضه واجب را واقعاً پياده کنيم.
دانشگاهها بايد قوانين خاص خودشان را داشته باشند.مسلماً مسئول يک دستگاه، يک ارگان، يک نهاد،ان قدر حرفش تأثير و اثر بخشي دارد که کارمندان زيرمجموعه خودش را تشويق به تقويت مسئله حجاب و عفاف در پوشش و رفتار داشته باشد ،همچنين ديگر دستگاهها.
مهمترین بخش های سخنان عبدالرضا رحمانی فضلی که ظهر پنج شنبه در جلسه شورای اداری لرستان سخن گفت و مهر خبر آن را مخابره کرد را در ادامه بخوانید:
بعد از بالا گرفتن دوباره بحثها درباره پارازیتها بر امواج ماهوارهای و تأثیر آن بر سلامتی شهروندان، مرضیه وحید دستجردی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش و پزشکی، از ماموریت تازهای که از سوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس به این وزارتخانه و وزارت فناوری اطلاعات برای پیگیری موضوع ارسال پارازیتها داده شده است خبر داد.
او افزود: " در جلسه کمیسیون بهداشت و درمان که بنده نیز حضور داشتم ماموریتی داده شد که وزارت بهداشت و وزارت فناوری و اطلاعات برنامهای تهیه کنند تا در رابطه با موضوع امواج و پارازیتها بررسیها دقیقتر و نهایی شود. "
این در حالی است که برخی از متخصصان و پزشکان از تأثیرات سوء و مخرب این امواج بر شهروندان، ازجمله انواع سرطان خون، مغز، تولد نوزادان عقب افتاده و. . . خبر میدهند.
آغاز ماجرا
چند هفته از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم نگذشته بود که موضوع پارازیتهای ماهوارهای بر سر زبانها افتاد. پارازیتهایی که زیاد بودنشان حتی باعث اعتراض نمایندگان مجلس و سؤال آنها از وزیر بهداشت در این مورد شد و هرچند وزیر بهداشت ضررهای این پارازیتها را برای سلامت شهروندان قبول نکرد.
دکتر شاهرخ رامین سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس شورای اسلامی هم به خبر میگوید: " تاکنون هیچ گزارش علمی درباره تأثیرات مخرب امواج مایکروویو بر بدن جانداران منتشر نشده است و تنها تأثیری که بر آنها میگذارد افزایش حرارت بدنشان است. "
او میافزاید: " امواجی که به امواج پارازیت معروف شده و برای مقابله با ماهوارهها ارسال میشود دقیقا از جنس امواج ماهواره است که بر خلاف آنها ارسال میشود. "
او با اشاره به جلسهای که با حضور وزرای بهداشت و ارتباطات در کمیسیون بهداشت تشکیل شده میگوید: " دغدغه کمیسیون، تأثیرات مخرب این امواج بر بدن جانداران است. این دو وزارتخانه موظفند کوچکترین مضرات احتمالی را کشف و به کمیسیون ارسال کنند تا در مجلس مطرح شود و به مقامات ارشد گزارش شود. "
پارازیتها عقیم میکند و سرطانزاست
پیش از این برخی کارشناسان با اشاره به امواج الکترومغناطیس دکلهای BTS و پارازیت، افزایش پدیده جهشزایی ژنتیکی و ناباروری در شهروندان را محتمل دانسته بودند.
از جمله دکتر محمد رضا رزاقی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با اشاره به افزایش رو به افزایش شمار مبتلایان به ناباروری در کشور، قرارگیری در معرض تابش انواع امواج را از علل ناباروری در جامعه بر شمرد. او گفت: این امواج از امواج ساده رادیویی تا امواج تلفن همراه و پارازیتهای ماهوارهای را شامل میشود.
رزاقی گفت با قرارگرفتن دختران و پسران جوان در معرض این امواج، سلولهای تولید مثلی آنان تحت تأثیر قرار گرفته و سبب از بین رفتن عملکرد جنسی و قدرت باروری آنان میشود.
دکتر محققی، رئیس مرکز تحقیقات سرطان در گفتوگو با خبرآنلاین در مورد مضرات پارازیتهای ماهوارهای گفته بود: تأثیر این امواج روی کودکان میتواند باعث بروز برخی از انواع سرطانها شود. در افراد بالغ نیز موضوع در مواردی باعث بروز مخاطرات و بیماریها در سیستمهای عصبی، قلب و عروق و دستگاه گوارش میشود و در مواردی نیز باعث ایجاد سرطان خون در این افراد شده است.
