آسمان دلش گرفته، اما دريغ از يك قطره اشكي كه از دل ابرها بيرون بريزد. جمعه روز هواي پاك است، هوايي كه نشانه‌اي از آن در كلانشهرها يافت نمي‌شود. به قولي بايد گفت اين روزها اساسا هواي شهرمان تعطيل است و اين تعطيلي ابر و باد و باران را هم شامل مي‌شود.

ساكنان كلانشهرها همه به اميد يافتن ابري باران‌زا چشم به آسمان دوخته‌اند تا بلكه باراني ببارد و تا حدي از آلودگي هوا كاسته شود، اما حتي باران هم از پيامدهاي آلودگي هوا در امان نمي‌ماند.

در كلانشهرها حتي اگر باراني هم ببارد از آن عطر دل‌انگيز باران خبري نيست. در حقيقت غلظت بيش از اندازه آلاينده‌ها موجب اسيدي شدن باران مي‌شود.

بنابراين متخصصان توصيه مي‌كنند در اولين بارش باران در تهران كه چند روزي است همه پيش‌بيني‌هاي سازمان هواشناسي را نقش بر آب كرده است، از تردد در خيابان‌ها خودداري كنند يا حتما از چتر استفاده كنند.

باران اسيدي پديده‌اي است كه قدمت آن در كشور ما به سختي به بيش از دو دهه مي‌رسد. در حقيقت اين پديده هم از ديگر پيامدهاي شوم آلودگي هواست كه با توجه به افزايش غلظت آلاينده‌هايي نظير دي‌اكسيدگوگرد و دي‌اكسيدنيتروژن احتمال وقوع آن افزايش يافته است.

بارش باران اسيدي سلامت ساكنان كلانشهرها را تهديد مي‌كند اما باران اسيدي حتي به طور غيرمستقيم هم به انسان‌ها آسيب مي‌رساند.

اما پيامدهاي باران اسيدي هم حدي و مرزي نمي‌شناسد و نه تنها به گياهان صدمه مي‌زند، بلكه مي‌تواند تهديدي جدي در حوزه كشاورزي باشد و حاصلخيزي خاك را هم كاهش دهد يا حتي موجب از بين رفتن ابنيه و آثار تاريخي شود.

خلاصه اين‌كه آلودگي هوا همچون كلاف سردرگمي است كه هيچ گاه سرنخ آن را نمي‌يابيد. اين‌كه چه كسي يا چه چيزي متهم اصلي آلودگي هواست موضوعي است كه مورد بحث بسياري از كارشناسان و متخصصان قرار گرفته و نظرات متفاوت آنها سردرگمي ايجاد كرده است.

به هر حال ما ساكنان كلانشهرها ناچاريم با وجود آلودگي هوا به كار و زندگي ادامه دهيم و هيچ راهي هم براي گريز از آن وجود ندارد. پس بهتر است خودمان به فكر خودمان باشيم و حداقل به توصيه‌هاي پزشكان و متخصصان گوش جان سپاريم.