سعید فرقانی - برای بررسی‌راه‌های‌ درمان‌ فقر باید ‌ با دو نگرش‌ به‌ این‌ مسئله‌ بپردازیم. نگرش‌ اول‌، نگاهی‌ كوتاه‌ مدّت‌ و مقطعی‌ به‌ این‌ مشكل‌ است‌ و به‌ سبب‌وضعیت‌ بسیار ناگوار برخی‌ از تهیدستان‌، به‌ شناسایی‌ و تبیین‌ راه‌های‌كوتاه‌مدت‌ و ضربتی‌ برای‌ رویارویی‌ با این‌ مشكل‌ می‌پردازد. نگرش‌ دوم‌،راه‌های‌ اساسی‌ پیشگیری‌

و درمان‌ فقر را مورد بررسی‌ قرار می‌دهد. نگرش‌دوم‌ رامی‌توان‌ بلندمدت‌ نامید؛ زیرا فقر در طول‌ زمان‌ ایجاد می‌شود و به‌طور طبیعی‌ درمان‌ اساسی‌ آن‌ به‌ زمان‌ و برنامه‌ریزی‌ منظم‌ و دقیق‌ نیاز دارد.البته‌ هدف‌ این‌ مباحث‌ برخورد بامسئله‌ در سطح‌ كلان‌ است‌ و مشكل‌ افراد درضمن‌ آن‌ مورد توجه‌ قرار می‌گیرد.

راه‌های‌ كوتاه‌ مدت‌
چنان‌كه‌ گفته‌ شد، در این‌ راه‌ها هدف‌ رسیدگی‌ به‌ تهیدستانی‌ است‌ كه‌ درموقعیتی‌ ناگوار به‌سر می‌برند و تأخیر در رسیدگی‌ به‌ وضع‌ آن‌ها به‌ ساقط‌ شدن‌آن‌ها از هستی‌ و زیان‌های‌ جبران‌ ناپذیر می‌انجامد. درمان‌ ضربتی‌ فقر در سه‌مرحله‌ تحقّق‌ می‌یابد.
1ـ گام‌ نخست‌، شناسایی‌ این‌ گروه‌ از تهیدستان‌ است‌. به‌طور طبیعی‌، دراین‌ مقطع‌ نمی‌توان‌ كار دقیق‌ و كارشناسانه ای در این‌باره‌ انجام‌ داد. باید ازآمارهای‌ موجود یا راه‌های‌ دیگر، كه‌ در كوتاه‌ترین‌ زمان‌ و با كم‌ترین‌ آثارجنبی‌ نتیجه‌ می‌دهد، بهره‌ برد؛ برای‌ مثال‌ می‌توان‌ از پایگاه‌های‌ مطمئنی‌ چون‌مساجد محل‌ در شناسایی‌ چنین‌ افرادی‌ استفاده‌ كرد.
2ـ گام‌ بعدی‌ تأمین‌ بودجه‌‌ طرح‌ است‌. برای‌ تأمین‌ بودجه‌، سه‌ راه‌ وجوددارد: الف‌) دولت‌؛ ب‌) وجوه‌ شرعی‌ مانند خمس‌ و زكات‌؛ ج‌) كمك‌های‌مردمی‌.
بی‌تردید ائمّه جمعه‌ و جماعات‌، صدا و سیما و مطبوعات‌ در بالا بردن‌میزان‌ كمك‌های‌ مردمی‌ نقش‌ موثر دارند.
3ـ گام‌ سوم‌، رساندن‌ وجوه‌ به‌ تهیدستان‌ شناسایی‌ شده‌ است‌. دراین‌ مرحله‌نیز باید از مطمئن‌ترین‌ و كم‌هزینه‌ترین‌ مسیر استفاده‌ كرد. برخی‌ از نهادهایی‌كه‌ سابقه موفق‌تری‌ در این‌ زمینه‌ دارند، می‌توانند به‌ عنوان‌ بازوی‌ اجرایی‌ وهم‌آهنگ‌ كننده طرح‌ به‌ كار گرفته‌ شوند. هم‌چنین‌ مسجدها، كه‌ در شناسایی‌تنگدستان‌ و گردآوری‌ كمك‌های‌ مردمی‌ نقشی‌ موثر داشتند، می‌توانند دراین‌ مرحله‌ بسیار سودمند باشند؛ یعنی‌ در هر محل‌، می‌توان‌ به‌ یاری‌ افرادنیكوكار و جوانان‌ فعّال‌، كه‌ زیر نظر امام‌ جماعت‌ در هسته‌های‌ مردمی‌سازمان‌دهی‌ می‌شوند، این‌ مهم‌ را انجام‌ داد. البته‌ می‌توان‌ خانواده‌های‌تنگدست‌ را به‌ افراد نیكوكار معرفی‌ كرد تا عملیات‌ كمك‌رسانی‌ بدون‌ واسطه‌تحقق‌ یابد.
درباره شیوه اعطای‌ كمك‌ بین‌ افراد نیز، با توجه‌ به‌ موقعیت‌ و مشكل‌خاص‌ افراد و نیز وضعیت‌ اقتصادی‌ جامعه‌، راه‌های‌ مختلفی‌ وجود دارد.كمك‌ها می‌تواند نقدی‌ یا غیرنقدی‌ باشد. كمك‌های‌ نقدی‌، با توجه‌ به‌وضعیت‌ افراد، می‌تواند به‌شكل‌ بلاعوض‌ یا وام‌ قرض‌الحسنه‌ باشد. كمك‌های‌غیر نقدی‌ نیز می‌تواند به‌ صورت‌ كالا (خوراك‌ و پوشاك‌ و ...) یا حواله‌ و بهابرگ‌ (بن‌) توزیع‌ شود.