گرچه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مهمترین اقداماتی، که انتظار میرفت مسئولان نظام آن را اجرایی کنند در گام نخست همان تحول در سیستم فرهنگی و آموزشی کشور بود. اما این اتفاق متأسفانه آن طور که شایسته نظام بود صورت نگرفت تا امروز که آموزش و پرورش هنوز دستخوش بحرانهای جدی در نظام آموزشی و نیز استانداردهای پرورشی است.
ایران از جمله کشورهایی است که بعد از انقلاب نیاز بدان داشت تا نظام آموزشیاش تغییر کند و دگرگونی و تحولی که اساساً در ابعاد مختلف اعم از اجتماعی، اقتصادی و سیاسی صورت گرفت در این حوزه نیز بروز پیدا کند. بعد از گذشت حدود سی سال از انقلاب دست و پنجه نرم کردن مسئولان و متولیان آموزش و پرورش با مشکلات نظام آموزشی کشور مقام معظم رهبری اصولیترین نظریه را در رابطه با بر طرف کردن معضلات جدی آموزش و پرورش تدوین کرد و آن مسئله تحول بنیادین در نظام آموزشی کشور بود، مبحثی که شاید بیراه نباشد اگر بگوییم که با عدم توجه و دقت نظر مسئولان در این حوزه مواجهه شد و یا به تعبیری دیگر اجرایی شدن آن نیاز به قدرتی فراتر از قدرت اجرایی قوه مجریه داشت. به هر حال هنوز آموزش و پرورش در ایران دستخوش تغییراتی غیر اصولی، سطحی و نامحسوس است که گویی تنها برای مدتی کوتاه به حل مسائل میپردازد و در این میان دانش آموزان تنها افراد متضرر از این نحوه مدیریت هستند. محمود فرشیدی وزیر سابق آموزش و پرورش در دولت نهم که در همان 2 سال در اختیار داشتن وزارت خود برای به تحقق پیوستن موضوع تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش گامهای مؤثری برداشته معتقد است که لباسی که اکنون بر تن آموزش و پرورش است لباسی تنگ و نامناسب است و این شایسته انقلاب ما نیست.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به نظر میرسیداولین گام و شایستهترین اقدام برای دستیابی به آیندهای پویا در نظام آموزشی تغییر و دگر گونی در نظام آموزشی باشد، اتفاقی که به نظر میرسد با تأخیر سی ساله هم اکنون هم مقدماتی برای اجرای آن انجام نگرفته است. این در حالی است که تحول بنیادین را تنها چاره این معضل میدانیم، اگر تحول بنیادین تنها راه حل است تعلل در اجرای آن وارد است؟
حسین صرافی: در حالی که همه مسوولان شهری و سیاسی کشور سخت درگیر فراهم کردن راه های مقابله با گسترش آلودگی هوای تهران هستند، حسین مهرآوران، کارشناس شرکت کنترل کیفیت هوای تهران در گفت وگو با مهر می گوید:" سه میلیون خودروی فرسوده بیشترین سر و صدا را تولید میکنند و در واقع منابع متحرک آلودگی صوتی در تهران محسوب میشوند."
مهرآوران با اشاره به این که با جایگزینی خودروهای قدیمی با خودروهای نو علاوه بر کاهش قابل توجه آلودگی هوا، آلودگی صوتی نیز به میزان قابل ملاحظهای کاهش مییابد، تصریح کرد:" سر و صدای خودروهای فرسوده بیشترین اثر را بر روی راننده و سرنشینان این خودروها بر جای میگذارد."
این کارشناس شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، تردد خودروهای سنگین در خیابانهای فرعی در ساعات شب به دلیل محدودیت تردد کامیونها در ساعت روز را از جمله دلایل آلودگی صوتی بر می شمارد و می افزود:" تعجیل در رسیدن به مقصد و ممنوعیت حرکت در بعضی مسیرها، باعث عبور این خودروها از خیابانهای فرعی و از میان مناطق مسکونی شده است."
