همسايگان

روابط اعضاى خانواده و مدرسه وابسته به نقش‏هاى آنهاست. پدر، مادر، فرزند، معلم و متعلم هر يك نقش ويژه‏اى دارند و هر نقش تكاليف شرعى و اخلاقى خاصى را اقتضا مى‏كند. اعضاى خانواده و مدرسه نزديكى عاطفى زيادى دارند. 

خارج از محيط خانواده و مدرسه روابط عاطفى رقيق‏تر مى‏شود و معمولا تنظيم روابط به عهده حقوق و قانون گذاشته مى‏شود. حركت در چارچوب قوانين، اگر چه نظم اجتماعى را پديد مى‏آورد ولى نظم حاصل از آن، كمال مطلوب نيست. نظم مطلوب نظمى است كه اهدافى بالاتر را نيز تأمين كند. در مقررات اخلاقى اسلام دستوراتى وجود دارد كه روابط عاطفى را از محدوده خانه و مدرسه به گستره اجتماع توسعه مى‏دهد. باگسترش روابط عاطفى نظم اجتماعى در سطحى مطلوب‏تر برقرار مى‏شود و امكان رشد معنوى اعضاى جامعه بيشتر فراهم مى‏شود. 

يكى از عناوينى كه به توسعه مناسبات عاطفى كمك مى‏كند، همسايگى است. اعضاى يك محله در اثر برخوردهاى روزانه وداشتن منافع مشترك، ناگزير روابطى برقرار مى‏كنند و تنظيم اين روابط نيازمند ضابطه است. ضوابط قانونى براى حفظ حقوق همسايگان مقرر شده است. حفظ حقوق، نظم را در محله برقرار مى‏كند و امنيت لازم براى زندگى را پديد مى‏آورد. ولى نظم و امنيت مطلوب‏ترى نيز قابل تحصيل است، مشروط بر آن كه حقوق را به حقوق قانونى محدود نسازيم و براى همسايگان حقوق اخلاقى نيز قائل شويم. 

روايات زيادى درباره نيكى به همسايگان و رعايت حقوق آنان وارد شده است. 

از پيامبر اكرم(ص) روايت شده است: 

حرمة الجار على الجار كحرمة امه؛ (289)

احترام همسايه بر همسايه همچون احترام مادر واجب است. 

امام صادق(ع) فرمودند: 

اعلموا انه ليس منا من لم يحسن مجاورة من جاوره؛ (290)

بدانيد كسى كه با همسايه خود به نيكى رفتار نمى‏كند از ما نيست. 

اهميت نيكى به همسايگان به قدرى است كه ايمان مؤمنان بدان وابسته است. 

پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايند: 

احسن مجاورة من جاورك، تكن مؤمنا؛ (291)

با همسايه خود به نيكى رفتار كن تا مؤمن باشى. 

و نيز فرموده‏اند: 

من كان يؤمن باللَّه و اليوم الاخر فليكرم جاره؛ (292)

كسى كه به خدا و روز رستاخيز ايمان دارد بايد همسايه را اكرام كند. 

نيكى با همسايگان در مرحله نخست پرهيز از آزردن آنهاست. 

پيامبر اكرم(ص) فرمودند: 

لاايمان لمن لايأمن جاره بوائقه؛ (293)

كسى كه همسايه‏اش از شر او در امان نيست ايمان ندارد. 

آثار نيكى كردن با همسايه فراوان است. مهم‏ترين اثر آن پديد آمدن محيط صميمى ميان همسايگان است. اين محيط، امكان تعاون و همدردى و مشكل گشايى از كار يكديگر را فراهم مى‏كند و پيوند ميان همسايگان را محكم مى‏نمايد. در سايه اين پيوند تأمين منافع مشترك عملى‏تر است در روايات نيز آثارى براى نيكى به همسايگان ذكر شده است. 

امام صادق(ع) فرمودند: 

حسن الجوار زيادة فى الاعمار و عمارة فى الديار؛ (294)

همسايگى خوب موجب طولانى شدن عمر و آبادانى محيط زندگى است. 

