تاثير رسانه هاي جمعي بر انحرافات اجتماعي
نقش معجزه آسا رسانه هاي جمعي براي رسيدن برخي افراد به اهداف خود
بازرگانان و سوداگران همگي از اثرات معجزه آساي رسانه هاي جمعي در بالا بردن ميزان فروش کالاها آگاه هستند و بدين جهت همه روزه مبالغ گزافي براي تبليغ کالاهاي خويش از طريق مطبوعات، سينما، راديو و تلويزيون اختصاص مي دهند و مسلماً از برکت همين وسايل چندين برابر سود به کف مي آورند. اين پديده به خوبي اثر انکارناپذير رسانه هاي جمعي را در انتخاب و تصميم گيري (براي مواد مصرفي) و غيره نشان مي دهد. تنها گروه جامعوي فوق الذکر نيستند که از اثرات شگفت انگيز رسانه هاي جمعي آگاهي دارند بلکه سياستمداران و سياست گذاران نيز با توجه به نقش تعيين کننده اين وسايل براي موفقيت در جامعه و جلب طرفداران، نظرات و هنر خويش را چون کالايي به رسانه هاي جمعي مي سپارند تا به گوش يا ديده مردمان برسانند و پيروزي آنان را تضمين کنند.
تاثير رسانه هاي جمعي بر انحرافات اجتماعي
در ادامه به اثرات رسانه هاي عمده جمعي، مانند فيلم سينمايي، راديو، ويدئو، تلويزيون، مطبوعات اعم از روزنامه و مجله بر انحرافات اجتماعي مي پردازيم.
فيلم هاي سينمايي
فيلم سينمايي نقشي موثري در انحراف و بزهکارهاي جوانان بازي مي کند؛ نمايش اعمال خشونت بار، کشتار، جنايت، خون آشامي (دراکولا) و نيز صحنه هاي هيجان انگيز در فزوني و تشديد اعمال انحرافي و بژه اثر بسزايي دارد.
اگر در گذشته تماشاگران فيلم هاي سينمايي به طور نسبي به اختيار خويش فيلم دلخواه خود را (در شهرهاي بزرگ) بر مي گزيدند و خانه را به سوي سالن هاي سينمايي ترک مي کردند، امروزه مسئولان و کارگردانان تلويزيون، بدون توجه به اثرات نيک و بد فيلم روي گروه سني، جامعوي و جنسي گوناگون، آنها را به همه خانه هايي که دريچه تلويزيون بر روي آنها باز مي شود صادر مي کنند و افراد خانواده، زن و مرد، کوچک و بزرگ، بدون اين که امکان انتخاب داشته باشند چشم و گوش خود را به کانال هاي فرستنده مي سپارند.
نقش فيلم ها در بزهکاري، جرم و جنايت از اين امر ناشي مي شود که آنها صحنه هاي پرخاشگرانه مانند تندخويي، سخت دلي، بيرحمي، آدمکشي و … را با تمام فنون رنگي، حرکتي و صوتي مربوط نمايش مي دهند. فيلم هاي جنايي زمينه را براي تجسم بصري و عيني فنون و شيوه هاي جنايت فراهم مي آورد.
مطبوعات و جرايم
امروزه مطبوعات همه روزه اخبار مربوط به جرم و جنايت و جنگ را منعکس مي کنند. تنظيم کنندگان صفحات حوادث روزنامه ها يا مجلات عاميانه مي کوشند حادترين و خشن ترين جنايات را با طول و تفصيل منتشر کنند. درباره متهمان يا مجرمان حتي پيش از صدور حکم قطعي داوري مي کنند و شايد اين داوري هاي نابجا در راي قضات دادگاه ها بي اثر نباشد.
در بسياري از مطبوعات غربي، و به تقليد از آنها در مطبوعات ايراني، حوادث جنايي در مرکز دقت روزنامه نگاران قرار مي گيرند تا در پناه آن آگهي هاي تبليغاتي کالاهاي مصرفي را بديده خوانندگان برسانند. اگر نسبت فضايي را که حوادث جرم و جنايت، آگهي هاي تبليغاتي و صفحه مرگ و مير به خود اختصاص مي دهند، را به نسبت کل مطالب مندرج بسنجيم در مي يابيم که بيشتر فضا به مسايل فوق اختصاص يافته است. و محتوي پاره اي از روزنامه ها مربوط به اخبار کشت و کشتار، مرگ و مير و اعمال خشونت بار است.