او حمل بار سنگین به وسیله کامیونها را موجب تشدید آلودگی صوتی ناشی از حرکت آنها دانست و خاطرنشان می کند:" در صورتی که این خودروها از مسیرهای اصلی که معمولاً در میان مناطق تجاری قرار دارند عبور کنند، آلودگی صوتی مناطق مسکونی در ساعات شب کاهش خواهد یافت."
کارشناسان تبعات زیست محیطی و انسانی آلودگی صوتی ایجاد شده توسط خودروهای فرسوده را جبران ناپذیر می دانند و با اشاره به افزایش میزان پرخاشگری، سردرد ها و... نسبت به تاثیر مخرب این معضل روی جسم و روح شهروندان تهرانی هشدار داده اند.
منابع آلودگی صوتی در شهرها
مهندس مهرآوران کارشناس بخش صدای شرکت کنترل کیفیت هوای تهران به خبرآنلاین می گوید:" منابع آلودگی صوتی بسیار متنوع هستند و در شهرها می توان آنها را به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم کرد. منابع خارجی صدای محیط کار، مکان های خاص نظیر مجاورت فرودگاه ها، صدای بوق خودرو، ضبط یا رادیوی وسایل نقلیه، ترمز ناگهانی، تصادفات، صدای اگزوزها، اورژانس، آژیرهای خطر، دزدگیر، ساخت وساز، ماشین آلات صنعتی، خودروهای باری و... را شامل می شود و منابع داخلی آلودگی صوتی بسته به نوع زندگی و رفتارهای افراد عواملی همچون صدای تلویزیون، رادیو، جارو برقی، وسایل برقی نظیر مخلوط کن و چرخ گوشت، سیستم های تهویه و... را دربرمی گیرد."
این کارشناس آلودگی صوتی معتقد است:" در تهران خودروها منبع اصلی و عمومی آلودگی صوتی هستند که در کنار مسائلی نظیر حجم بالای ترافیک ساکن، عدم تفکیک کاربری ها، تردد خودروهای باری، رعایت نکردن الگوهای مناسب رانندگی، وجود کارگاه های صنعتی پراکنده، تردد خودروهای فرسوده و موتورسیکلت ها و وجود فرودگاه و راه آهن وضعیت را در بیشتر نقاط بحرانی کرده و از حد استانداردهای جهانی فراتر می برد."
عوارض و آسیب های شنوایی
با وجود انواع گسترده آلودگی های صوتی در تهران ریتم امواج مغزی شهروندان تهرانی تند تر از حد معمول است. تحقیقات نشان می دهد پس از قرار گرفتن در معرض یک صدای شدید، ریتم امواج مغزی تا 5 دقیقه تند تر نوسان می کند.
دکتر مهدی مشهدی متخصص شنوایی می گوید:" آلودگی صوتی قدرت شنوایی را به تدریج و به طور غیرمحسوس کاهش می دهد و ابتدا بخش هایی که وظیفه انتقال اصوات بلند را در گوش بر عهده دارند ضعیف می شوند و از میان می روند."
او می افزاید:" قرار گرفتن دائمی در معرض اصوات بلند عارضه زنگ زدن، وزوز و سوت کشیدن گوش را به همراه دارد و از دست دادن قدرت شنوایی بر اثر آلودگی صوتی برخلاف عوارض کهولت بر شنوایی انسانی قابل درمان نیست و حداقل بازگشت به حالت عادی غیرممکن است، چون در این عارضه سلول های حلزونی گوش داخلی تخریب می شود. سردرد، خستگی، افزایش فشار خون، تحریک پذیری و زود رنجی، ضعف سیستم ایمنی بدن، سوءهاضمه و مشکلات گوارشی، آسیب پذیری در مقابل بیماری های ویروسی و عفونی و... دیگر عوارض آلودگی صوتی هستند که در شهرهای شلوغ و صنعتی با شدت و ضعف نسبی رخ می دهند."
این متخصص شنوایی، کاهش قدرت یادگیری در کودکان، سقط جنین، انقباضات عضلانی و عروقی، استرس، بیماری های قلبی و عصبی، ام اس و افسردگی را جزء عوارضی معرفی می کند که نقش آلودگی صوتی در بروز آنها اثبات شده است.
