طرفداران نظريه «کنترل اجتماعي» درباره پيدايش جرم در جامعه چه مي گويند؟
طرفداران نظريه کنترل اجتماعي مي گويند که بايد به «رفتار مجرمانه» در جامعه توجه داشت نه همنوايي؛ زير زندگي روي هم رفته پر از وسوسه و فريب است. مردم فقط به اين دليل با هنجاري هاي اجتماعي همنوايي نشان مي دهند که جامعه قادر است، رفتار آنان را کنترل کند و اگر چنين کنترلي نبود، ممکن بود، «همنوايي» کمي وجود داشته باشد.
«دورکيم» بر اين باور است که اگر در جامعه اي همبستگي اجتماعي – نيروي کششي که افراد يک جامعه را به هم مي پيوندد- قوي باشد، اعضاي آن احتمالاً با ارزشها و هنجارهاي اجتماعي همنوا مي شوند؛ ولي اگر در جامعه اي همبستگي اجتماعي ضعيف باشد، ممکن است مردم به سوي «رفتار مجرمانه» کشيده شوند.
«تراويس هيرسچي» به عامل «همبستگي» براي کنترل اجتماعي ايمان دارد و معتقد است گروهي که اعضايش با هم همبستگي قوي داشته باشند، بهتر قادر به اعمال کنترل اجتماعي روي اعضايش خواهد بود تا گروهي که بين آنها همبستگي استواري وجود نداشته باشد.
وي بيان مي دارد که انسانها در جامعه به وسيله چهار عنصر زير به هم پيوند مي خورند:
1- علاقه: کساني که به ديگران علاقه و توجه دارند، رفاه و احساسات اين گونه مردمان را در نظر مي گيرند و لذا مايلند با مسئوليت عمل کنند. بر عکس، کساني که چنين علاقه اي ندارند، نگران اين نيستند که روابط اجتماعي خود را به خطر اندازند، بنابراين بيشتر احتمال دارد که در جامعه مرتکب جرم شوند.
2- تعهد: افرادي که نسبت به جامعه از تعهد بيشتري برخوردارند، براي حفاظت از دستاوردهاي خود و ارزشهاي جامعه، با ديگران همنوا مي شوند در مقابل کساني که نسبت به جامعه تعهد کمتري دارند، خطر کمتري در ارتکاب جرم مي بينند و حتي ممکن است فرصتي براي سود بردن از آن نيز به دست آورند.
3- گرفتاري و مشارکت: عنصر سوم در پيوند با جامعه، گرفتاري و مشارکت اجتماعي است. معمولاً کساني که گرفتار کار، زندگي خانوادگي، سرگرمي و … هستند، کمتر فرصت پيدا مي کنند که در رفتارهاي انحرافي شرکت جويند. بر عکس آدم بيکار و عاطل و باطل دست به کار خلاف مي زند. يعني کساني که کاري ندارند و يا در فعاليتهاي مرسوم جامعه مشارکتي ندارند، فرصت بيشتري را براي کجروي پيدا مي کنند.
4- ايمان: ايمان يعني وفاداري فرد به ارزشهاي و هنجارهاي اخلاقي. اگر مردمي قوياً باور داشته باشند که برخي از رفتارهاي انحرافي درست نيست، مشارکت جستن در آنها برايشان دور از تصور است. در مقابل، کساني که نسبت به هنجارهاي اخلاقي و اجتماعي وفاداري ضعيفي دارند، ممکن است تمايل بيشتر داشته باشند که ارزشهاي اجتماعي را ناديده گرفته و از هنجارهاي اجتماعي انحراف ورزند.

دو عنصر اساسي در کنترل اجتماعي
تمام جوامع مختلفي که از مکانيسم «کنترل اجتماعي» براي بقاي جامعه خود بهره مي برند، دو عنصر اساسي را در بردارند؛ اولاً، هميشه و هر جا مجموعه اي از موازين وجود دارد که به طور کلي معين مي کنند در شرايط مختلف چه نوع رفتارهايي خوب است و چه نوع رفتارهايي بد. يا چه نوع رفتارهايي خوبتر است و چه نوع رفتارهايي بدتر. اين موازين معمولاً به شکل قوانين، مقررات، آيين نامه ها، رسوم، رهنمودها و معيارهايي عرضه مي شوند. ثانياً هميشه مجموعه اي از «ضمانتهاي اجرايي» تدوين مي گردد تا انگيزه اي براي واداشتن مردم در پيش گرفتن رفتارهاي مطلوب وجود داشته باشد. اين ضمانتهاي اجرايي به صورت پاداشها و مجازاتهاي گوناگون نمود مي يابند.

