تحلیل و بررسی كارشناسانه در باب معضلات و آسیب‌های اجتماعی و ریشه‌یابی ناهنجاری‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه از جمله مسائل بسیار ضروری است كه لازم است متخصصین و كارشناسان متعهد در این امر،‌برای آگاهی و روشن گری صحیح افكار عمومی جامعه و نجات نسل جوان و خانواده‌های آنان، با جدّیت و دلسوزی تمام،‌نظرات و برنامه‌های پیشنهادی خود را، ارائه دهند و با بهره‌گیری مناسب از اصول و مبانی دینی، گامی در جهت رفع معضلات جامعه بر دارند. بدین منظور چندی پیش در یكی از نشریات، مصاحبه‌ای با یكی از نمایندگان محترم مجلس درج شده بود۱كه حاوی نكات مثبت و منفی در زمینه ریشه‌یابی ناهنجاری‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه بود اما در عین حال بعضی از مطالب یاد شده قابل تأمل و بررسی به نظر می‌رسد كه احتراماً به برخی اشاره می‌شود.
بخش اول
ایشان در قسمتی از سخنان خود در رابطه با ریشه‌یابی برخی ناهنجاری‌های اجتماعی، یكی از دلایل این آسیب‌های اجتماعی را مقاومت منفی نسل جوان در واكنش به شیوه برخورد حاكمیت و مسائل سیاسی كشور می‌داند و می‌گوید: «من هیچ تردیدی ندارم كه بخشی از وضعیت ظاهری كه در دختران می‌بینیم یك نوع مقاومت منفی است.»۲ همچنین در جایی دیگر می‌گوید: «چون معتقدم هر فردی باید خودش سبك زندگی خود را انتخاب كند، اگر یك كسی حجاب هم نداشت،‌ از نظر من این ناهنجاری‌ نیست. اما باید ببینید منبع تعریف شما چیست؟ از دید دینی، بی‌حجابی ناهنجاری اجتماعی است و ما در این تردیدی نداریم، زیرا نص آیات قرآن است. ولی به اعتقاد من گسترش بدحجابی در شرایط كنونی یك نوع مقاومت منفی است، نه ایستادگی در برابر نص قرآن كه شدت و ضعف آن فرق می‌كند.»۳نقد ارزیابی:
1. معلوم نشد كه منبع و مأخذ ایشان در تعریف ناهنجارها چیست؟ آیا ملاك و منبع اصول و مبانی دینی است یا چیزی غیر از قرآن و سنت است؟ بدیهی است كه هر فرد صاحب اندیشه‌ای لازم است كه در تعریف و تبیین گزاره‌های اخلاقی و ارزش‌ها و ضد ارزش‌های خود به اصول و مبانی دینی و مكتبی خود پایبند و ملتزم باشد نه به نظرات شخصی خود یا اصول و مبانی مكاتب دیگر.
به هر حال در كلام ایشان تناقض آشكار وجود دارد؛ چراكه اگر ایشان بدحجابی را طبق نص قرآن ناهنجار و ضدارزش می‌داند، سخنی درست و كامل است؛ اما چگونه ایشان قبل و بعد از این مطلب، با تناقضی آشكار آن را نفی می‌كند می‌گوید به نظر من بی‌حجابی ضدارزش و ناهنجار نیست. اما اگر ایشان علی‌رغم آیات و روایات معتقد باشد كه بی‌حجابی و بدحجابی ضدارزش و ناهنجار نیست، واضح است كه این مطلب نادرست و خلاف واقع است زیرا تعریفی كه از هنجارهای اجتماعی جامعه دینی ارائه شده عبارت است از نماد و رفتار و یا كردار و فعلی ارزشی كه عرف جامعه دینی آن را بپذیرد و به آن عمل كند و جزء فرهنگ آن جامعه محسوب شود. و آن‌چه خلاف آن باشد به طوری كه عرف آن رفتار و كردار را نپذیرد و قبیح بداند ناهنجار تلقی می‌گردد. حال با توجه به این تعریف آیا ایشان حجاب را ناهنجار و ارزش می‌دانند یا خیر؟ اگر آن را هنجار نمی‌داند مسلم است كه خلاف واقع و بداهت عقل است و اگر آن را هنجار می‌دانند كه حتماً چنین است، پس هر آن‌چه كه خلاف آن باشد یعنی بی‌حجابی یقیناً ناهنجار خواهد بود، و این چیزی است كه هم عقل و وجدان سلیم به آن قضاوت می‌كند و هم مورد پذیرش عرف جامعه مسلمین است و علاوه بر آن به ادعای ایشان نص صریح قرآن و روایات هم بر آن تأكید دارند.
