در حقيقت هزينه‌هاي سنگين و جبران‌ناپذير آلودگي صوتي در حوزه‌هاي اقتصادي، اجتماعي، رفاهي، بهداشتي و درماني و ... ناديده انگاشتن آن را در بلندمدت به آسيبي جدي براي شهروندان مبدل مي‌كند كه بايد بالاخره برايش چاره‌اي انديشيد. در اين باره پيش از هر كار لازم است هزينه‌هاي يك واحد‌ آلودگي صوتي در محيط شهري تعيين شود تا شايد هشدار و انگيزه‌اي براي شروع اقدامات عملي و ملموس براي مقابله با آن باشد.

در اين نوشتار به ماهيت‌شناسي آلودگي صوتي، علل، عوارض، تبعات پر دامنه آن بر سلامت جامعه شهري و ارائه راهكارهاي احتمالي در اين حوزه پرداخته‌ايم.

آلودگي صوتي در محيط شهري به اين صورت تعريف مي‌شود: صدايي ناخواسته با مدت زمان، شدت يا كيفيتي كه به انسان آسيب جسمي و روحي وارد مي‌كند. اين نوع‌‌ آلودگي در محيط كارگاه‌ها و شهرك‌هاي صنعتي بيشتر به گوش مي‌رسد، اما هر گوشه و كناري از شهرهاي امروزي به دليل عواملي نظير ترافيك، ساخت و ساز، انواع و اقسام صداهاي مكانيكي و الكتريكي، منابع انساني و ... از اين آسيب در امان نيستند به طوري كه سازمان بهداشت جهاني (WHO) آلودگي صوتي را به دليل كثرت منابع (ترافيك، صنعت، محل كار و همجواري)‌ خطري جدي براي سلامت شهروندان معرفي كرده است. شدت صوت با واحدي به نام دسي‌بل و دربازه صفر تا 130 اندازه‌گيري مي‌شود كه آستانه شنوايي و كري براي انسان است. تاثير صدا بر سلامت انسان به عواملي نظير شدت، نوع، نزديكي به منبع، مداومت، وضعيت، موقعيت و البته حساسيت فرد در مقابل آن بستگي دارد و با اين توضيح شدت صوت تنها يكي از پارامترهاي مهم در اندازه‌گيري و سنجش ميزان آلودگي محسوب مي‌شود. قرار گرفتن در معرض صدايي با شدت 85دسي‌بل كه در حد يك ترافيك سنگين است به گوش انسان صدمه جدي وارد مي‌كند و قرارگيري بيش از 2 دقيقه در معرض صدايي با شدت 109 دسي‌بل ممكن است به كري موقتي انسان منجر شود. تاثير آلودگي صوتي بر سلامت گوش انسان غالبا تدريجي است و پيرگوشي و آسيب‌هاي دستگاه شنوايي همزمان با بالا رفتن سن در محيط‌هاي شهري از اين نوع آلودگي ناشي مي‌شود. صحبت‌هاي معمولي 30 تا 50 دسي‌بل و ترافيك سبك 30 تا 55 دسي‌بل شدت صوت ايجاد مي‌كند و ناگفته نماند هر 10 دسي‌بل افزايش شدت صوت برابر با افزايش 10 برابري صدايي است كه به گوش انسان مي‌‌رسد.

