مد هنجار است يا ناهنجار؟ پاسخ به اين سوال تبعات خاص خويش را دارد چرا که به محض دريافت پاسخ سوالا ت ديگري نيز در ذهن تداعي مي شود که فوائد مد چيست؟ چرا مردم به مد علا قه مندند؟ مضرات مد چيست؟ مد از گروه جوان چه هويتي مي سازد؟ آيا صرفا مد ما را پيش مي برد؟
اين پرسش هاي اساسي نياز به پاسخ هايي دارد از روي منطق و دليل که بتواند ذهن هر جواني را ارضا کند اگر بخواهيم در چند جمله پاسخ به سوال اول را بدهيم به گفتار روانشناسان رجوع مي کنيم که اين گونه بيان مي کنند: مد الگويي است که بين افراد گروه هاي مختلف يا اقشار مختلف جامعه به عنوان يک هنجار پذيرفته مي شود و از آن به عنوان يک مطلوب مورد استفاده قرار مي گيرد. انسان بالطبع خواستار روابط گروهي است و هم افزايي در وجود هر فردي يک غريزه طبيعي.
 همچنين امنيت و آرامش در بين اعضاي يک گروه امري بديهي و روشن است و هر فردي سعي در پيوند خويش با گروهي  خاص را دارد و آن را آرمان خويش قرار مي دهد و تمامي تلاش خود را براي الگوپذيري از رهبر گروه يا اعضاي گروه مي کند چه گروه سياسي، مذهبي، اجتماعي و... که مورد تاييد بودن آن گروه به شخصيت و تربيت خانوادگي و فطرت شخص بازمي گردد.
در اين رابطه تبليغات و رسانه ها هم سهم به سزايي دارند مد به نوعي تنوع طلبي و پذيرش آن است خواه آن گروه يا شخصيت قوانين و هنجارها را رعايت کرده يا نکرده باشد البته اگر اين اشخاص و گروه ها تابع هنجارهاي اجتماعي، اخلا قي باشند بالطبع پذيرش آن ها مي تواند به جامعه اي دور از هرج و مرج کمک کند، ولي اگر گروه هايي که به عنوان الگوي جوانان پذيرفته مي شود از اخلاقيات و هنجارهاي اجتماعي دوري کنند و دست به اعمال ضداخلا قي و آرماني بزنند که مورد تاييد فرهنگ و تمدن و آرمان ها و مذهب ما نباشد وضعيتي پيش ميآيد که جاي بسي تاسف است و در گوشه و کنار خيابان ها مي توانيم اين روزها مشاهده کنيم. البته انسان ها آزادند و مي توانند تا جايي که فرمان خداوند به آن ها اجازه مي دهد و اجتماع مي پذيرند از مد پيروي کنند ولي پيروي از مد که پشت سر آن تفکر و انديشه باشد و براي آن کار مثبتي صورت گرفته باشد، نه اين که پشت سر آن دست هايي در کار باشد تا در پي منافع مادي و انگيزه هاي ضدآرماني مد را به وجود آورده باشد تا با پير وي جوانان از الگو و مد مغز متفکر و انديشه جوانان که مي تواند فرداها را بسازد به تزلزل کشيده شده و در نهايت از بين رود.
 مدگرايي با ديد حساب شده و منطقي بالذاته بد نيست و کسي با آن مخالفت ندارد. ولي در جامعه اي که جوان آن فرق تنوع طلبي و هرج و مرج را نمي داند بايد فرهنگ سازي قوي تري صورت بگيرد.
تنوع طلبي و هرج و مرج دو قطب مخالف است.  بايد به جوان ياد داد که از مد بهترين استفاده را بنمايد که در خور شخصيت و برازنده يک جوان ايراني مسلمان باشد. ايراني در قاموس خود داراي فرهنگ و تمدن چندين هزار ساله است و اگر رجعتي به گذشته خود داشته باشد نيازي به الگوپذيري از غرب را ندارد.
 فرهنگ ايراني با فرهنگ غربي اختلا ف ماهوي دارد و اگر جوان بداند که استفاده از امکانات و البسه و رفتار و حتي شيوه کلام نمايانگر شخصيت دروني و بيروني يک ايراني با فرهنگ مسلمان است مطمئنا ديگر حاضر نمي شود با آرايش موهاي خود به سبک خوانندگان غربي يا پوشيدن لباس هايي که حتي با مارک شيطان پرست که به وفور يافت مي شود لطمه اي به تمدنش بزند و فرهنگ خويش را زير سوال ببرد. البته استقبال و رويکرد به تنوع و آراستگي ظاهري امري است بديهي و در هيچ قانون و منطق و مذهبي منع نشده بلکه در دين و آيين ما حتي  مورد ستايش قرار گرفته و بايد براي پذيرش و جامعه شناختي آن رفتار و تفکر مربوط به آن را به صورت هنجار درآورده و هر گونه پوشش و تفکر وارداتي جديد را نپذيريم و اگر در جايي گروهي را که ساختار شکني مي کنند ملا حظه کرديم آن را مد تلقي نکنيم چرا که ساختارشکني اجتماعي و مذهبي و زير پا گذاشتن مطلوب ها از نظر اجتماع مد نيست بلکه يک رفتار نابخردانه و ناپسند است و اگر اين ساختارشکني ها که بدون مطالعه و تفکر پديد آمده کم کم به هنجار تبديل شود براي يک نوجوان ارزش محسوب مي شود.