اسكان‌ بخشی‌ از فقرا، كه‌ در موقعیت‌ اقتصادی‌ ناگواری‌ قرار دارند، درمجتمع‌های‌ مسكونی‌، علاوه‌ بر تسهیل‌ كمك‌رسانی‌ و حل‌ّ مشكل‌ مسكن‌آن‌ها، زمینه‌ را برای‌ درمان‌ اساسی‌ فقرشان‌ فراهم‌ می‌كند.

راه‌های‌ بلندمدت‌
1ـ راه‌های‌ پیشگیری‌ از فقر
به‌طور كلی‌ شیوه اصولی‌ برخورد با هر مشكلی‌ بستن‌ راه‌ پدید آمدن‌ آن‌است‌؛چنان‌ كه‌ همه متخصصان‌ دانش‌ پزشكی‌ اتّفاق  دارند كه‌ پرداختن‌ به‌بهداشت‌ و جلوگیری‌ از پیدایش‌ بیماری‌ از درمان‌ آن‌ آسان‌تر و مهم‌تر است‌.در مبارزه‌ با مشكل‌ فقر نیز اجرای‌ سیاست‌هایی‌ برای‌ از بین‌ بردن‌ زمینه‌های‌پیدایش‌ آن‌ مهم‌ترین‌ گام‌ به‌شمار می‌آید.
در بخش‌ گذشته‌، در بررسی‌ علل‌ پیدایش‌ فقر در جنبه‌های‌ فرهنگی‌،اجتماعی‌ و اقتصادی‌، عوامل‌ مختلفی‌ را برشمردیم‌. در یك‌ برنامه‌ ریزی‌سنجیده‌، برای‌ جلوگیری‌ از پدیده فقر باید از بین‌ بردن‌ عوامل‌ یادشده‌ موردتوجه‌ قرارگیرد.
الف‌) مقابله‌ با عوامل‌ فرهنگی‌ و اجتماعی‌
به‌طور خلاصه‌، عوامل‌ فرهنگی‌ و اجتماعی‌ فقر فردی‌ و اجتماعی‌ عبارت‌است‌ از :
1. تنبلی‌ و عدم‌ استقامت‌ در كار
2. بی‌برنامگی‌؛
3. دیدگاه‌ نادرست‌ درباره دنیا وآخرت
4. خودباختگی‌ و عدم‌ اعتماد به‌ نفس
5. ترویج‌ گناه‌ و فساد در جامعه‌
6. اعتیاد و تكدّی‌ و اظهار فقر
مهم‌ترین‌ گام‌ در جهت‌ زدودن‌ این‌ عوامل‌ انجام‌ دادن‌ كارهای‌ فرهنگی‌ وارائه تعلیمات‌ صحیح‌ دینی‌ به‌وسیله متفكّران‌ است‌. تشویق‌ مردم‌ به‌ كار وتلاش‌ و توجّه‌ دادن‌ آن‌ها به‌ آثار دنیایی‌ و آخرتی‌ كوشش‌ نیز در این‌ راه‌ بسیارمؤثّر می‌نماید. بدیهی‌ است‌ كه‌ ایجاد نشاط‌، امید به‌ آینده‌ و استحكام‌ پایه‌های‌عقیدتی‌ در بین‌ جوانان‌، شرط‌ اوّلیه‌ برای‌ گسترش‌ فرهنگ‌ كار و تلاش‌ درجامعه‌ است‌. به‌ تصویر كشیدن‌ نتیجه تلاش‌ افرادی‌ كه‌ در سایه تلاش‌ واستقامت‌ به‌ موفّقیت‌های‌ بزرگ‌ دست‌ یافته‌اند و نیز یادآوری‌ تمدّن‌ عظیم‌اسلامی‌، كه‌ در سایه به‌كار بستن‌ آموزه‌های‌ دین‌ تحقق‌ یافت‌، در زدودن‌روحیه تنبلی‌، نومیدی‌ و خودباختگی‌ مردم‌ تأثیر بسیار دارد. افزون‌ بر این‌،تقویت‌ ابعاد معنوی‌ جامعه‌ و از بین‌ بردن‌ زمینه‌های‌ گناه‌ و اعتیاد و تبیین‌ آثارمرگبار آن‌، از روی‌ آوردن‌ مردم‌، به‌ویژه‌ نسل‌ جوان‌، به‌ گناهان‌ جلوگیری‌می‌كند. بدیهی‌ است‌ كه‌ در كنار نفی‌ این‌ امور، فراهم‌ كردن‌ امكانات‌ تفریحی‌ وورزشی‌ و نیز علمی‌ و آموزشی‌ وتشویق‌ جوانان‌ به‌ آن‌ها امری‌ ضروری‌می‌نماید. برخورد با متكدیان‌ حرفه‌ای‌، جمع‌آوری‌ آن‌ها دراردوگاه‌ها،آموزش‌ فرهنگی‌ و حرفه ای آن‌ها و نیز ایجاد امكانات‌ شغلی‌ برای‌آنان‌ بخشی‌ از سیاست‌ها به‌شمار می‌آید. رسانه‌های‌ گروهی‌، به‌ ویژه‌ صدا وسیما، در كارآمدی‌ سیاست‌های‌ فوق  نقش‌ بسزایی‌ دارد.