منابع آلودگي صوتي در شهرها

منابع آلودگي صوتي بسيار متنوع هستند و در شهرها مي‌توان آنها را به 2 دسته داخلي و خارجي تقسيم كرد. منابع خارجي صداي محيط كار، مكان‌هاي خاص نظير مجاورت فرودگاه‌ها، صداي بوق خودرو، ضبط يا راديوي وسايل نقليه، ترمز ناگهاني، تصادفات، صداي اگزوزها، اورژانس، آژيرهاي خطر، دزدگير، ساخت و ساز، ماشين آلات صنعتي، خودروهاي باري و ... را شامل مي‌شود و منابع داخلي آلودگي صوتي بسته به نوع زندگي و رفتارهاي افراد عواملي همچون صداي تلويزيون، راديو، جاروبرقي، وسايل برقي نظير مخلوط‌كن و چرخ گوشت، سيستم‌هاي تهويه و... را دربرمي‌گيرد. علاوه بر آن صداهاي ناگهاني و بلند كه از منابع انساني ناشي مي‌شود، نوعي آلودگي صوتي محسوب مي‌گردد كه گاهي زيان آن از ساير منابع شهري بيشتر است. در تهران خودروها منبع اصلي و عمومي آلودگي صوتي هستند كه در كنار مسائلي نظير حجم بالاي ترافيك ساكن، عدم تفكيك كاربري‌ها، تردد خودروهاي باري، رعايت نكردن الگوهاي مناسب رانندگي، وجود كارگاه‌هاي صنعتي پراكنده، تردد خودروهاي فرسوده، و موتورسيكلت‌ها وجود فرودگاه‌ و راه‌آهن وضعيت را در بيشتر نقاط بحراني كرده و از حد استانداردهاي جهاني فراتر مي‌برد. به‌طوري كه كارشناسان داخلي معتقدند اين شهر رتبه اول را در ايران به خود اختصاص مي‌دهد و احتمالا يكي از آلوده‌ترين شهرهاي دنيا در حوزه آلودگي صوتي محسوب مي‌شود.

عوارض و آسيب‌هاي شنوايي

ريتم امواج مغزي شهروندان تهراني تند‌تر از حد معمول است تعجب نكنيد. با وجود انواع گسترده آلودگي صوتي در تهران اين ادعايي است كه بايد صحت آن را دريافته‌هاي علم پزشكي جستجو كرد. تحقيقات روي امواج مغزي انسان نشان مي‌دهد. پس از قرار گرفتن در معرض يك صداي شديد، ريتم امواج مغزي تا 5 دقيقه تند‌تر نوسان مي‌كند. دكتر مهدي مشهدي، متخصص شنوايي نيز فهرست بلند بالايي از عوارض جسمي و روحي آلودگي صوتي در اختيارمان مي‌گذارد و در اين‌باره توضيح مي‌دهد. آلودگي صوتي قدرت شنوايي را بتدريج و به‌طور غير محسوس كاهش مي‌دهد و ابتدا بخش‌هايي كه وظيفه انتقال اصوات بلند را در گوش به عهده دارند ضعيف مي‌شوند و از ميان مي‌روند. قرار گرفتن دائمي در معرض اصوات بلند عارضه زنگ زدن، وزوز و سوت كشيدن گوش را به همراه دارد و از دست دادن قدرت شنوايي بر اثر آلودگي  صوتي برخلاف عوارض كهولت بر شنوايي انساني قابل درمان نيست و حداقل بازگشت به حال عادي غير ممكن است، چون در اين عارضه سلول‌هاي حلزوني گوش داخلي تخريب مي‌شود. سردرد، خستگي، افزايش فشار خون، تحريك‌پذيري و زود‌رنجي، ضعف سيستم ايمني بدن، سوء هاضمه و مشكلات گوارشي، آسيب‌پذيري در مقابل بيماري‌هاي ويروسي و عفوني و ... ديگر عوارض آلودگي صوتي هستند كه در شهرهاي شلوغ و صنعتي با شدت و ضعف نسبي رخ مي‌دهند.