همچنين مى‏فرمايند: 

حسن الجوار يزيد فى الرزق؛ (295)

همسايگى خوب روزى را زياد مى‏كند. 

نيكى كردن به همسايه با اداى حقوق او صورت مى‏گيرد. پس شناخت حقوق همسايه ضرورى است. پيش از هر حقى، همسايه بايد خيرخواه همسايگان ديگر باشد و سود و زيان آنها را همچون سود و زيان خود بشمارد. اگر اين روحيه را در ذهن و دل خود پديد آوريم، اداى حقوق همسايگان و نيكى به آنها آسان مى‏شود. 

احبوا للناس ما تحبون لانفسكم، اما يستحى الرجل منكم ان يعرف جاره حقه و لا يعرف حق جاره؛ (296)

آن چه را براى خود دوست داريد براى مردم نيز دوست بداريد. آيا كسى از شما شرم نمى‏كند كه همسايه‏اش حق او بشناسد و او حق همسايه‏اش را نداند؟! 

و نيز: 

من القواصم الفواقر التى تقصم الظهر جار السوء ان رأى حسنة اخفاها و ان رأى سيئة افشاها؛(297)

يكى از بلاهاى شكننده كه پشت انسان را مى‏شكند همسايه بد است كه چون نيكى‏اى از همسايه خود ببيند مى‏پوشاند و اگر بدى‏اى را ببيند آشكار مى‏سازد. 

اطلاع از حال همسايگان در حد برآوردن حاجات ضرورى آنها، وظيفه‏اى اخلاقى است. پيامبر اكرم(ص) فرمودند: 

ما آمن بى من بات شبعان و جار جائع؛ (298)

كسى سير بخوابد و همسايه‏اى گرسنه داشته باشد به من ايمان نياورده است. 

درباره حق همسايه روايتى از پيامبر اكرم(ص) نقل شده است در اين روايت حقوقى بيان شده كه برآوردن آنها دشوار و نيازمند ايمان قوى و استمداد از خداوند است. 

پيامبر اكرم(ص) فرمودند: 

اتدرون ما حق الجار؟ ان استعان بك اعنته، و ان استقرضك اقرضته، و ان افتقر عدت اليه و ان مرض عدته، و ان مات اتبعت جنازته، و ان اصابه خير هنأته، و ان اصابه مصيبة عزيته و لا تستعل عليه بالبناء فتحجب عنه الريح الا باذنه، و اذا اشتريت فاكهة فاهد له فان لم تفعل فادخلها سرا و لا يخرج بها ولدك ليغبط بها ولده، و لا تؤذه بقتار قدرك الا ان تغرف له منها، ثم قال: اتدرون ما حق الجار؟ و الذى نفسى بيده لا يبلغ حق الجار الا من رحمه اللَّه؛ (299)

آيا حق همسايه را مى‏شناسيد؟ حق همسايه آن است كه چون از تو يارى خواهد او را يارى كنى و اگر از تو وام خواهد به او قرض دهى و اگر تنگدست شد به او روى آورى و چون بيمار گشت عيادتش كنى و اگر مرد جنازه‏اش را تشييع كنى. چون خير به او رسيد شادباش گويى، و اگر مصيبتى به او رسيد او را تسليت گويى و ساختمان خود را چنان بالاتر از او نسازى كه از وزش باد جلوگيرى كند، مگر آن كه او اذن دهد و چون ميوه‏اى خريدارى كردى به او هديه كنى يا اگر چنين نمى‏كنى پوشيده از او ميوه را به خانه برى و فرزند خود را در حال خوردن ميوه بيرون نفرستى مبادا كه همسايه بدان رشك برد و او را با پراكندن بوى ديگ غذا و آشپزى ميازارى مگر آن كه قدرى از آن غذا به او دهى. سپس فرمود: آيا حق همسايه را مى‏دانيد؟ قسم به خدايى كه جانم به دست اوست هيچ كس حق همسايه را بر نمى‏آورد مگر خداوند به او رحم كند. 