ب‌) مقابله‌ با عوامل‌ طبیعی‌
چنان‌ كه‌ گذشت‌، گاه‌ عوامل‌ طبیعی‌ چون‌ مرگ‌ و از كارافتادگی‌ سرپرست‌خانواده‌، سیل‌ و زلزله‌ موجب‌ تهیدست‌ شدن‌ گروه‌هایی‌ از جامعه‌ می‌شود. دراین‌ جهت‌ دو كار اساسی‌ لازم‌ است‌:
1. انجام‌ اقداماتی‌ در جهت‌ به‌ حداقل‌ رساندن‌ آسیب‌های‌ ناشی‌ از عوامل‌طبیعی‌، مانند ایجاد سیل‌بند و رعایت‌ اصول‌ ایمنی‌ در كارگاه‌ها و جاده‌هاوساختمان‌ها.
2. تقویت‌ سیستم‌ تأمین‌ اجتماعی‌، به‌منظور تحت‌ پوشش‌ قرار دادن‌، ازكارافتادگان‌، بی‌سرپرستان‌ و قربانیان‌ حوادث‌ طبیعی‌.
ج‌) مقابله‌ با عوامل‌ اقتصادی‌
مسائل‌ اقتصادی‌، اصلی‌ترین‌ عامل‌ پیدایش‌ فقر است‌. منشأ اساسی‌ فقر دربُعد اقتصادی‌، مسئله حاكمیت‌ نظام‌ سرمایه‌ داری‌ و روابط‌ اقتصادی‌ مبتنی‌ برآن‌ است‌. وقتی‌ اقتصاد جامعه‌ بر اساس‌ نظام‌ اقتصادی‌ اسلام‌ سامان‌ یابد،زمینه پیدایش‌ نابرابری‌ و استثمار از میان‌ می‌ رود و برای‌ ظهور فقر درجامعه‌ جایی‌ نمی‌ماند. چنان‌كه‌ در بخش‌ پیش‌ گذشت‌، عوامل‌ اقتصادی‌فقرعبارت‌ است‌ از:
1. توزیع‌ نا عادلانه ثروت‌؛
2. تورّم‌؛
3. فقدان‌ امكانات‌ شغلی‌؛
4. ضعف‌ مدیریت‌ و تخصیص‌ نیروی‌ انسانی‌؛
5. بازدهی‌ پایین‌ و عدم‌ كارآیی‌ در تخصیص‌ منابع‌.
برای‌ جلوگیری‌ از پیدایش‌ فقر در این‌ گستره‌ باید هر یك‌ از عوامل‌ یادشده‌ را از میان‌ برد. راه‌ های مهار یا نابودی‌ این‌ عوامل‌ عبارت‌ است‌ از:
1. توزیع‌ عادلانه‌
یكی‌ از ابزارهای‌ مهم‌ برای‌ از بین‌ بردن‌ فقر در نظام‌ اقتصادی‌ اسلام‌،توزیع‌ عادلانه ثروت‌ است‌. این‌ توزیع‌ در سه‌ مرحله‌ صورت‌ می‌گیرد:
الف‌) پیش‌ از تولید
مقصود از توزیع‌ قبل‌ از تولید شیوه بهره‌برداری‌ مسلمانان‌ از ثروت‌های‌طبیعی‌ چون‌ زمین‌، آب‌ و مباحات‌ عمومی‌(ماهی‌ها، پرندگان‌) است‌. در این‌مرحله‌، حدودی‌ مشخص‌ شده‌ است‌ كه‌ از انباشته‌ شدن‌ منابع‌ و ثروت‌های‌ یادشده‌ در دست‌ گروهی‌ خاص‌ و محرومیت‌ گروهی‌ دیگر جلوگیری‌ می‌كند واوّلین‌ و مهم‌ترین‌ عامل‌ ایجاد شكاف‌ میان‌ طبقات‌ مختلف‌ جامعه‌ را از میان‌می‌برد.
ب‌) هنگام‌ تولید
وقتی‌ منابع‌ اوّلیه‌ در جریان‌ تولید قرار می‌گیرد، سود حاصل‌ از آن‌ها میان‌افرادی‌ كه‌ در جریان‌ تولید دخالت‌ داشتند، تقسیم‌ می‌شود. در نظام‌سرمایه‌داری‌ دراین‌ توزیع‌، تكیه‌ اساسی‌ بر سرمایه‌ قرار دارد و همین‌ موجب‌استثمار كارگران‌ می‌ شود. دراسلام‌ قواعدی‌ تنظیم‌ شده‌ است‌ كه‌ وقتی‌ سرمایه‌دار ریسك‌ تولید شركت‌ نكند، بهره‌ ای‌ از سود ندارد؛ (تحریم‌ بهره‌) ونیروی‌كار می‌ تواند از طریق‌ مزد یا مشاركت‌ در فرایند تولید و تجارت‌ به‌ سهم‌ خوددست‌ یابد. (مزارعه‌، مساقات‌، مضاربه‌ ...)
