ب: از دست دادن سرپرستان خانوار كه اگر یك‌سوم آنها سرپرست خانوار باشند، وضعیت زندگی بازماندگان با مشكلات جدی مواجه خواهد شد. این مشكلات هم مالی است و از همه مهم‌تر نقش و اهمیت حضور سرپرست در تربیت فرزندان و انجام وظایف جهت ارتقاي كیفیت زندگی و تأمین هزینه‌های زندگی و... در خانوارها می‌باشد.

ج: مشكلات كسانی كه به دلیل تصادف دچار مصدومیت و معلولیت می‌شوند قابل تأمل است. مردی كه با شغل رانندگی هزینه‌های زندگی را تأمین می‌كرد با معلولیت، مشكلات جدی در این زمینه خواهد داشت. بدون شك این مشكل زمینه بروز مسایل و مشكلات دیگر را در زندگی افراد فراهم می‌كند كه گاهی اوقات جبران آنها بسیار دشوار می‌باشد.

د : عدم توجه بیمه‌ها به خسارت‌های روانی ـ اجتماعی ناشی از تصادفات. در حال حاضر بیمه‌ها هیچ‌گونه مسوولیتی در قبال این نوع مشكلات ندارند. جبران هزینه خسارات خودرو‌ها یا تامین بخشی از هزینه‌های درمانی كافی نبوده و نیست. حتی در ارزیابی‌های انجام شده از تصادفات نیز به این موضوع تاكنون توجه نشده است. كودكی را در نظر بگیريد كه والدین خود را در اثر تصادف از دست داده باشد در چنین شرایطی چه حمایت‌های روانی و اجتماعی از او انجام می‌شود؟

با توجه به این كه نمی‌توان تصادفات را به صفر رساند، امید است مسوولان مرتبط در این بخش به گونه‌ای برنامه‌ریزی كنند تا از ظرفیت‌ تخصص‌های موجود در جامعه از جمله مددكاران اجتماعی و روان‌شناسان در جهت كنترل و كاهش پیامد‌های منفی روانی ـ اجتماعی ناشی از تصادفات، تمهیدات لازم را اتخاذ كنند. تحقق این مساله مستلزم تغییر نگاه مسوولان و سازمان‌های مرتبط به خسارات‌هاي ناشی از تصادفات است. خرابی خودرو با تعویض رفع می‌شود، اما آثار اجتماعی و روانی مانده از تصادفات (فوت، معلولیت و...)مثل وسايل خودرو نیستند.

رئیس انجمن مددكاران اجتماعی ایران - سيدحسن موسوي‌چلك