انتشار اخبار مربوط به جرم و جنايت و بزهکاري ها تنها به روزنامه ها و مجلات ختم نمي شود، بلکه بعدها در محافل دوستانه، زنانه و مردانه دوباره بازگو شده و از جهات گوناگون مورد تعبير و تفسير قرار مي گيرند. برخي از مطبوعات براي اين که اثرات داستانهاي جنايي را فزونتر سازند تنها به نقل مطالب اکتفا نکرده بلکه با عکسهاي رنگين حوادث را به واقعيت نزديک مي کنند.
معمولاً مطبوعات در قبال حوادث و تاثير آنها بر روي خوانندگان بي تفاوت هستند. مهمترين مسأله براي مديران مطبوعات افزايش تيراژ نشريات مي باشد. از يک سوي تجارت آزاد و سودآوري دست نويسندگان و ناشران را در تهيه رپرتاژ و داستانهاي جنايي، جنسي و احضار ارواح باز گذارده است تا مبادا به آزادي قلم خدشه اي وارد شود ولي از سوي ديگر مسئوليت هاي جامعوي و اثرات نوشته ها در ضمير جوانان و عواقب بعدي آن در طي ساليان آينده ايجاد مي کند که مسئولين مربوطه بايد در اين زمينه نيز چون ساير امور نقش ارشادي و کنترل خود را ناديده نگيرند.
نقش تلويزيون و ويديو در بزهکاري
برخي اوقات برنامه بدآموز ويديو و تلويزيون اثرات منفي بر روي افراد جامعه مي گذارد و نگراني هايي را حادث مي شود؛ اين نگراني ها از مسايلي مانند موارد زير ناشي مي شود:
1- برنامه هاي تله- ويديويي به نحو اغراق آميزي صحنه هاي عصيانگري، پرخاش جويي، کشتار، خشونت، قانون شکني و هوسبازي يا به طور خلاصه لذت جويي دنيوي را نمايش مي دهد، و اين صحنه ها همراه با اسباب بازي هاي جنگي ضمير کودکان را مي توانند مسموم سازند.
2- گشترس عرصه فرهنگ و ارزش هاي غير ديني و ملي از برنامه هاي تله – ويدئويي موجب مي شود که فرهنگ و ارزش هاي غيرديني و ملي که هنوز به طور کامل در رفتار و پندار نوجوانان و جوانان استوار نشده است بدرستي تنفيذ نشود و نسل جوان به فرهنگ و ارزش هايي روي آورند که در جوامع ديگر تحت شرايط ديگري، پديد آمده اند و جامعه ما با آن ها هم راستا نيست.
3- در فيلم هاي تلويزيوني و آگهي هاي تبليغاتي بسياري از مسايل جامعوي مخصوصاً بزرگ جلوه داده مي شوند. سالمندان بغير واقعي و تصنعي بودن آنها واقف هستند ليکن کودکان و کساني که آگاهي و تجارب کافي ندارند آنها را واقعيت پنداشته مظهري از زندگي نو مي پندارند و بدان پاي بند مي شوند.
در بسياري از مواد افراد خانواده در ساعات سرگرمي، بويژه عصرها و روزهاي تعطيل، در جلوي صفحه تلويزيون به همديگر مي پيوندند. ولي احتمالا اين حضور بيشتر يک حضور جسمي است تا فکري. زيرا تک تک افراد خانواده، خاموش به صورت غيرفعال، در تنهايي خويش، به صفحه تلويزيون خيره مي شوند. «ماکوبي» در اين خصوص مي گويد: «جمع شدن افراد خانواده در برابر تلويزيون مفهوم جامعوي کمتري داراست و از محدوده تقسيم تصاويري بصري بين افراد خانواده تجاوز نمي کند.»
در خانواده هاي نابسامان و پر از تشتت پنهان و آشکار، انتخاب برنامه هاي تلويزيوني انگيزه اي براي تشديد اختلافات خانوادگي است. بويژه به واسطه برداشت هاي متفاوت گروه هاي جنسي، سني، جامعوي و وابستگي به سنت ها و پيوستگي به نوآوري ، زمينه مساعد براي بروز چنين اختلافاتي فراهم مي آيد به طوري که خردسالان با برنامه مطلوب بزرگسالان و مردان با برنامه اختصاصي زنان و نوجوانان با برنامه هاي سنتي به مخالفت بر مي خيزند و «کودک سالاري» برقرار مي کنند. ياد آور مي شود که خود محتواي برنامه هاي جدي، سياسي، ديني و اگهي هاي تجاري اعصاب کساني که با آنان موافقت ندارند و گاهي احتمالاً مضر به حال جامعه مي پندارند تحريک مي کند.