ج‌) بعد از تولید (توزیع‌ مجدد)
در دو مرحله قبلی‌، ملاك‌ اصلی‌ توزیع‌ ثروت‌ و منافع‌ بین‌ افراد كار بود.(به‌ لحاظ‌ این‌كه‌ سرمایه‌ را نیز نوعی‌ كار ذخیره‌ شده‌ بنامیم‌) امّا در این‌ مرحله‌ملاك‌ توزیع‌ نیاز افراد است‌. بی‌ تردید وجود برخی‌ از عوامل‌ طبیعی‌ درفرآیند تولید كه‌ سبب‌ تفاوت‌ در درآمد افراد می‌ شود یا، چنان‌ كه‌ در عوامل‌طبیعی‌ فقر اشاره‌ كردیم‌، ناتوانی‌ گروهی‌ از فعالیت‌ اقتصادی‌ به‌ اختلاف‌درآمد و شكاف‌ طبقاتی‌ می‌ انجامد.اسلام‌، به‌ منظور از بین‌ بردن‌ این‌ شكاف‌ وجلوگیری‌ از فقر در سطح‌ جامعه‌، تدابیری‌ اندیشیده‌ است‌. ما در بخش‌ دیگر، باعنوان‌ «تقویت‌ سیستم‌ اجتماعی‌»، به‌ این‌ بحث‌ اشاره‌ خواهیم‌ كرد.
2 و 3. كنترل‌ سطح‌ قیمت‌ها و ایجاد امكانات‌ شغلی‌
مهار تورّم‌ و تأمین‌ اشتغال‌ برای‌ جویندگان‌ كار، از اهداف‌ نظام‌ اقتصادی‌اسلام‌ است‌. مطالعه سیره پیشوایان‌ دین‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ آن‌ها به‌ این‌ دومسئله‌ توجّه‌ فراوان‌ داشتند؛ برای‌ مثال‌ بستن‌ پیمان‌ مشاركت‌ بین‌ مهاجران‌وانصار، تقسیم‌ باغ‌ها و مزارع‌ «بنی‌نضیر» بین‌ مسلمانان‌، قراردادن‌ ابزار كاركشاورزی‌ و خانه‌سازی‌ وآموزش‌ حرفه‌ای مردم‌ از اموری‌ است‌ كه‌ در زمان‌پیامبر اكرم‌(ص)، در جهت‌ ایجاد زمینه اشتغال‌، تحقق‌ پذیرفت‌. حفر چاه‌هاوقنات‌ها و وقف‌ آن‌ها به‌ وسیله ائمه‌: نیز بدین‌ منظور انجام‌ گرفته‌ است‌.این‌ اقدام‌ها، علاوه‌بر ایجاد اشتغال‌ برای‌ مسلمانان‌ و تأمین‌ زندگی‌ آنان‌، تولیدرا فزونی‌ می‌بخشید و در جلوگیری‌ از افزایش‌ قیمت‌ها نقش‌ بسزایی‌ داشت‌.حضرت‌ علی‌(ع) در زمان‌ خلافتش‌ بدین‌ امر اهتمام‌ می‌ورزید. آن‌حضرت‌(ع) در نامه‌ای به‌ مالك‌ اشتر وی‌ را به‌ نیكی‌ به‌ بازرگانان‌ و رعایت‌ حق‌آنان‌ سفارش‌ كرد، به‌ مبارزه‌ با سودجویی‌ و گران‌فروشی‌ فراخواند و فرمود:
باید خرید و فروش‌ آسان‌، برطبق‌ موازین‌ عدل‌ و با قیمت‌هایی‌ صورت‌ گیردكه‌ نه‌ به‌ زیان‌ فروشنده‌ باشد ونه‌ خریدار.
امام‌ صادق (ع) فرمود: امیرمؤمنان‌(ع) قیمت‌گذاری‌ نمی‌كرد؛ ولی‌ هرگاه‌كسی‌ به‌ گران‌فروشی‌ روی‌ می‌آورد، به‌ او گفته‌ می‌شد: یا طبق‌ قیمت‌ بازاربفروش‌ یا از بازار خارج‌ شو.
4. سپردن‌ مسئولیت‌ها به‌ افراد مدیر و كاردان‌
امروزه‌ تربیت‌ نیروهای‌ متخصص‌ و كارآمد از استراتژی‌های‌ مهم‌ّتوسعه اقتصادی‌ شمرده‌ می‌شود و سرمایه‌گذاری‌ فراوان‌ در این‌ جهت‌صورت‌ می‌گیرد؛ به‌گونه ای كه‌ توسعه نیروی‌ انسانی‌، در ادبیات‌ توسعه‌جایگاهی‌ خاص‌ یافته‌ است‌. دین‌ مبین‌ اسلام‌ نیز براین‌ مسئله‌ تاكید بسیارورزیده‌ و چنان‌ كه‌ در بخش‌ گذشته‌ بیان‌ شد، سپردن‌ مسئولیت‌ به‌ ناتوانان‌ راخیانت‌ شمرده‌ است‌. بنابراین‌، باید در تمام‌ ابعاد نظام‌ اسلامی‌ به‌ این‌ مسئله‌توجه‌ شود.
5. بهره‌برداری‌ صحیح‌ از ثروت‌های‌ طبیعی‌
چنان‌ كه‌ گذشت‌، اقتصاددانان‌ اغلب‌ اقتصاد را «استفاده بهینه‌ و مطلوب‌از منابع‌ كمیاب‌ در جهت‌ تحقق‌ اهداف‌ اقتصادی‌» تعریف‌ می‌كنند. اسلام‌ نیز به‌این‌ مسئله‌ توجه‌ كرده‌، با قوانینی‌ چون‌ حرمت‌ اسراف‌ در جهت‌ بهره‌برداری‌درست‌ از منابع‌ كوشیده‌ است‌. بنابراین‌، نظام‌ اسلامی‌ هرگز اجازه‌ نمی‌دهدثروت‌های‌ ملّی‌، كه‌ متعلق‌ به‌ همه مسلمانان‌ است‌، جهت‌ ترویج‌مصرف‌گرایی‌ و تولید اشیای‌ زیان‌آور به‌ كار گرفته‌ شود. این‌ قوانین‌ همچنین‌ ازغارت‌ این‌ ثروت‌ها به‌وسیله بیگانگان‌، به‌ شكل‌ مواد خام‌ و در جهت‌ تقویت‌منافع‌ استثماری‌ آن‌ها، جلوگیری‌ می‌كند.
