ادب در برابر حسین بن علی (ع) تنها در این نیست که او را در حد ملائک آسمانی ستایش کنیم بلکه باید با جان و دل بدانیم که امام ما چه کرد و چه گفت. نازل کردن قیامی‌ که تاریخ را دیگرگون کرده است به دعواهای رایج ما انسان‌های عادی نیز بی‌ادبی به امام است. دعوای امام با یزید و طاغوت‌های زمانه، دعوای شخصی نبود که ما امروز با فحش دادن به خانوادۀ آن ملعون، بخواهیم دعواهای گذشته را صاف کنیم. دعوا میان ایمان و هرهرمذهبی، شرف و پستی و آزادگی و ذلت بود.

همۀ اینها به کنار مگر ما شیعۀ آن کسی نیستیم که حتی در میدان جنگ، لشگرش را از دشنام‌گویی و هتاکی بازداشت تا مرز مشخصی میان پیروان مکتب اهل بیت و هر کس که در صف مقابل ایستاده، بکشد؟ حضرت زینب و حضرت سجاد - که درود خداوند بر هر دو باد - در دارالعمارۀ کوفه و در کاخ یزید در عین وقار و عظمت، پاسخ‌های کوبنده و تاریخی به دشمن دادند اما از مرزهای مشخص ایمان و ادب خارج نشدند. استواری کلام آنان و فصاحت و شکوهمندی قیامشان در خانۀ فساد اموی کجا به این زشتی‌هایی که در کلام ماست، آلوده شد؟

شیعه بودن تنها به ادعا نیست، به عمل است و کسی که نداند امام او چگونه در برابر دشمن نیز وقار و استواری خود را حفظ می‌کند، باید در ادعای خود تجدید نظر کند.»