عوارض و آسیب های روانی
آلودگی صوتی یکی از استرس های محیطی بااهمیت است که نقش مخربی در قلمرو روانشناسی صنعتی و کار دارد. دکتر غلامحسین معتمدی روانپزشک و استاد دانشگاه به خبرآنلاین می گوید:" آلودگی صوتی یکی از عوامل موثر ایجاد استرس شغلی و کاری در حیات روانی جوامع است. محیط هایی که همراه آلودگی صوتی باشند سبب ساز افزایش تحریک پذیری، تنش، پرخاشگری و فرسودگی شغلی و روانی می شوند که در رفتارهای ویرانگر در روابط میان فردی منعکس می شود."
او معتقد است:" یکی از بارزترین تبعات آلودگی هوا و صوتی روی شهروندان تهران، بروز سردردهای تنشی یا گرفتگی های عضلانی است."
راه حل
مقابله با آلودگی صوتی و کاهش عوارض آن در محیطهای شهری پیش از هر اقدامی نیازمند توجه جدی و ایجاد انگیزههای عملی است. رفع آلودگیهای صوتی هزینهای گزاف دارد و بیشتر با مشکلات حقوقی، فرهنگی، فنی، اجتماعی و حتی سیاسی همراه است که مانع عزم همگانی و برنامهریزی جامع و منسجم برای آن میشود. در کشور ما تا به حال چندین بار استانداردهای آلودگی صوتی تعریف شده و جنبه قانونی و حقوقی نیز یافته است، اما عملی نمیشود.
رضا علیزاده، کارشناس ارشد مدیریت امور شهری براساس تحقیقی که در این باره انجام داده، مهمترین روشهای مقابله با آلودگی صوتی شهرها را در 2 دسته شرح میدهد:" یک دسته روشهای کاهش آلودگی است که به جلوگیری از انتشار یا دریافت آلودگیهای موجود و اجتناب ناپذیر اشاره دارد. ایجاد دیوارههای صوتی در بزرگراهها و معابر، عایقبندی دیوار واحدهای مسکونی و صنعتی، استفاده از مواد جاذب صوت در سازههای شهری و پنجرهها و درهای منازل، استفاده از شیشههای دوجداره در معماری ساختمانها، رعایت فاصله قانونی مکانهای مسکونی از منابع تولید آلودگی صوتی نظیر معابر پرتردد، ایجاد موانع بتونی، شیشهای، طبیعی یا فضای سبز در حاشیه منازل مسکونی یا بزرگراهها و بخشی از این روشهای کاهنده هستند. تحقیقات نشان میدهد نصب عایقهای صوتی در بزرگراهها یا ایجاد فضای سبز حجیم در حاشیه معابر یا منازل حداقل 10 دسیبل از میزان آلودگیهای صوتی میکاهد. ایجاد تپههای کوچک سبز در حاشیه بزرگراههای پرتردد نیز که در این حوزه تنها اقدام شایع در معماری شهری ترافیکی ما محسوب میشود، روشی موثر و مطلوب است."
او دسته دیگر روشها را ناظر بر پیشگیری از ایجاد آلودگی صوتی معرفی میکند و درباره آنها میافزاید:" تولید وسایل نقلیه استاندارد و کمصدا، اعمال محدودیت در تردد خودروها و موتورسیکلتها، اجباری شدن معاینه فنی وسایل تردد و رعایت استانداردهای فنی در این حوزه، محدودیت سرعت، استفاده از روکشهای ویژه برای آسفالت خیابانها و اتوبانها و همچنین تایرهای کمصدا برای خودروها، ممنوعیت بوق زدن و اصلاح فرهنگ ترافیکی و نظارت بر تردد خودروهای باری در پیشگیری از ایجاد آلودگی صوتی در شهرها موثرند."







ایلنا نوشت:
وزیر آموزش و پرورش گفت: مشکلاتی که امروز در باب حجاب و عفاف امروز در جامعه مطرح می شود، به عدم توجه به جایگاه نظام تعلیم و تربیت برمی گردد. همچنین تمام مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به بی توجهی به آموزش و پرورش برمیگردد.
