آموزش و هنجارسازي

پديده ‏هاى مفاسد اجتماعى و بزهكارى كه طيف وسيع و متنوعى از خلاف تا جنايت، از نادوستى تا خرابكارى را تشكيل ميدهند، عمدتاً مربوط به دو ويژگى موجود زنده ‏اى به نام انسان و شرايط زيست او مي ‏باشند. يعنى ذاتاً همچون ساير موجودات زنده مخرب طبيعت و بازسازندة آن بنا به نياز خود مي ‏باشد (هر چند ممكن است در زنجيره حيات جزئى از زنجيره باشد كه مشكل رو به تزيد اينست كه انسان بزرگترين عامل و مخرب طبيعت از زنجيره حيات خارج شده است) و دوم اينكه انسان در شرايط تمدنى در اثر تعارضات و تقابل‏هايى كه براى بقاى حيات خود انجام ميدهد در جوامع گسترده بيشتر و بدتر به بزهكارى روى مي ‏آورد و در اينجاست كه نهادها و ارگانهايى براى پيشگيرى مبارزه و حتى درمان ناهنجاريها و بزهكاريها بوجود مي ‏آيد تا امنيت جامعه را فراهم كنند. هر شهروند جوامع گسترده شهرى در معرض بيش از 300 نوع بيماري، ناهنجارى رواني، رفتارى و تهديدات متنوع قرار دارد.

 كه بخشى از آنها نتيجه عدم تناسب ذات انسان با محيط شهرى است و برخى ناشى از فرآيند جمعيت زياد است. به عبارتى ساده جامعه به نسبت جمعيت و نارساي‏ي هاى پيرامون آن اعم ازنيازهاى معاش صرف اوقات فراغت، همسرگزينى و فرهنگي، داراى تعرض و ناهنجارى مي ‏شود.

بنابر اين توزيع و پراكندگى مناسب جمعيت و جلوگيرى از گسترش شهرها، مهاجرت‏ ها و مناسب ‏سازى شرايط زيست، تأمين معاش، صرف سالم اوقات فراغت و امكان همسرگزينى و رواج ارزشهاى فرهنگى درست و به هنجار، نخستين گام در پيشگيرى از بزه و مهمترين شرط ايجاد امنيت است. بدين منظور بايد منشاء و علل ايجاد و بروز ناهنجارى و بزه را شناسيى كرد. بعد شيوه پيشگيرى و با مبارزه را انتخاب كرد.


الف ـ بزهكارى و ناهنجارى رفتارى براى نيازهاى اوليه حيات

ب ـ بزهكارى و ناهنجارى رفتارى ناشى از ضعف فرهنگى و انحراف

ج ـ بزهكارى و ناهنجارى رفتارى در اثر نامناسب بودن قوانين

د ـ بزهكارى و ناهنجارى رفتارى ناشى از مكانيسم جزيى و دفاعي

هـ ـ بزهكارى و ناهنجارى رفتارى ناشى از سهو و اتفاق

هر كدام از عوامل ايجادكننده خود تابع مجموعه ‏اى از شريط هستند كه بايد براى پيشگيرى آن شريط و عوامل برطرف كردند.
اما از آنجا كه نيروهاى انتظامى داراى وظايف و بودجه‏ هاى براى رفع عوامل و شريط ايجادكننده بزه و ناهنجارى در جامعه نيستند. قانوناً اقدامات آن محدود مي‏شود به اجراى قوانين و مبارزه با بزهكاران نه عوامل و شرايط ايجاد بزه، در صورتيكه اگر عوامل و شريط موجب بزه و ناهنجارى كنترل، رفع و محو شوند، طبعاً ميزان بزهكارى كاهش خواهد يافت. اقدام به ارتقاء فرهنگ اجتماعي، آشنايى با قوانين و مقررات و به عبارتى تربيت صحيح و آگاهى نسبت به چگونگى مقابله با بزهكاران و مواظبت از خود خصوصاً ايجاد ارتباط با پليس، اقدامى مؤثر و فراتر از وظايف اصلى پليس است و نشان‏ دهنده ضعف كار در بخش‏هايى است كه وظايف رفع عوامل بزه ‏آفرين، ارتقاء فرهنگى و تربيت اصولى را دارند.
اما نكته‏ اى كه لازم است به آن توجه بيشترى بشود نهادينه كردن ارزشها و اصول درست فرهنگى در جامعه است كه يكى از راههاى بهنجارسازى جامعه مي‏ باشد. يعنى جامعه‏ هاى كه هر گونه بزه ‏اى در آن شديداً محكوم شود و موجب عار و ننگ فرد باشد و شديداً ضد ارزش جلوه كند. طبعاً فرد بيم دارد كه مرتكب آن بزه بشود زيرا جامعه او را طرد مي ‏كند در واقع بايد از نيروى انتظامى افكار عمومى استفاده كرد و اين نيرو از كودكى خصوصاً در جوامع اوليه ‏اى كه كودك وارد آن مي‏شود يعنى مهدكودك، دبستان و حتى كوچه و باشگاه بايد پرورش پيدا بكند. شيوه‏ ها و راهها، برنامه‏ ها و نحوه اجراى آنها در اين خصوص مبحثى جداگانه است.

اما مختصراً بايد توجه داشت كه والدين عموماً خود در شرايط ناامني، بدبيني، ضعف فرهنگى و پايبندى سست به اصول قرار دارد از اين رو تفكر فرزند زرنگ به معنى فرصت ‏طلب و گليم خود از آب كشيدن و چه بسا بقاپ و بچاپ، همواره به فرزندان تلقين مي‏شود و نيروى مقاوم دربرابر تربيت كودك، قانونگرايى او و سلامت رفتارى او وجود دارد كه غالب است، كه لازم است برنامه‏ هاى رسانه ‏ها اعم از نوشتارى تا گفتارى و تصويرى و اقداماتى ديگر به طور وسيع و همزمان در جهت تغيير ين نوع تفكر و نگرش در والدين و كل جامعه صورت گيرد.
>>> نكته اول :

نظم، رعايت اصول شهرنشينى و داشتن سلوك اجتماعي، موجب كاهش بزهكاري، كاهش ناهنجارى و ايجاد آرامش و امنيت بيشتر در جامعه مي‏شود. رفتار خلاف، داراى پاسخ خلاف و موجب گسترش خلاف در جامعه مي‏ شود.


>>> نكته دوم :

 مبارزه با خلافكارى را بايد از طريق افزيش ضريب مراقبت از خود و همكارى با پليس گسترش داد. تا ميزان سهولت در اجراى خلاف و موفقيت خلافكاران كاهش پيدا بكند. اما بايد به بخش اصلى عوامل ايجاد كننده بزه هم توجه داشت.