در هر صورت این مطلبی كه ایشان ادعا می‌كند یعنی گسترش بدحجابی كه آن را یك نوع مقاومت منفی می‌داند مطلبی است جدا از مسئله ضدارزش و ناهنجار بودن بدحجابی و بی‌حجابی. مقوله ارزش‌گذاری گزاره‌های اخلاقی غیر از بحث ریشه‌یابی گزاره‌های اخلاقی است.
2. درست است كه برخی ناهنجاری‌های اجتماعی ریشه در بعضی مسائل از جمله مقاومت منفی دارد، لكن هیچ‌گاه این ناهنجاری با این سبب و توجیه، به هنجار و ارزش تبدیل نمی‌شود و آثار و لوازم منفی آن از بین نمی‌رود و همواره، خصوصیت ضدارزشی خود را خواهد داشت خصوصاً آن دسته از ضدارزش‌های اخلاقی و دینی كه نص صریح قرآن و روایات ضدارزش بودن آن را تأیید می‌كند، مانند مسئله‌ای همچون بی‌حجابی، و بدحجابی، گرچه قبول داریم كه برخی ناهنجاری‌ها به علل و مناسباتی در شرایطی دیگر، خصوصیت ضدارزشی خود را از دست می‌دهند؛ اما این‌ها جزء ارزش‌های عرفی و اجتماعی و... است نه ارزش‌های اخلاقی دینی كه ثابت است و نسبیت را نمی‌پذیرد.
3. اقدام به ضدارزش‌های دینی و آلوده شدن به گناهان، خصوصاً گناهان اجتماعی، همچون بدحجابی و بی‌حجابی كه مضر است و گناهان فردی و اجتماعی دیگری را به دنبال دارد، با هر بهانه و توجیهی (مانند مقاومت منفی و اعتراض به نوع برخورد حاكمیت) خصوصیت گناه و معصیت بودن آن را از بین نمی‌برد. همچنین مرتكب این چنین معصیتی كه از گناهان كبیره و برگرفته از نص صریح قرآن است، چه بداند و عامد باشد و چه جاهل و غافل باشد یا به طریقی بخواهد آن را توجیه كند، در هر صورت این فعل قبیح او مقاومت و ایستادگی در برابر قرآن و سخن خداوند و امر و نهی او می‌باشد. چرا كه احكام الهی موضوعیت دارد نه طریقیت. به این معنا كه هر مؤمن مكلفی، به آن‌چه كه خداوند از او خواسته باید عمل كند و به آن تكلیف و فعل خاص با آن شرایط ویژه خود، كه امر و نهی الهی به آن تعلق گرفته ملتزم باشد؛ نه این‌كه مكلف از روی مسامحه و توجیه شخصی خود، فعل و حكم خاص را كنار بگذارد و بگوید با فعل وعملی دیگر خواسته الهی را تأمین می‌كنم و تكلیف از من در این مورد خاص برداشته می‌شود.
حال تكلیف حجاب هم از این قبیل است چراكه خداوند آن را با خصوصیات و ویژگی‌های خاص خودش از ما خواسته و با هیچ توجیه‌ای و جایگزینی (غیر از موارد خاص) قابل اغماض و اسقاط نیست، لذا همواره منكر آن در تقابل با قرآن و اوامر و نواحی الهی است.