حاجی بابایی ادامه داد: اما اگر بخواهیم نظام تعلیم و تربیت ارزش یابد، اول باید به مرجعیت معلم پی ببریم و یکبار دیگر تعریف از معلم را بازخوانی کنیم. باید یک درجه حرارت قلب معلمان را بالا ببریم و این به اندازه هزاران فعالیت در جامعه ما را به جلو می برد نه تنها من بلکه هزاران وزیر دیگر هم بیایند نمیتوانند کاری کنند چراکه تنور نظام تعلیم و تربیت را معلمان و دانش آموزان روشن میکنند.
وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه امروز دنیا به نظام تعلیم و تربیت بیش از گذشته اهمیت می دهد، گفت: یک روز دنیا به این نتیجه رسیده بود که آموزش و پرورش زیر مجموعه اقتصادی است و بعد از آن متوجه اشتباه خود شد و آن را اصلاح کرد، هم اکنون رژیم صهیونیستی به این نتیجه رسیده است که اگر بخواهد بقا داشته باشد به مدرسه ابتدایی توجه کند و حتی کشورهای منطقه خاورمیانه برای یکهتازی، مسابقه بیامانی را برای توسعه مدارس در کشورهای دیگر با اعتبارات 100 درصد تدارک دیدهاند.
وی به مدیریت اسلامی مدارس اشاره کرد و گفت: اگر می خواهیم انسانی را با حیات طیبه تعریف کنیم و به دنبال اقتصاد، سیاست و توسعه پایدار هستیم و حتی دیانت و آخرت را می خواهیم باید به معلمان و دانش آموزان توجه کنیم
ارزش اخلاقى اجتماعى زيستن
در بخش اخلاق اجتماعى كه در آن ارزشهاى اخلاقى در حوزه رابطه انسان با انسانهاى ديگر بررسى مىشود، نخستين مسأله ارزيابى اخلاقى نفس اجتماعى زيستن در برابر گوشهگيرى و مردم گريزى است. پرسش آن است كه آيا اجتماعى زيستن از نظر اسلام داراىارزش اخلاقى و امرى پسنديده است؟
اختيارى بودن اجتماعى زيستن
در پاسخ به آن پرسش، ابتدا بايد ببينيم كه آيا انسان مجبور است كه در جامعه زندگى كند، يا آنكه با اختيار و انتخاب حيات اجتماعى را بر مىگزيند؛ زيرا اگر انسان چارهاى جز اجتماعى زيستن نداشته باشد، طبعا از قلمرو اخلاق نيز خارج خواهد بود.
گروهى از دانشمندان بر اين باورند كه اجتماعى زيستن يك امر جبرى است و زندگى اجتماعى براى انسان يك ضرورت طبيعى است.برخى نيز تا آن جا پيش رفتهاند كه اساسا وجود فرد را به مانند سلولى در پيكر اجتماع مىبينند.
اين نظريه با مبانى بينش اسلامى ناسازگار است.زندگى كردن اجتماعى براى هر فرد اختيارى است و هر فرد يك موجود مستقلى است، روح مستقلى دارد، اراده دارد، فكر دارد، شناخت دارد و مىتواند زندگى خودش را با افرادى پيوند دهد يا بگسلد. 2به همان اندازه كه انسان در اين امر اختيار دارد، هم زيستى در قلمرو ارزشهاى اخلاقى قرار مىگيرد.آنگاه بحث خوب يا بد بودن اصل اجتماعى زيستن، كيفيت و كميت معاشرت با ديگران مطرح مىشود، و اين كه نظام اخلاقى اسلام در اين باره چه توصيههايى دارد.
عوامل رويكرد به حيات اجتماعى
ارزش اخلاقى اجتماعى زيستن يا گوشهگيرى و اعتزال بسته به عواملى است كه موجب رويكرد انسان به حيات اجتماعى يا انزوا طلبى مىشود. به ديگر سخن، اين دو شيوه زيستن به خودى خود و با قطع نظر از عوامل و انگيزههاى آن، به لحاظ اخلاقى خنثا است و مفاهيم خوب يا بد، بدان راه ندارد.
عواملى كه موجب اجتماعى زيستن مىشوند عبارتند از:
- ناآرامی ها و حوادث سال گذشته، در عین حال که بخشی از تجربه های سیاسی مردمان این سرزمین در اشتباه کردن و از نو یافتن مسیر به شمار می آید، ولی تبعات اجتماعی عمدتا ناگواری نیز به همراه داشت. ممکن است هزینه برخی از این ناگواری های اجتماعی، سال ها پا برجای بماند.