معمولاً اعضاي خانواده برنامه کار و زندگي خود را طوري تعيين مي کنند که بتوانند بموقع از تماشاي برخي از برنامه ها بهره مند شوند. بسياري از بينندگان برنامه ها نيز مي کوشند به هر وسيله اي که شده باشد در ساعت نمايش خود را به نزديک ترين گيرنده تلويزيون برسانند. در جريان مسابقات المپيک و جام جهاني فوتبال نيز مشاهده مي شود که عده اي تحت تاثير برنامه هاي تهيج کننده تلويزيون آن چنان برانگيخته مي شوند که با التهاب و هيجان تمام در انتظار پخش برنامه مسابقه، پاي تلويزيون تمام شب را بيدار مي مانند و برخلاف معمول نمي توانند ساعت 8 صبح به سر کار بروند.
تاثير برنامه هاي تلويزيوني در تغير ساعات خواب کودکان را مي توان به خوبي مشاهده کرد؛ اغلب کودکان با توجه به علاقه شديد خود به برنامه هاي تلويزيوني برنامه استراحت و خواب خود را تغيير مي دهند؛ با پايان برنامه تلويزيوني به خواب رفته و با آغاز برنامه آن بيدار مي شوند و در موارد بسياري امکان اينکه آنها را بتوان قانع کرد که بموقع و پيش از پايان برنامه هاي تلويزيون بخواب روند و يا بموقع تکاليف مدرسه خود را آماده کنند، وجود ندارد.
تاثير راديو بر انحرافات اجتماعي
برغم ناتواني فني راديو براي واقعيت بخشيدن به صحنه هاي نمايش (مانند نشان دادن صحنه هاي خون آلود يا قيافه هاي آشفته) مسايل جرم و جنايت در آن کم نيست؛ از اخبار ترور، اعدام و کشتار گرفته تا داستان هاي شب، با خنده هاي وحشتناک و نمايشنامه هاي رعب آور، کم و بيش در حالات رواني کودکان و بزرگسالان اثر مي بخشند.
نتيجه گيري: رسانه هاي جمعي نيز مانند بسياري از يافته ها و ساخته هاي انساني مي توانند مفيد يا مضر باشند. اين انسان ها هستند که نيک و بد روزگار را در آن منعکس مي سازند و باز انسان ها هستند که مفاهيم نيکي و بدي را به محتواي برنامه هاي منتشر شده نسبت مي دهند. بنابراين راديو، تلويزيون، فيلم هاي سينمايي و مطبوعات خود وسيله تعيين کننده و تاثيرگذار بر روي انحرافات اجتماعي نيستند بلکه ابزاري در دست انسان ها مي باشند . لذا تعيين کننده قاطعيت مثبت يا منفي آن مربوط به محتواي برنامه هايي است که بوسيله انسان ها از اين وسايل انتشار مي يابد. تاثيرات رسانه هاي جمعي بر روي انحرافات اجتماعي، مربوط به تغييراتي است که انسانهاي سازنده، اداره کننده و پخش کننده برنامه هاي آگاهانه يا ناآگاهانه به جامعه عرضه مي دارند.
اين نکته را همواره به خاطر داشته باشيم که رسانه هاي جمعي، در مبارزات داخلي ملت ها و پيکارهاي خارجي بين المللي براي تهيج و بسيج عقايد عمومي، و نيز گاهي براي سرکوبي آن، يکي از قاطع ترين و تعيين کننده ترين حربه ها هستند.
نکته ديگر که ذکر آن مهم مي نمايد، اين است که اگر بنا باشد تمام داستان ها و حوادث جرم و جنايت از صحنه هاي تلويزيون، از بلندگوي راديو و ستونهاي مجلات خذف شوند، بازهم احتمالاً در جوامع بهمان اندازه مجرم و جاني و بزهکار پيدا خواهد شد که امروزه وجود دارد. اما نبايد فراموش کرد که رسانه هاي جمعي مي توانند با پرداختن به برنامه هاي اصولي و کارشناسي شده از بروز برخي انحرافات اجتماعي بکاهند و جامعه ايده آل و عاري از جرم و جنايت را تداعي نمايند.
منبع: جامعه شناسي انحرافات و مسايل جامعوي، دکتر داور شيخاوندي، زمستان 1379، چاپ ايران نما
با سلام و عرض ادب خدمت شما دوستان گرامی ،