2ـ راه‌های‌ درمان‌ فقر
هر گاه‌ موفق‌ شویم‌ راه‌های‌ جلوگیری‌ از فقر را در جامعه‌ اجرا كنیم‌، فقر به‌طور طبیعی‌ درمان‌ می‌شود. به‌همین‌ جهت‌، مباحث‌ این‌ قسمت‌ با بخش‌ قبلی‌(پیشگیری‌ از فقر) ارتباط‌ دارد و به‌ طور خاص‌ به‌ سیاست‌های‌ فقرزدایی‌می‌پردازد.

شناسایی‌ فقرا و معرّفی‌ خط‌ فقر
شناسایی‌ تهیدستان‌ و ارزیابی‌ امكانات‌ و توانایی‌های‌ جامعه‌، در راه‌ ریشه‌كنی‌ فقر، نخستین‌ گام‌ به‌ شمارمی‌آید. برای‌ شناسایی‌ فقرا باید ملاك‌ مشخصی‌از فقر ارائه‌ شود و سپس‌ تهیدستان‌ از نظر تعداد، عمق‌ فقر، منطقه‌ و ... موردشناسایی‌ قرار گیرند. بدین‌ منظور معیاری‌ با عنوان‌ «خط‌ فقر» معرفی‌ شده‌ است‌كه‌ بر اساس‌ آن‌، فقرای‌ یك‌ كشور و میزان‌ فقر آن‌ها را مورد شناسایی‌ قرارمی‌دهند. اقتصاددانان‌، در معرفّی‌ خط‌ فقر،به‌طور عمده‌ به‌ فقر مطلق‌ توجه‌می‌كنند. معیار خط‌ فقر مطلق‌، بر اساس‌ نیازهای‌ اصلی‌ انسان‌ و اغلب‌ بر حسب‌منابع‌ مورد نیاز برای‌ حفظ‌ سلامتی‌ و تأمین‌ كارآیی‌ جسمانی‌ تعریف‌ می‌شود.فقر مطلق‌ یا معیشتی‌ از طریق‌ قیمت‌گذاری‌ نیازمندی‌های‌ اساسی‌ زندگی‌ افراداندازه‌گیری‌ می‌شود. درنیووسكی‌ (drenowski) و اسكات‌ (scot) در شاخص‌سطح‌ زندگی‌، نیازهای‌ اساسی‌ جسمانی‌ را در سه‌ محور تعریف‌ كرده‌اند.
الف‌) تغذیه‌ كه‌ بر اساس‌ عواملی‌ مانند كالری‌ و پروتئین‌ دریافت‌ شده‌اندازه‌گیری‌ می‌شود.
ب‌) سرپناه‌ كه‌ بر اساس‌ بهای‌ مسكن‌ و میزان‌ ازدحام‌ تعیین‌ می‌شود.
ج‌) سلامتی‌ كه‌ بر اساس‌ عواملی‌ چون‌ میزان‌ مرگ‌ و میر اطفال‌ و كیفییت‌تسهیلات‌ پزشكی‌ در دسترس‌ اندازه‌گیری‌ می‌شود.
براساس‌ مطالعات‌ انجام‌ شده‌، خط‌ فقر درآمد سرانه‌ای است‌ كه‌ بتوان‌ با آن‌حداقل‌ نیاز بدن‌ به‌ غذا را كه‌ برابر 2250 كالری‌ حساب‌ شده‌ است‌، تامین‌ كرد؛البته‌ چون‌ غذا تنها نیاز انسان‌ نیست‌، خط‌ فقر در مرز داشتن‌ درآمد سرانه‌ای به‌اندازه دست‌كم‌ سه‌ برابر مقدار پول‌ لازم‌ برای‌ خرید مواد غذایی‌ عادی‌ترسیم‌ می‌گردد.
چنان‌كه‌ در بخش‌ اول‌ گذشت‌،اسلام‌ به‌ از میان‌ بردن‌ فقر مطلق‌ اكتفا نكرده‌؛به‌ زدودن‌ فقر نسبی‌ نیز اهمیت‌ می‌دهد. شهید صدر دراین‌باره‌ می‌فرماید:
در نظر اسلام‌ فقیر كسی‌ است‌ كه‌ از آن‌چنان‌ سطح‌ زندگی‌ كه‌ وضع‌ عمومی‌جامعه‌ و مملكت‌ ایجاب‌ می‌كند و برخوردار بودن‌ از آن‌ برای‌ تأمین‌ حاجات‌ضروری‌ و غیرضروری‌ میسر و مقدور است‌، برخوردار نباشد؛به‌ عبارت‌دیگر، فقیر كسی‌ است‌ كه‌ زندگی‌اش‌ با سطح‌ زندگی‌ ثروت‌مندان‌ اختلاف‌زیادی‌ داشته‌ باشد. ... از آنچه‌ گفته‌ شد،می‌توان‌ دریافت‌ كه‌ در اسلام‌ مفهوم‌مطلق‌ وثابتی‌ در كلیه احوال‌ برای‌ فقر منظور نشده‌ است‌.فقر به‌طوری‌ كه‌ درنص‌ آمده‌، ناهماهنگی‌ در سطح‌ زندگی‌ همگانی‌ است‌ نه‌ عدم‌ قدرت‌ بر رفع‌احتیاجات‌ اساسی‌ به‌ آسانی‌. به‌ همان‌ نسبت‌ كه‌ سطح‌ زندگی‌ ترقی‌ می‌كند،حدرهایی‌ از فقر نیز بالاتر می‌رود.