سال گذشته نه فقط به لحاظ سیاسی و اقتصادی با ناگواری هایی همراه بود و به دلیل برخی بداخلاقی های سیاسی، سرعت توسعه کاهش یافت؛ بلکه 1388 در منحنی تحولات اجتماعی نیز، مقطع درخشانی نبود. پدیده هایی همچون کاهش همبستگی های خانوادگی و افزایش طلاق، بروز پررنگ تر برخی ناهنجاری های اخلاقی و اجتماعی، جامعه شناسان و مدیران سیاسی را بر آن داشت تا به بررسی این وضعیت و جستجو برای راه های برون رفت بپردازند.
کاهش پوشش زنان
هر چند پدیده بدحجابی، قدمتی طولانی دارد ولی سال گذشته در اکثر شهرهای بزرگ کشور، شتاب بیشتری گرفت. دلایل مختلفی برای این پدیده ذکر می شود.
علیرضا افشار معاون فرهنگی و اجتماعی وزیر کشور در این خصوص اظهار داشت: در ابتدای سال گذشته همزمان با نا آرامی های کشور و حوادث انتخابا ت، وضعیت حجاب در جامعه به شدت تحت تأثیر عوامل داخلی و خارجی قرار گرفت که وضعیت نابهنجار کنونی ناشی از این موضوع است.
شاید برای خیلی ها، دیگر فال و فال بینی تبدیل به یک موضوع معمولی شده باشد؛ موضوع معمولی ای که از نظر خیلی از افراد ارزش بررسی ندارد چه رسد به پیدا کردن راههایی برای مقابله با آن. اگر در سال های دور، شکستن تخم مرغ ، دعا نویسی و باز کردن کتاب و ... به عنوان راههایی برای پیدا کردن حل مشکلات و پیدا کردن زخم چشم زننده و ... به شمار می رفت، این روزها روش های جدید فال گیری و آینده نگری در شهرهای کشور باب شده که از لحاظ متنوع بودن، حتی نمی توان آن ها را در یک گروه خاص طبقه کردی کرد. استخاره، سرکتاب، دعا، کارگشایی، رزق و روزی، مهر و محبت، بخت گشایی، فال قهوه، فال شمع وچای ... تنها چند مورد از انواع خرافه ای است که حالا دیگر چند سالی می شود که جایشان را در میان مردم باز کرده اند؛ خرافه هایی که آشکارا در خیلی از نقاط شهرها مانند زیارتگاه ها، اتوبوس ها و حتی خیابان ها تبلیغ می شود.
تعریف خرافه در فرهنگ معین، سخن بیهوده، افسانه، حرف باطل یا اسطوره نوشته شده است. بسیاری از کارشناسان، ریشه خرافه را در ناتوانی انسان از توضیح و درک پدیده های طبیعی یا ناشناخته می دانند؛ به عنوان مثال در قدیم، اعتقادی بود که مردم خیال می کردند زلزله به خاطر این است که غول خفته ای در زمین وجود دارد و روزی بیدار می شود. به همین خاطر قربانی می دادند تا دیو رضایت بدهد و باز هم بخوابد.
مشارکت در واقع نوعی رفتار اجتماعی ، مبتنی بر اعتقاد و منافع شخصی یا گروهی است. مشارکت عبارت است از میزان دخالت اعضای نظام در فرآیند تصمیم گیری. در حقیقت جوهر مشارکت ، منابع مشترک گروه در جامعه و منافع مشترک فرد درگروه است.(لهسایی زاده ، ۱۳۸۳).
مشارکت سهمی در چیزی داشتن و از آن سود بردن و یا در گروهی شرکت جستن و بنابراین با آن همکاری داشتن است. به همین جهت از دیدگاه جامعه شناسی باید بین مشارکت به عنوان حالت یا وضع (امر شرکت نمودن) و مشارکت به عنوان عمل و تعهد (عمل شرکت ) تمیز قایل شد. مشارکت در معنای اول از تعلق به گروهی خاص و داشتن سهمی در هستی آن خبر می دهد و در معنای دوم داشتن شرکتی فعالانه در گروه را می رساند و به فعالیت اجتماعی انجام شده نظر دارد. (بیرو ، ۱۳۷۰).