وي كاهش قدرت يادگيري در كودكان، سقط جنين، كاهش وزن نوزاد در بدو تولد، عصبانيت‌هاي مقطعي، اختلال در مكالمه، بيخوابي، تشديد يا ايجاد بيماري‌هاي رواني، كاهش بازده فكري و جسمي، رنگ پريدگي، كاهش درجه حرارت بدن، انقباضات عضلاني و عروقي، استرس، بيماري‌هاي قلبي و عصبي، ام.اس و افسردگي را جزو عوارضي معرفي مي‌كند كه نقش آلودگي صوتي در بروز آنها اثبات شده است و در ادامه مي‌افزايد:  آلودگي صوتي يك مولد اساسي بيماري‌هاي عمومي و عضوي در انسان محسوب مي‌شود و متاسفانه در جامعه شهري ما تنها در مرحله عارضه و معلول با اين پديده مقابله مي‌گردد. علاوه بر آن، آرامش صوتي يكي از نيازهاي رواني شهروندان است كه عدم برخورداري از آن كيفيت زندگي و سكونت در شهرها را كاهش مي‌دهد و عارضه‌هاي رفتاري و اجتماعي غير مستقيم مي‌آفريند.

ريشه مشكل كجاست؟

آمارها نشان مي‌دهد بيش از 540 نقطه تهران با مشكل آلودگي صوتي شديد مواجهند و 5 منطقه 6،7،9،11،12 خارج استاندارد هستند. ميدان‌هاي توحيد، انقلاب و آزادي در ميان ديگر ميدان‌هاي شهر از اين نظر ركورد دارند و مناطق مركزي و جنوبي تهران بيشترين ميزان آلودگي صوتي را به خود اختصاص داده‌اند. وجود فرودگاه‌ها، ريل‌ راه‌آهن و مترو سطح گذر در مناطق جنوبي وضعيت را حادتر مي‌كند و ساكنان مجاور اين مكان‌هاي پرسروصدا را در معرض آسيب‌هاي صوتي جدي قرار مي‌دهد. آلودگي صوتي در بزرگراه‌هاي تهران حدود 75 دسي بل است كه 20دسي‌بل از استانداردهاي بين‌المللي بيشتر است و در خيابان‌هاي شهر اين تجاوز از استاندارد به 30دسي‌بل هم مي‌رسد. با اين وضعيت خودروها و موتور سيكلت‌ها متهمان اصلي آلودگي صوتي تهران هستند. خودروهاي فرسوده نيز جايگاه ويژه‌اي در ايجاد اين نوع آلودگي دارند كه متاسفانه مدام بر تعداد آنها افزوده مي‌شود و روند جايگزيني آنها به تاخير مي‌افتد. خودروي پيكان با 81 دسي‌بل آلودگي صوتي سهم خودروها را در اين حوزه افزايش مي‌دهد و موتور سيكلت‌ها كه 25 درصد بار حمل و نقل شهري را به عهده دارند با حداكثر 90 دسي‌بل در حالت عادي   بدون اگزوز ويژه! ‌ مقام دوم را به خود اختصاص داده‌اند. موضوع ديگري كه درباره تهران وجود دارد اختلاف ميزان آلودگي صوتي در روز و شب است. طبق استاندارد 50 و 35 دسي بل براي روز و شب شهرها بايد ميزان اختلاف حداقل 10 دسي‌بل باشد، در حالي كه در تهران اين اختلاف روزانه و شبانه حدود 4 تا 5 دسي‌بل است. درحقيقت وضعيت آلودگي صوتي در شب‌هاي تهران بدتر از روزهاي آن است و علت را بايد در روند ساخت و ساز، عبور خودروهاي باري و مكانيسم حمل زباله شهري جستجو كرد؛ البته در حاشيه اتوبان‌ها بايد نارسايي‌هاي فرهنگ رانندگي و مسائلي نظير بوق زدن پي در پي، تيك‌آف كشيدن، سرعت گرفتن و ترمزهاي ناگهاني خودروها را به اين منابع آلودگي شبانه اضافه كرد. صداي ناهنجار دزدگير خودروها را هم بايد جزو آلودگي‌هاي صوتي دردسرساز هنگام شب محسوب كرد كه گاهي با برخي نارسايي‌هاي فرهنگي و رفتاري پيوند مي‌خورد يا اصولا از آن ريشه مي‌گيرد. گويا برخي افراد علاقه‌ دارند حساسيت دزدگير خودرويشان را آنقدر بالا تنظيم كنند كه حتي عبور گربه‌اي از فاصله يك متري صداي آن را در آورد و همه همسايه‌ها را لب پنجره بكشاند و... . اغلب ساكنان تهراني حداقل در مقاطعي اين نوع آلودگي‌هاي صوتي شبانه و مزاحمت‌هاي دردسرساز را تجربه كرده‌اند و به قول يكي از ساكنان شمال شهر تهران: «شب‌ها با صداي دزدگير خودروهاي اهالي به خواب مي‌رويم و صبح‌ با صداي ساخت و ساز و داد و هوار كارگران ساختماني از خواب بيدار مي‌شويم. ساخت و ساز همزمان 3 آپارتمان در يك كوچه، عبور خودروهاي باري سنگين و تخليه مصالح و تيرآهن خواب و آرامش را از چشم همسايگان ربوده است.»