هم‌چنین‌ امام‌ صادق (ع) به‌ یكی‌ از یارانش‌ می‌فرماید:... به‌ فقیر به‌اندازه‌یی‌می‌توان‌ مال‌ داد كه‌ بخورد، بنوشد، بپوشد، ازدواج‌ كند، صدقه‌ دهد و به‌زیارت‌ خانه‌ خدا رود.
معصومان حتی‌ دارندگان‌ خانه‌ و خدمت‌كار را نیز مجاز شمرده‌اند كه‌،در صورت‌ نیاز، از زكات‌ استفاده‌ كنند. بی‌تردید در رفع‌ نیازهای‌ تهیدستان‌،رعایت‌ اولویت‌ و پرداختن‌ به‌ كسانی‌كه‌ در درجات‌ شدیدتری‌ از فقر قراردارند، ضروری‌ است‌.
بررسی‌ امكانات‌ و توانایی‌های‌ جامعه‌
بعد از شناسایی‌ تهیدستان‌، ارزیابی‌ توانایی‌های‌ جامعه‌ گام‌ بعدی‌ در درمان‌فقر به‌ شمار می‌آید. بی‌تردید بخشی‌ از این‌ توانایی‌ها در اختیار دولت‌ است‌ وبخشی‌ در دست‌ بخش‌ خصوصی‌.
درآمدهای‌ دولت‌ به‌ دو قسمت‌ اساسی‌ درآمدهای‌ مالیاتی‌ و سایر درآمدهاتقسیم‌ می‌شود.

درآمدهای‌ مالیاتی‌
عمده‌ترین‌ درآمدهای‌ مالیاتی‌، كه‌ مقدار و شیوه جمع‌آوری‌ و نیز جهت‌مصرف‌ آن‌ها مشخص‌ شده‌، عبارت‌ است‌ از خمس‌ و زكات‌.
خمس‌: مالیاتی‌ است‌ كه‌ بر پس‌انداز سالانه افراد تعلق‌ می‌گیرد؛ یعنی‌چنانچه‌ پس‌ از كسر مخارج‌ مقداری‌ از درآمد سالانه‌ باقی‌ ماند، یك‌پنجم‌ آن‌به‌ عنوان‌ خمس‌ پرداخت‌ می‌شود. بخشی‌ از این‌ مبلغ‌ به‌ تأمین‌ مالی‌ سادات‌ فقیراختصاص‌ دارد و بخشی‌ دیگر سهم‌ امام‌(ع) است‌ كه‌ نماینده حضرت‌(ع)آن‌ را در مصالح‌ مسلمانان‌، كه‌ رفع‌ فقر از جامعه‌ نیز جزئی‌ از آن‌ است‌، مصرف‌می‌كند.
زكات‌ : مالیاتی‌ است‌ كه‌ بر گاو و گوسفند و شتر، درآمد برخی‌ ازفرآورده‌های‌ كشاورزی‌ و نیز سكه‌های‌ طلا و نقره‌ كه‌ یك‌سال‌ نگهداری‌می‌شوند، تعلق‌ می‌گیرد. موارد مصرف‌ زكات‌ در منابع‌ اسلامی‌ مشخص‌ شده‌است‌؛ ولی‌ مهم‌ترین‌ مورد آن‌، رسیدگی‌ به‌ تهیدستان‌ است‌. درباره این‌ دومالیات‌ مسائل‌ فراوانی‌ وجود دارد كه‌ از حوصله‌ این‌ بحث‌ خارج‌ است‌.علاوه‌ بر خمس‌ و زكات‌، دولت‌ می‌تواند در صورت‌ نیاز برای‌ اداره‌ی‌امور مسلمانان‌ وجوه‌ دیگری‌ با عنوان‌ مالیات‌های‌ حكومتی‌ از مردم‌ بگیرد.بنابراین‌، مالیات‌های‌ حكومتی‌ بخشی‌ از امكانات‌ بالقوه دولت‌ برای‌ تأمین‌اعتبار فقرزدایی‌ به‌شمار می‌آید.

درآمدهای‌ غیرمالیاتی‌
1. انفال‌ : اسلام‌ مالكیت‌ بخش‌ اعظم‌ ثروت‌های‌ طبیعی‌ مانند جنگل‌ها،زمین‌ها، معادن‌، سواحل‌ دریاها و رودخانه‌ها را در اختیار حكومت‌ اسلامی‌قرار داده‌ است‌ تا بتواند با درآمد آن‌ها به‌ اداره جامعه‌ بپردازد.بنابر این‌،انفال‌ یكی‌ از مهم‌ترین‌ منابع‌ درآمدی‌ برای‌ كمك‌ به‌ فقرا شمرده‌ می‌شود.