 از آن جايي که ارزش ها لا يتغير هستند براي نوجوان نوعي تضاد به وجود ميآيد و چون بدون تفکر دست به کاري زده دچار تزلزل شخصيتي مي شود. هنوز هم با گذشت سال هاي دور ارزش معنويات و محجوبيت از بين نرفته و اکثريت افراد جامعه براي آداب و رسوم و افراد خاص ارزش ويژه اي قائل هستند، چون اعتقاد به مطلوب در خون هر ايراني مسلمان است ولي متاسفانه با ورود رسانه هاي اطلا عاتي که در دسترس همگان است و قبلا  براي ورود آن فرهنگ سازي و زمينه سازي نشده هنجارها رو به نابودي مي رود و از بين رفتن حدود و حريم در جامعه باعث فساد اخلا قي و رواج بي بند و باري گشته و در نتيجه امنيت اجتماعي مختل شده و آرامش اخلا قي از بين مي رود.
البته تذکر اين مطالب خداي ناخواسته به اين معني نيست که با تکنولوژي و پيشرفت مخالف هستيم بلکه حقايق موجود در جامعه و آمارها مانند داغي بر پيشاني ها نمايان است و لا زم به ذکر نيست.
با ديدن تصاوير و تبليغات در رسانه هاي اطلا عاتي اعم از ماهواره و اينترنت جوان به خود اجازه ورود به اين تصاوير را به ذهن خود مي دهد و با سرمايه گذاري احساسي براي پذيرش آن مد مورد تبليغ آسيب پذير مي شود، اگر به صرف اين که فلا ن مدل مو شده يا فلا ن لباس در بورس است حتي به نوشته روي آن توجه نکنيم و کورکورانه و بدون مطالعه از آن استفاده کنيم غلط است.
 از آن جايي که دنيا هر روز و هر ثانيه در حال تحول است و بهره گيري از صنايع تکنولوژي پوشاک و... نياز به تنوع دارد تا بتواند نياز روحي جوان را نيز برآورده کند پس بايد در پي آن باشيم که نوعآوري متفکرانه داشته باشيم تا بتوانيم قدم اول پيشرفت را برداريم. ولي اگر کورکورانه تقليد کنيم باز هم به مانند قبل سقوط خواهيم کرد چرا حالا  ما نبايد کاري کنيم تا آن ها از لباس ما و شکل ظاهري ما به عنوان الگو و مد استفاده کنند و به گونه اي نباشيم که با ورود مهمان خارجي به سطح خيابان هاي شهر انگشت به دهان گيرد و متعجب علت اين همه ناهمگوني را از ما بپرسد.
در کشورهاي اروپايي و آمريکايي اشخاصي که از جايگاه اجتماعي بالا  برخوردار هستند در نوع پوشش خود دقت لا زم را به عمل ميآورد و براي ورود به محل کار يا دانشگاه مرزبندي خاصي وجود دارد مثلا  در بعضي از کشورها ورود دانشجو با تي شرت و شلوار جين ممنوع است و در واقع ايشان از فرهنگ ساده پوشي و ساده زيستي بيشتر از ما استفاده مي کنند اگر به ارقام و آمار استفاد لوازم آرايشي سري بزنيد متوجه مي شويد که ايران پس از عربستان بالاترين رکورد را کسب کرده چرا که مقوله مدپرستي و زيبايي در کشور ما از رونق زيادي برخوردار است و کاهش سن مصرف کنندگان اين لوازم به سرعت رو به افزايش است و متوسل شدن به ابزار و آلا ت و حتي جراحي هايي که به منظور زيباسازي مورد استفاده قرار مي گيرد نيز شگفت انگيز است بايد متذکر شوم که در ايران در پي ترويج غلط مد و مدپرستي سالا نه يک ميليارد دلا ر لوازم آرايشي مصرف مي شود اروپاييان و زنان آمريکايي آرايش را به زماني موکول مي کنند که زيبايي هاي خدادادي کم کم رو به ضعف است ولي در کشور ما متاسفانه دختران و به تازگي پسران از زماني که به مرحله بلوغ مي رسند از اين آلا ت و ادوات استفاده مي کنند و در واقع آزادي را از نوع افسار گسيخته اش مي پسندند نه آزادي سامان يافته.
اگر خانواده ها و در نهايت جامعه نياز جوان را بشناسند و علت رويکرد جوان را به سوي فرهنگ غلط و مدگرايي غربي دريابند و پديده را از ريشه جست و جو کنند و با برقراري ارتباط صحيح و القاي الگوهاي مناسب اجتماعي و مذهبي به ريشه يابي و درمان آن بپردازند نه با زور و استبداد چرا که جوان آزادي طلب است و  بنا  به اقتضاي سن از دستور و فرمان بيزار.