کدام مکانيسم کنترل اجتماعي موثر است؟
جامعه شناسان معتقدند، هيچ مکانيسم کنترل اجتماعي که تنها بر تشويق ها و تنبيه هاي بروني متکي باشد، موثر واقع نخواهد شد. مسأله اساسي اين است که نظام فرهنگي جامعه بايد چنان محيطي به وجود آورد که افراد به نوعي نظم اخلاقي دروني پايبند گردند (مثلاً به احساس گناه، يا احساس رضايت خاطر). به همين علت يکي از هدفهاي عمده فرآيند اجتماعي شدن بايد عبارت باشد از ادغام موازين و ارزشهاي گروهي در وجدانهاي انفرادي به نحوي که اعضاي جامعه ارزشهاي گروهي را نه به عنوان معيارهاي تحميلي از خارج، بلکه به عنوان ارزشها و معيارهاي شخصي خويش نيز بپذيرند.

شيوه هاي کنترل اجتماعي
کنترل اجتماعي در جامعه به دو شيوه متفاوت صورت مي گيرد:
1- از طريق اجبار: که بر اساس آن افراد را به پذيرش شيوه هاي زندگي و الگوهاي رفتاري جامعه، با به کار بردن وسايل گوناگوني نظير مجازاتهاي حقوقي و تنبيه، وامي دارند.
2- از طريق اقناع: که بر اساس آن افراد را با وسايل گوناگون اقناع چون: تبليغ، پاداش، اعتبار، اعطاي درجه، تمجيد کردن، تشويق و قدرداني، وادار به پذيرش هنجارهاي اجتماعي مي کنند.

انواع کنترل اجتماعي
کنترلهاي اجتماعي را مي توان از نظر هدفهايي که در جامععه دارند، به انواع زير تقسيم کرد:
1- کنترل غيررسمي: کنترل غيررسمي، شکلي از کنترل اجتماعي است که در عرصه روياروي اجتماعي اعضاي جامعه در خانواده، مدرسه، محل کار و … تحقق مي يابد. افرادي که بر خلاف هنجاري هاي سنتي و معبارهاي خانوادگي و اجتماعي رفتار کنند، از سوي ديگران براي همنوايي با هنجارهاي اجتماعي تحت فشار قرار مي گيرند، افراد ناهمنوا از جامعه طرد مي شوند يا مورد تمسخر و استهزاي ديگران قرار مي گيرد.
2- کنترل رسمي: کنترل رسمي مبتني بر عنصر حقوقي و قانوني کنترل اجتماعي است. در کنترل رسمي، قوانين جامعه، راهنماي اعضاي آن هست و گروههايي نيز وجود دارد که اين قوانين و مقررات را در جامعه اعمال مي کنند و کجروان اجتماعي و مجرمان را دستگير مي کنند. در کنار اين گروهها، موسسات و سازمانهايي چون مدرسه، اداره و … نيز وجود دارند که داراي معيارها و مقرراتي براي کنترل اجتماعي است.
3- کنترل اجتماعي مثبت و منفي: در کنترل اجتماعي اگر بخواهيم افراد جامعه را با هنجارها و ارزشهاي اجتماعي همنوا سازيم بايد از مکانيسم کنترل اجتماعي مثبت استفاده کنيم که تشويق ها، آفرينها، قدردانيها و اعمال شوق انگيز در اين مکانيسم جاي مي گيرد. اما اگر در کنترل اجتماعي بخواهيم افراد جامعه را از رفتارها و گرايشهاي ضد اجتماعي منصرف کنيم بايد از مکانيسم کنترل اجتماعي منفي بهره جويم که تنبيه، توبيخ، تهديد، بي اعتنايي، ريشخند، جريمه و زندان در اين مکانيسم قرار دارد.

نکته پاياني:
از آنچه گفتيم چنين بر مي آيد که «کنترل اجتماعي» براي ادامه موجوديت جامعه جنبه حياتي دارد و با کنترل رفتار افراد جامعه، نظم و روابط بين اعضاي جامعه را سازمان مي دهد.
 براي کنترل اجتماعي موثر در جامعه بايد به دو عامل «همبستگي» و «همنوايي اجتماعي» نيز توجه داشت و اين نکته را در نظر گرفت که کنترل اجتماعي با توجه به ساختار جامعه، شکل حکومت، فرهنگ، نهادهاي اجتماعي و … متفاوت است و در جوامع بسته مانند روستاها نياز چنداني به کنترل اجتماعي شديد نيست، اما در جوامع باز مانند شهرها ضروري است که کنترل اجتماعي به صورت مداوم و با شدت انجام گيرد.
نکته پاياني اين که همزمان با کنترل اجتماعي، بايد به مقوله «فرهنگ سازي» جامعه نيز پرداخته شود و يک نظام فرهنگي در جامعه به وجود آيد که افراد در محيط جامعه، به نوعي نظم اخلاقي دروني پايبند گردند؛ يعني از انجام رفتارهاي نامطلوب و ناهنجاريها احساس گناه کرده و در مقابل با انجام رفتارهاي مطلوب و رعايت ارزشهاي اجتماعي، احساس رضايت خاطر داشته باشند.
منبع: آسيب شناسي اجتماعي/ جامعه شناسي انحرافات، هدايت الله ستوده، انتشارات آواي نور، چاپ هفتم 1380