2. موقوفات‌ : وقف‌ یكی‌ از سنّت‌های‌ اسلامی‌ است‌ كه‌ ریشه‌ در تاریخ‌اسلام‌ دارد و همراه‌ آن‌ رشد كرده‌ است‌. پیامبر(ص) و پس‌ وی‌، ائمّه‌ اطهار (ع)بدین‌ امر اهتمام‌ می‌ورزیدند. مطالعه اجمالی‌ تاریخ‌ وقف‌ بیان‌گر این‌ است‌كه‌ نابودی‌ فقر و محرومیت‌ نخستین‌ انگیزه وقف‌كنندگان‌ بوده‌ است‌. آنچه‌در این‌ بخش‌ مورد نظر است‌، وقف‌های‌ عام‌ است‌ كه‌ به‌طور معمول‌ در اختیاردولت‌ اسلامی‌ قرار دارد. دولت‌ می‌تواند از این‌ موقوفات‌ در جهت‌ بالا بردن‌سطح‌ زندگی‌ فقیران‌ بهره‌ گیرد. وقف‌های‌ خاص‌، به‌طور معمول‌ در اختیاردولت‌ نیست‌ و سرپرست‌ خاص‌ دارد؛ ولی‌ می‌توان‌ مردم‌ را تشویق‌ كرد تا به‌وقف‌ روی‌ آورند و دارایی‌ خود را، حتّی‌ در قالب‌ وقف‌ خاص‌، در اختیارتهیدستان‌ قرار دهند.

سایر درآمدها
علاوه‌بر درآمدهایی‌ كه‌ ذكر شد، در جامعه‌ امكانات‌ بالقوه دیگری‌وجود دارد كه‌ دولت‌ می‌تواند با سامان‌ دادن‌ آن‌ها، منابع‌ عظیمی‌ برای‌ مبارزه‌با فقر گرد آورد. این‌ منابع‌ عبارت‌ است‌ از:
1. صدقات‌ مستحبّی‌ : مراد از صدقات‌ مستحبی‌ كمك‌هایی‌ است‌ كه‌ مردم‌،به‌سبب‌ حسن‌ نیت‌ خویش‌، به‌صورت‌ پراكنده‌ به‌ متكدّیان‌ و مددجویان‌می‌دهند و بیش‌ از همه‌ گدایان‌ حرفه‌ای از آن‌ بهره‌ می‌برند.
2. كفّارات‌ مالی‌ : در دین‌ اسلام‌، برای‌ انجام‌ بعضی‌ از كارهای‌ حرام‌ و ترك‌برخی‌ از واجبات‌ جریمه‌های‌ نقدی‌ تعیین‌ شده‌ است‌. هدف‌ از وضع‌ این‌جریمه‌ها، افزون‌ بر تنبیه‌ متخلّف‌، رسیدگی‌ به‌ فقیران‌ است‌. این‌ جریمه‌ها،مانند كفّاره روزه‌ و نذر و قَسم‌، اكنون‌ به‌صورت‌ پراكنده‌ در اختیارتهیدستان‌ قرار می‌گیرد.
3. نذورات‌ : مسلمانان‌، بر اساس‌ اعتقادهای‌ دینی‌ خود، برای‌ برآورده‌شدن‌ حاجاتشان‌ نذر می‌كنند و قسمت‌ عمده نذرهای‌ آن‌ها مالی‌ است‌.
4. وصایا : گروهی‌ از مؤمنان‌ هنگام‌ مرگ‌ خود وصیت‌ می‌كنند بخشی‌ ازدارایی‌شان‌ در موارد خاصی‌ مصرف‌ شود. این‌ وصیت‌ها، در حدّ یك‌سوّم‌دارایی‌ باقی‌مانده‌ از متوفّا، از جانب‌ شرع‌ تنفیذ شده‌ است‌.
5. قرض‌الحسنه‌ : سنّت‌ قرض‌الحسنه‌ یكی‌ از ابزارهای‌ مهم‌ّ و شایسته‌ برای‌رفع‌ نیازمندی‌های‌ فقیران‌ است‌؛ به‌ویژه‌ كسانی‌كه‌ توان‌ انجام‌ دادن‌ كاراقتصادی‌ دارند و می‌توانند از این‌ منابع‌ استفاده‌ كنند.در مجموع‌ چنان‌كه‌ مشاهده‌ شد، جهت‌ اجرای‌ سیاست‌های‌ فقرزدایی‌ درجامعه‌ منابع‌ مالی‌ بالقوه‌ و بالفعل‌ فراوانی‌ وجود دارد كه‌ می‌توان‌ با برنامه‌ریزی‌صحیح‌ از آن‌ها بهره‌ گرفت‌. علاوه‌براین‌،آیات‌ و روایات‌ آشكارا بیان‌ می‌كندكه‌ برخی‌ از امور غیرمادی‌ چون‌ دعا، ایمان‌ و تقوا سبب‌ افزایش‌ و بركت‌ منابع‌می‌شود. بنابراین‌، بالابردن‌ روحیه معنوی‌ مسلمانان‌ و مأنوس‌ساختن‌ آن‌ها باخداوند در جهت‌ زدودن‌ فقر و رسیدن‌ به‌ جامعه سالم‌ بسیار سودمند است‌.

سیاست‌های‌ درمان‌ فقر
به‌طور كلی‌، این‌ سیاست‌ها در دو محور كلی‌ قابل‌ تبیین‌ است‌.
1. فراهم‌ آوردن‌ زمینه‌های‌ اشتغال‌ برای‌ تهیدستانی‌ كه‌ توان‌ كار و فعالیت‌اقتصادی‌ دارند؛
2. تقویت‌ و تثبیت‌ سیستم‌ تأمین‌ اجتماعی‌ برای‌ تحت‌ پوشش‌ قراردادن‌ ازكارافتادگان‌ و... .
