به گفته كارشناسان اجتماعي ارتباط هاي مخفي و پنهاني بدترين شكل اين روابط محسوب مي شود و بايد راه هاي منطقي ديگري را جامعه پيش روي نوجوانان "دختر و پسر " در حد لزوم قرار داد. نتيجه حاصل از روابط پنهاني، عوارض و تبعات منفي بي شماري است كه متأسفانه گريبانگير دختران و پسراني مي شود كه خواسته يا ناخواسته خود را در معرض اينگونه رابطه ها قرار داده اند و دقيقاً منطبق با تجربيات تلخي است كه پس از مدتي كوتاه يا طولاني به دست آورده اند. 
در جامعه كنوني ما هر روز شاهد نابساماني ها و آشفتگي هاي رواني فراواني هستيم كه دختران و پسران پس از ايجاد رابطه با جنس مخالف خود به آن دچار مي شوند. 
جوانان به دنبال جامعه آرماني و تازه اي هستند كه در آن آزادتر در روابط اجتماعي باشند، گرچه فروپاشي برخي از سنت ها در فرآيند توسعه ضروري است، اما زياده روي در اين راه موجب سردرگمي، بلاتكليفي و گاهي بريدگي فرهنگي مي شود. برخي از جوانان خيلي زود متوجه اين خطر مي شوند و بلافاصله به فكر چاره مي افتند و در نتيجه از ارزش ها و معنويت ها فاصله نمي گيرند، ولي متأسفانه عده اي غرق در ورطه بي قيدي، رفاه طلبي و لذت جويي مي شوند و ناچار در دام خودپرستي افراطي گرفتار مي شوند و راه افسار گسيختگي و بي بند و باري را در پيش مي گيرند. 
زماني كه خانواده و جامعه نقش اساسي خود را جهت ياري دادن به نسل جوان براي يافتن هويت سالم، مثبت، پويا و سازنده به خوبي ايفا نكنند، نسل جوان با آشفتگي هويت و خلاء وجودي مواجه مي شود و براي كاهش اضطراب و رهايي از بحران هويت و سرگشتگي، به اين دوستي ها تن مي دهد. جوان در تصور و توهم خويش، از طريق دوستي با جنس مخالف مي خواهد به آرامش برسد. 
ناتواني خانواده و جامعه در پاسخگويي صحيح و به موقع به نيازهاي اساسي نسل جوان عامل ديگري جهت شكل گيري دوستي هاي خياباني است. امنيت، احترام، محبت و مورد توجه قرار گرفتن از جمله نيازهاي رواني انسان است كه متأسفانه به دليل سرگرم شدن خانواده ها و جوامع به فراهم ساختن امكانات اقتصادي، اين دو نهاد انسان ساز از هنر عشق ورزيدن و احترام گذاردن به نوجوانان محروم مي شوند. 
عامل ديگر، فقر فرهنگي و نشناختن هويت واقعي جنس مخالف است؛ شايد اين عامل محصول نشناختن قدر خويشتن توسط دختران جوان باشد. دختران اگر به قداست، ارزش، اهميت و كرامت خويش واقف شوند و در مورد جنس مخالف، رفتاري توام با متانت و بزرگ منشي و بي اعتنايي داشته باشند و به سادگي در برابر خواسته هاي جنس مخالف تسليم نشوند، فرصتي براي انحراف به وجود نمي آيد. 
به گفته رئيس مجتمع قضايي خانواده "برخي از دختران و پسران جوان با اين انگيزه به سوي دوستي هاي متقابل كشيده مي شوند كه فكر مي كنند اگر در زندگي نسل گذشته (والدين آنها) اختلافاتي بروز كرده و تنش هايي وجود داشته ناشي از عدم شناخت آنان بوده و اگر آنها قبل از ازدواج با همسر آينده خود رابطه داشته باشند، مي توانند جلوي بروز چنين مشكلاتي را بگيرند و به خوشبختي برسند. 
دختران و پسراني كه بر اثر يك عشق زودگذر يا يك هوس خيالي، در كوچه و خيابان با يكديگر به اصطلاح دوست مي شوند، نمي دانند كه سرانجام عشق آنها شكست و جدايي است، زيرا احساسات و غرايز بر اين گونه آشنايي ها و ازدواج ها حاكم است، نه عقل و منطق و شناخت واقعي، حتي در دوستي هايي هم كه هر دو طرف با نيت و هدف ازدواج پاي در اين راه مي گذارند كمتر ديده شده كه به سرانجام خوبي برسند. اين دختران و پسران با همه مخالفت هايي كه به طور معمول از سوي والدين شان ابراز مي شود، زندگي مشترك را آغاز مي كنند، ولي غافل از اين واقعيت هستند كه زير يك سقف زندگي كردن و با هم بودن اصل مهم زندگي نيست. " 
رجايي ادامه مي دهد: "براي ساختن زندگي پرازمهر و محبت و تربيت فرزنداني سالم، پذيرفتن واقعيات زندگي و اين كه بتوان با آنها كنار آمد، از زندگي زير يك سقف و در كنار هم بودن مهم تر است. اين قبيل همسران بعد از گذشت مدتي كوتاه از زندگي و فروكش كردن تب و تاب عشق هاي ظاهري، تازه با حقايق زندگي روبه رو مي شوند و هر كدام از آنها چهره واقعي خود را نشان مي دهند. تمام آن مسائلي كه در روزهاي دوستي براي آنان قابل تحمل بود و شايد هيچ كدام از آن موارد اصلاً جلوه اي برايشان نداشته به يكباره مهم مي شوند و تازه درمي يابند كه نمي توانند با فردي كه داراي چنين رفتاري است زندگي كنند. 
به گفته مشاوران خانواده در اين گونه روابط فقط دخترها نيستند كه متحمل ضرر و خسارت هاي جبران ناپذيري مي شوند، پسرها نيز به نوبه خود زيان هاي عاطفي، روحي و گاه جسمي مشابهي را متحمل مي شوند. از آنجا كه چنين مواقعي به دخترها بيشتر صدمه وارد مي شود. از اين رو دختران جوان بايد قدرت نه گفتن را در خود تقويت كنند و به اين گونه دوستي ها يا عشق هاي سراب گونه و بي اساس پاسخ منفي دهند. فريب حرف هاي عاشقانه، ظاهر آراسته يا پيام هاي احساسي را نخورند تا با احساساتشان بازي نشود.