4. اگر قرار است یك فعل ضداخلاقی و ناهنجاری را همچون بدحجابی به یك دلیل و بهانه‌ای تجویز و توجیه كرد و آن را ناهنجار بشمار نیاورد، باید قبول كرد كه اكثر ناهنجاری‌های اجتماعی را می‌توان این گونه توجیه كرد. مثلاً انسانی كه دست به دزدی دراز كرده است، آیا صحیح است كه سخن دزدی را كه می‌گوید «من به خاطر فقر معیشتی و یا نداشتن كار وشغل دست به دزدی زده‌ام» پذیرفت و گفت این كار او ضدارزش نیست بلكه به خاطر فقر و... است. مسلم است كه همه عقلاء این چنین دزدی را نكوهش و سرزنش می‌كنند و به این گناهی كه مرتكب شده دستگاه قضایی او را مجرم می‌شمارد و مجازات می‌كند و به دلیل و بهانه او اعتناء نمی‌كند. درست است كه مسؤلان اجرایی نظام و حكومت موظف هستند كه این چنین افرادی را در جامعه از لحاظ شغل و معیشت زندگی، تأمین كنند و اگر در مسؤلیت خطیر خود كوتاهی و مسامحه كردند ایراد گرفت، اما با این وجود، نمی‌شود این كار ضدارزش او را توجیه و تجویز كرد.
بخش دوم
ایشان با انكار یكی از آسیب‌های اجتماعی یعنی الگوپذیری برخی‌ها از غرب و تلاش فراوان غرب در الگوسازی و انحراف جوانان می‌گوید: «بعضی‌ها می‌گویند این‌ها می‌خواهند از غرب الگو بگیرند و ممكن است بخشی از این رفتارها با نگاه بیرون از مرز باشد، ولی به نظر من در واقع این خشمی است كه زنان و دختران ما از بابت تحقیرهایی كه در طول سال‌های گذشته دریافت كرد‌ه‌اند و هیچ واكنش هم نتوانسته‌اند نشان بدهند؛ این حداقل واكنشی است كه از خود بروز می‌دهند.»۴
آیا باید چشم از این همه سعی و تلاش فراوان غرب و صرف هزینه‌های هنگفت دشمنان جمهوری اسلامی در به انحراف و ابتذال كشیدن جوانان این مرز و بوم و نهایتاً براندازی نظام، فرو بست و آن‌ها را نادیده گرفت؟ مگر همین چندی پیش نشنیده‌ایم كه نخست وزیر اسبق اسرائیل در یكی از مجامع گفت: تنها راه پیروزی اهداف‌ما در شكست و براندازی حكومت اسلامی در ایران ترویج ابتذال و بی‌بند و باری جنسی و لودگی از طریق امواج و ماهواره است. چرا ما باید اینگونه خود را به خواب بزنیم و فریب‌كاری بكنیم و خواسته و ناخواسته در پیش برد اهداف دشمن قدم برداریم.
آیا به راستی تحقیرها (به رغم بعضی‌ها) در طول این بیست و سه سال انقلاب آنقدر طاقت‌فرسا بوده است كه اینگونه خود را نمایان ساخته است تا مأمنی برای توجیه ناشایستگی‌های بعضی‌ها بشود؟ آیا تحقیرهای قبل از انقلاب نسبت به زنان و دختران بیشتر بوده است یا بعد از انقلاب؟ آیا میزان شركت اینهمه دختران در راه‌یابی به دانشگاه‌ها و مجامع علمی و درصد قبولی بالای آنان در این مراكز علمی تحقیر بوده است؟ آیا شركت و مشاركت این همه زنان و دختران در اجتماعات و راهپیمائی‌ها و شركت در پای صندوق‌های رأی گیری با انتخاب خود (در حالی كه در برخی كشورهای همسایه حتی از حضور زنان در پای صندوق‌های رأی ممانعت به عمل می‌آید) و حضور زنان در مجامع و مراكز مهم تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری و... این‌ها تحقیر بوده یا ارزش و بها دادن و احترام و تكریم دختران و زنان؟!
بخش سوم
ایشان در قسمتی دیگر از بیانات خود با مغالطه و خلطی آشكار بین ارزشهای اخلاقی می‌گوید: «راستگویی و درستی هم یكی از ارزشهای اسلامی است.


. ۱ماهنامه چشم‌انداز ایران،‌شماره 15، مرداد و شهریور ماه 81؛ ص97و98؛ گفتگویی با خانم فاطمه حقیقت‌جو. 
 ۲. ماهنامه چشم انداز ایران، ص98. 
۳ همان. 
۴ ماهنامه چشم انداز ایران، شماره