آلوده نشويد!

مقابله با آلودگي‌ صوتي و كاهش عوارض آن در محيط‌هاي شهري پيش از هر اقدامي نيازمند توجه جدي و ايجاد انگيزه‌هاي عملي است. نهادهاي اجرايي بالادستي و متوليان شهري بايد با آسيب‌هاي اين نوع آلودگي زيست محيطي و هزينه‌هاي سنگين و اجتناب‌ناپذير آن آشنا شوند و ضرورت مقابله با آن را بپذيرند. رفع آلودگي‌هاي صوتي هزينه‌اي گزاف دارد و بيشتر با مشكلات حقوقي، فرهنگي، فني، اجتماعي و حتي سياسي همراه است كه مانع عزم همگاني و برنامه‌ريزي جامع و منسجم براي آن مي‌شود. در كشور ما تا به حال چندين بار استانداردهاي آلودگي صوتي تعريف شده و جنبه قانوني و حقوقي نيز يافته است، اما عملي نمي‌شود. در اين باره به نظر مي‌رسد معضل آلودگي صوتي در ميان انبوه مشكلات و نارسايي‌هاي شهري و اجتماعي كه در كانون تبليغات رسانه‌اي قرار دارند، پنهان شده و به قول معروف، آنقدر صنم داريم كه ياسمن در آن گم است!

رفع آلودگي صوتي امروزه يكي از اولويت اصلي مديريت مدرن شهري محسوب مي‌شود و تمجيد استانداردهاي الزام‌آور قانوني و حقوقي براي آن در سطوح منطقه‌اي، ملي و بين‌المللي رواج بسيار دارد. براي مثال، استانداردهاي اتحاديه اروپايي تهيه نقشه‌هاي صوتي را براي مناطق و كاربري‌هاي مختلف شهري و صنعتي كشورهاي عضو الزامي مي‌كند و بالطبع اين نقشه‌ها فقط براي موجود بودن تهيه و تدوين نمي‌شوند. نقشه‌هاي صوتي گام اول هستند و تعيين مي‌كنند چه مقدار آلودگي صوتي داريم و قرار است از كجا به كجا برسيم تا راهكارهاي مقابله با آن شكل بگيرد. ضعف‌هاي اطلاعاتي در جوامع شهري ما در اين باره به اندازه‌اي جدي است كه كارشناسان تنها حدس مي‌زنند آلودگي صوتي در مناطق مسكوني،‌تجاري، صنعتي، مسكوني  صنعتي و مسكوني تجاري تهران بيش از استانداردهاي فني و بين‌المللي باشد. اين حدس و تخمين كه با شدت و ضعف نسبي قرين واقعيت است، از تداخل بي‌قاعده كاربري‌هاي متضاد و متعارفي در تهران و عدم اجراي اقدامات گسترده براي مقابله با انواع آلودگي‌هاي صوتي ناشي مي‌شود. كثرت منابع توليد آلودگي‌ صوتي در شهرها راهكارهاي متعددي براي مقابله پيش رو مي‌گذارد كه هر كدام بخشي از آلودگي‌ها را از ميان مي‌برندو تنها اجراي آنها در برنامه‌اي جامع و هماهنگ نتيجه مطلوب را حاصل مي‌كند. برخي از اين راهكارها مقطعي و مستقيم هستند و برخي ديگر به برنامه‌هاي بلندمدت يا غيرمستقيم نظير نظارت، كنترل، هدايت و فرهنگ‌سازي نياز دارند.