از دیدگاه جامعه شناسی ،مشارکت به معنای احساس تعلق به گروه و شرکت فعالانه و داوطلبانه در آن که به فعالیت اجتماعی منجر می گردد، حائز اهمیت است. از این نظر، مشارکت، فرآیند سازمان یافته ای است که فرد در آن به فعالیتی ارادی و داوطلبانه دست می زند (روزنامه همشهری:۱۳۸۶).مشارکت اجتماعی شرکت فعالانه در حیات سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی و به طور کلی تمامی ابعاد حیات می باشد. (ساروخانی ، ۵۲۱). مشارکت اجتماعی به آن دسته از فعالیت های ارادی دلالت دارد که از طریق آن اعضاء یک جامعه در امور محله ،شهر و روستا به طور مستقیم یا غیر مستقیم در شکل دادن حیات اجتماعی مشارکت دارند . (محسنی تبریزی ۱۳۷۵).
مشارکت در همۀ زمینه های زندگی اعم از از سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی وجود دارد. نقطۀ عطف در مفهوم مشارکت در همۀ عرصه های فوق ارادی و داوطلبانه بودن آن است.



دکتر سید شهاب الدین صدر روز چهارشنبه در کنگره قلب و عروق با اشاره به روند رو به تزاید مرگ و میرهای ناشی از بیماریهای قلب و عروق در ایران و جهان بر ضرورت توجه بیشتر بر روی این قبیل بیماریها تاکید کرد.
وی افزود: بر اساس تخمین سازمان بهداشت جهانی شمار قربانیان ناشی از بیماریهای قلب و عروق از 1/17 میلیون به 4/23 میلیون نفر در سال 2030 میرسد.
صدر با اعلام اینکه همچنان سه عامل بیماریهای قلب و عروق، سوانح و حوادث و سرطانها علت اصلی مرگ ایرانیان در بیش از 80 درصد موارد است، ادامه داد: طی چندین دهه گذشته شاهد تغییر روند بیماریها از واگیر به غیرواگیر در ایران و جهان بودهایم.
نایب رئیس مجلس با بیان اینکه به استناد آمارهای داخلی و سازمان بهداشت جهانی هم اکنون درصد فراوانی از مرگ و میرها متوجه بیماریهای غیرواگیر همچون قلب و عروق، دیابت و سرطانها است، گفت: اگرچه در این دسته از بیماریها برخی عوامل غیرقابل کنترل است اما برای عوامل قابل کنترل باید با برنامه ریزی صحیح مسائل تبیین و سرمایه گذاری شود.
صدر با عنوان این مطلب که تنها 25 درصد موارد سیستمها و نظامهای بهداشتی در تامین سلامت موثر است، گفت: در 50 درصد موارد عوامل اجتماعی نظیر فقر، فساد، عادات غلط اجتماعی در بحث سلامت دخیل هستند که البته عوامل ژنتیکی و رفتاری هم 25 درصد دیگر تامین و ارتقای سطح سلامت جوامع را برعهده دارند.
وی با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر توجه به رویکرد انسان سالم در برنامه ریزیهای کلان سلامت در تدوین برنامه پنجم توسعه، گفت: همچنین دنیا شعار انسان سالم محور توسعه پایدار را مبنای کار خود قرار داده است.
رئیس کل سازمان نظام پزشکی ایران در ادامه تشکیل شورای عالی سلامت در برنامه چهارم توسعه را قدم مبارکی در این راستا دانست تا به سلامت از جایگاه بالاتری نگریسته شود و افزود: در این شورا همه دستگاهها با همفکری با یکدیگرهمکاری بین بخشی دارند.
عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس به استعمال دخانیات و مرگ ناشی از آن اشاره کرد و افزود: سیگار نه تنها برای قلب بلکه برای تماتمی ارگانها و دستگاههای حیاتی بدن اعم از ریه و عروق آسیب رسان است.
وی با بیان اینکه برخی افراد با دیدگاه و نگرش سطحی صرفا بر روی درآمدزایی تولید داخل سیگار متمرکز میشوند، گفت: البته این درآمدزایی چندین ده برابر هدررفت هزینه در قالب هزینه درمان و مرگ زودهنگام ناشی از سیگار را در پی دارد.