در محور اوّل‌ هدف‌ عمده برنامه‌های‌ مبارزه‌ با فقر خوداتكاكردن‌ فقراوتواناساختن‌ آن‌ها بر كسب‌ درآمد است‌. بدین‌ منظور توجّه‌ به‌ چند نكته‌ضروری‌ می‌نماید.
الف‌ ) انجام‌ آموزش‌های‌ فرهنگی‌ برای‌ تهیدستان‌
این‌ آموزش‌ها جهت‌ افزایش‌ روحیه فعالیت‌ و كار در بین‌ آن‌ها و نیزپاسخ‌ به‌ شبهاتی‌ كه‌ سبب‌ تسلیم‌ آن‌ها دربرابر وضعیت‌ موجود می‌شود، انجام‌می‌گیرد.
ب‌ ) آموزش‌های‌ تخصصی‌ وحرفه‌یی‌
بدیهی‌ است‌ افراد كم‌ درآمد، بدون‌ داشتن‌ تخصّص‌های‌ لازم‌، توانایی‌انجام‌ دادن‌ فعالیت‌ اقتصادی‌ندارند. بنابراین‌، آموزش‌ این‌ افراد، در زمینه‌ های‌مختلف‌ و متناسب‌ با استعداد آن‌ها، ضروری‌ است‌.
ج‌ ) ایجاد مراكز اشتغال‌
دولت‌ به‌ چند طریق‌ می‌تواند برای‌ تهیدستانی‌ كه‌ قدرت‌ كار دارند وآموزش‌های‌ لازم‌ را نیز فراگرفته‌اند، فرصت‌ اشتغال‌ پدید آورد. این‌ راه‌هاعبارت‌ است‌ از:
1ـ تأسیس‌ كارخانه‌ها، كارگاه‌ها و مراكز تجاری‌ و ... .
بیش‌تر منابع‌ مالی‌ كه‌ از آن‌ها نام‌ بردیم‌، می‌توانند در این‌ راه‌ مورد استفاده‌قرار گیرند.
2ـ دادن‌ سرمایه‌، به‌شكل‌ قرض‌الحسنه‌، به‌ نیازمندان‌ برای‌ ایجادكارگاه‌های‌ تولیدی‌ كوچك‌
این‌ كار می‌تواند از طریق‌ تعاونی‌ها نیز انجام‌ پذیرد. بخشی‌ از سرمایه‌ی‌این‌ واحدها از منابع‌ قرض‌الحسنه‌ مردمی‌ تأمین‌ می‌شود.
3ـ بهره‌گیری‌ مستقیم‌ از انفال‌
دولت‌ می‌تواند بخشی‌ از منابع‌ انفال‌ مانند معادن‌، زمین‌های‌ كشاورزی‌ وامتیاز صید ماهی‌ را به‌شكل‌ مشاركت‌ یا واگذاری‌ در اختیار تعاونی‌های‌متشكّل‌ از نیازمندان‌ قرار دهد.
به‌طور طبیعی‌ طرح‌های‌ این‌ راه‌ و نیز راه‌ قبل‌ در مراحل‌ ابتدایی‌ به‌ حمایت‌دولت‌ نیاز دارد.
در محور دوّم‌، یعنی‌ تقویت‌ و تثبیت‌ سیستم‌ تأمین‌ اجتماعی‌، هدف‌ تأمین‌زندگی‌ بی‌سرپرستان‌ و كسانی‌ است‌ كه‌ به‌ دلایل‌ مختلف‌ برای‌ مدتی‌ كوتاه‌ یاهمیشه‌ قدرت‌ كار كردن‌ ندارند.
در قسمت‌ جذب‌ منابع‌ مالی‌، چنان‌كه‌ اشاره‌ شد، دولت‌ در بخشی‌ از آن‌هابه‌طور مستقیم‌ دخالت‌ می‌كند و در بخشی‌ دیگر، با تشویق‌ انسان‌های‌ نیكوكارنقش‌ هم‌آهنگ‌كننده‌ را به‌ عهده‌ می‌گیرد. دراین‌ جا، توجه‌ به‌ چند مسئله‌ مهم‌است‌:
الف‌) هماهنگی‌ میان‌ مراكز كمك‌رسانی‌ مانند كمیته امداد،صندوق های‌ خیریه‌ و بهزیستی‌؛
ب‌) تشویق‌ عموم‌ مردم‌ به‌ احیای‌ سنّت‌های‌ اسلامی‌ چون‌ صدقات‌،موقوفات‌، نذورات‌ و هدایت‌ این‌ درآمدهابه‌ مسیرهای‌ پیش‌بینی‌ شده‌؛
ج‌) تصحیح‌ سیستم‌ مالیاتی‌ و تقویت‌ آن‌ در راستای‌ عدالت‌ اجتماعی‌.
در توزیع‌ امكانات‌ میان‌ از كارافتادگان‌ و بی‌سرپرستان‌، به‌ منظور كاهش‌هزینه‌های‌ اجرایی‌، دولت‌ باید هم‌آهنگ‌كننده نهادهای‌ مردمی‌ باشد.كمك‌ها نیز، مانند آن‌چه‌ در بخش‌ پیشگیری‌ از فقر گفتیم‌، متناسب‌ با موقعیت‌اقتصادی‌ جامعه‌ به‌صورت‌ نقدی‌ و غیرنقدی‌ صورت‌ می‌گیرد.

منبع:آرمان