تعاریف جامعه

واژه ”جامعه“ مفهوم بسیار وسیعى دارد. بدین جهت تعاریف بهعمل آمده توسط جامعهشناسان گوناگون است. با این همه بین اکثر آنان درباره این مفهوم تقریباً اتفاقنظر حاصل شده و کوشیدهاند تا آن را تفسیر نمایند.
”دورکیم“ در تعریف جامعه مىگوید: ”جامعه عبارت است از افرادى که گردهم جمع آمدهاند و مناسبات و روابطى در میان آنها بهوجود آمده، این روابط بهوسیلهٔ مقررات، مؤسسات یا نهادهاى اجتماعى مستحکم شده، همچنین براى اجراء این مناسبات و حفظ روابط، مکافات با ضمانت اجرائى وجود دارد“.
|
بهنظر ”مارسل موس“، ”جامعه عبارت است از اجتماع گروههاى کوچک و بزرگ و نسلهاى متعدد که معمولاً در سرزمین معینى زندگى مىکنند“. |
بعضى از جامعهشناسان ”نظریه تعاون“ را در تعریف جامعه بهکار بردهاند. بهنظر ”ادوارد و سترمارک“ (Edward Westermarck) جامعهشناس انگلیسی: ”جامعه دستهاى از مردم هستند که بهحال تعاون زندگى مىکنند“.
”هنرى گیدینگر“ (F.H.Giddings)، (جامعهشناس آمریکائى جامعه را دستهاى از مردم مىداند که براى نیل به هدف عامالمنفعه در حال تعاون بهسر مىبرند.
سامنر و کلر (جامعهشناسان آمریکائی)، جامعه را دستهاى از مردم مىدانند که با اشتراک زندگى مىکنند و مىکوشند به اتفاق وسایل زندگى خویش را تأمین کنند و نسل را ادامه دهند.
| |||
|
با سلام و عرض ادب خدمت شما دوستان گرامی ،