رضا عليزاده، كارشناس ارشد مديريت امور شهري براساس تحقيقي كه در اين باره انجام داده است مهم‌ترين روش‌هاي مقابله با آلودگي صوتي شهرها را در 2 دسته شرح مي‌دهد: <يك دسته روش‌هاي كاهش آلودگي است كه به جلوگيري از انتشار يا دريافت آلودگي‌هاي موجود و اجتناب‌ناپذير اشاره دارد. ايجاد ديواره‌هاي صوتي در بزرگراه‌ها و معابر، عايق‌بندي ديوار واحدهاي مسكوني و صنعتي، استفاده از مواد جاذب صوت در سازه‌هاي شهري و پنجره‌ها و درهاي منازل، استفاده از شيشه‌هاي دوجداره در معماري ساختمان‌ها، رعايت فاصله قانوني مكان‌هاي مسكوني از منابع توليد آلودگي‌ صوتي نظير معابر پرتردد، ايجاد موانع بتوني، شيشه‌اي، طبيعي يا فضاي سبز در حاشيه منازل مسكوني يا بزرگراه‌ها و بخشي از اين روش‌هاي كاهنده هستند. تحقيقات نشان مي‌دهد نصب عايق‌هاي صوتي در بزرگراه‌ها يا ايجاد فضاي سبز حجيم در حاشيه معابر يا منازل حداقل 10 دسي‌بل از ميزان آلودگي‌هاي صوتي مي‌كاهد. ايجاد تپه‌هاي كوچك سبز در حاشيه بزرگراه‌هاي پرتردد نيز كه در اين حوزه تنها اقدام شايع در معماري شهري ترافيكي ما محسوب مي‌شود، روشي موثر و مطلوب است. وي دسته ديگر روش‌ها را ناظر بر پيشگيري از ايجاد آلودگي صوتي معرفي مي‌كند و درباره آنها مي‌افزايد: توليد وسايل نقليه استاندارد و كم‌صدا، اعمال محدوديت در تردد خودروها و موتورسيكلت‌ها، اجباري شدن معاينه فني وسايل تردد و رعايت استانداردهاي فني در اين حوزه، محدوديت سرعت، استفاده از روكش‌هاي ويژه براي آسفالت خيابان‌ها و اتوبان‌ها و همچنين تايرهاي كم‌صدا براي خودروها، ممنوعيت بوق زدن و اصلاح فرهنگ ترافيكي و نظارت بر تردد خودروهاي باري در پيشگيري از ايجاد آلودگي صوتي در شهرها موثرند.

ناگفته پيداست اين روش‌ها نيز مانند شيوه‌هاي قبلي اقدامات گسترده‌اي را شامل مي‌شود كه به بسترسازي مناسب در حوزه‌هاي فرهنگي، قانوني، حقوقي، قضايي و فني نياز دارد.

در پايان دوباره بر اين نكته تاكيد مي‌شود كه آلودگي صوتي معضلي جدي است كه بي‌اعتنايي به آن نه‌تنها وضعيت را حادتر مي‌كند، بلكه به تحميل هزينه‌هاي مستقيم و جانبي بيشتري منجر مي‌شود كه ضرر آن در نهايت به آحاد جامعه بازمي‌گردد. مقابله با يك معضل اجتماعي هنگامي كه ابعاد كوچك‌تري دارد به مراتب آسان‌تر و كم‌هزينه‌تر از زماني است كه دامنه آسيب‌هاي آن در شوون جمعي گسترده مي‌شود و همه اعضا را درگير مي‌كند.