اگر دستورات اين روايت را با شرايط روزگار خود تطبيق دهيم و روايات قبلى را در نظر بگيريم، بسيارى از اسراف‏ها و تجملاتى كه در زندگى صورت مى‏گيرد باعث خروج از دايره ايمان خواهد بود. 

امام سجاد(ع) در رسالة الحقوق درباره همسايه چنين فرموده‏اند: 

و ان حق جارك فحفظه غائبا و اكرامه شاهدا، نصرته اذا كان مظلوما و لا تتبع له عورة فان علمت عليه سوءاً سترته عليه، و ان علمت انه يقبل نصيحتك نصحته فيما بينك و بينه، و لا تسلمه عند شديدة، و تقيل عثرته، و تغفر ذنبه و تعاشره معاشرة كريمه، و لا قود الا باللَّه؛ (300)

و اما حق همسايه‏ات اين است كه چون غايت است محافظ اموال او باشى و در مقابلش بزرگش دارى، و چون مظلوم واقع شود ياريش كنى، و از پنهانى‏هاى او جستجو مكنى، پس اگر از او زشتى‏اى دانستى بپوشانى، و اگر نصيحت تو را مى‏پذيرد به دور از ديد مردم او را نصيحت گويى، و در سختى او را وا مگذارى و لغزش او را ناديده‏گيرى و گناهش ببخشايى و با او بزرگوارانه معاشرت كنى و هيچ قدرتى نيست جز از او. 

نكته جالب توجه درباره حق همسايگى اين است كه حق همسايه چيز افزون بر حق برادر مؤمن و مانند آن است و عنوان همسايگى، خود آورنده اين حقوق و وظايف است. 

از پيامبر اكرم(ص) روايت شده است: 

الجيران ثلاثه، فمنهم من له ثلاثة حقوق: حق الجوار و حق الاسلام و حق القرابة، و منهم من له حقان: حق الاسلام و حق الجوار، و منهم من له حق واحد: الكافر له حق الجوار؛ (301)

همسايگان سه گروهند، گروهى سه حق دارند: حق همسايگى، حق اسلام و حق خويشاوندى و گروهى دو حق دارند: حق اسلام و حق همسايگى و گروهى يك حق دارند: كافر فقط حق همسايگى دارد. 

 

دوستان

رابطه دوستى يكى از روابط عام اجتماعى است كه به نقش‏هاى اجتماعى وابسته نيست. دوستى دو نفر با هم به معناى مصاحبت اختيارى آنان با يكديگر است؛ در حالى كه به هم علاقه دارند. مصاحبت دوستان با مصاحبت شاگردان يك مدرسه تفاوت مهمى دارد. مصاحبت شاگردان يك مدرسه با هم، اتفاقى است و اختيار آنان در اين مصاحبت چندان دخيل نيست، ولى مصاحبت دوستان، اختيارى است. هر كس به اختيار خود دوست مى‏گزيند و در ميان انسان‏هاى بسيارى كه با او در ارتباط هستند برخى از آنها را براى دوستى و مصاحبت انتخاب مى‏كند. 

از اين جهت رابطه دوستى بسيار اهميت دارد و تأثير آن بر كمال انسان‏ها زياد است. 

 

اقسام دوستى

رابطه دوستى دو جزء مهم دارد: نخست محبت و ديگر مصاحبت پايدار. جزء دوم رفتارى است كه فرد خود اتنخاب مى‏كند و از اين رو داراى ارزش اخلاقى مثبت يا منفى است. ولى جزء اول به خودى خود يك فعل ارادى نيست؛محبت حالتى نفسانى است كه به اختيار انسان محقق نمى‏شود ولى مقدمات تحقق آن اختيارى هستند. شناخت، مهم‏ترين مقدمه به وجود آمدنمحبت است و تحصيل آن به اختيار انسان و افعال اختيارى او بستگى دارد.