.

ابتدا تعریف دین را مورد مداقه قرار دهیم زیرا که گریز از آن اتفاق میافتد.از دین تعاریف متعددی شده است. ویلیام جیمز دین را احساسات، اعمال و تجربیاتی که افراد در تنهایی و در پیشگاه الوهیت دارند تعریف میکند. از سوی دیگر آیتالله جوادی آملی میفرمایند: معنای اصطلاحی دین مجموعه عقاید اخلاق و مقرراتی است که برای اداره امور جامعه انسانی و پرورش انسانها میباشد. آیتالله مصباح دین را اعتقاد به آفرینندهای برای جهان و انسان ودستورات عملی متناسب با این عقاید میدانند.با توجه به تعاریف بالا، دین گریزان از مجموعهای از احساسات ، عقاید و اعمالی گریزانند اما در این تعاریف ذکری از این اعمال و احساسات نشده است . به عبارت دیگر، در تعریف دین، مخاطب به یک دین مشخص و کامل هدایت نمیشود بلکه از تعریف میتوان دین ناب را استخراج یا دین ناقص در ذهن مخاطب را برداشت کرد.

عقیده ما این است که کسانی که از دین میگریزند از دینی که خود برای خودشان تعریف کردهاند گریزانند و اگر این افراد از دینی ذو ابعاد آگاهی داشتند قطعا دین گریز نبودند.

دین گریزی را میتوان هر نوع فاصلهگرفتن و واپسگرایی از دین و تمام نمودهای مهم دینی در گرایش، بینش و کنش تعریف کرد. در این تعریف این نکته مورد توجه قرار میگیرد که دین گریزان در طی مراحل دین گریزی، گریز را از بخشی از دین به گریز از کل دین تعمیم میدهند.علل گریز از دین را میتوان در دو بعد درون دینی و برون دینی مورد تحقیق قرار داد.

از جمله عوامل درون دینی دین گریزی، ناقص بودن دین، نارسایی مفاهیم و معارف دینی ، سخت گیری دین میباشند. گاهی نیز عدم سازگاری با مقتضیات زمان دین را به ورطه نابودی میکشاند.همه میدانیم اگر دین نیازهای روحی، فکری و مادی بشر را برآورده نسازد نیازمندان به دین ، بخصوص جوانان، به دنبال تفکر و مکتبی میروند که جای خالی دین را برایشان پرکند . عمدهترین راز نسخ ادیان و مکاتب بشری همین عامل است. گاهی سختگیری در اجرای احکام دینی و پرکردن منطقه الفراقهای دین و مباهاث دینی ، نه تنها متدینان بلکه تمام آحاد جامعه را به تکلف و تصنع میکشاند . در این شرایط فرد دیندار علیرغم میل قلبی اعمالی را باید انجام دهد که هیچ باور ندارد و این همان ریاکاری و ضعف دینداری میباشد.

از جمله عوامل برون دینی دین گریزی را میتوان عوامل درونی انسانها دانست. یکی از مهمترین عوامل دین گریزی بین جوانان همین نکته است . جوان در دوران جوانی به دنبال کشف فلسفه زندگی خویش میباشد . او تلاش میکند تا هویت مذهبی خویش را سامان دهد اگر دین در جامعه شناخته شده و آشکار نباشد او دچار بحران هویتیابی میشود و ممکن است در نهایت مکاتب شیطانی جای مکاتب الهی را در ذهن خالی او پرکنند.در جهان مدرن ، زندگی معنای دیگری پیدا کرده است . مردم دل در گرو غایات دیگری دادهاند . غایاتی که ظواهر و رسانههای گروهی به مردم تلقین میکنند و در میان مردم ترویج میدهند . لذتجویی ، خوش باشی و ... از جلمه اهداف این عصر است . خلاصه آنچه به عنوان هدف تبلیغ میشود این است که خوش باشیم و بیشتر بخریم ، بیشتر مصرف کنیم ، بهتر بپوشیم و بیشتر به غفلت بگذرانیم . اگر به غفلت و غفلت آفرینی تفریحات مدرن نظر کنید خواهید دید که مردم نمیخواهند به زندگی و هدف زندگی فکر کنند.

گاهی اشکال از دین نیست بلکه عدم بصیرت و ناآگاهی شخص به جامعه دینی آسیب میزند . این عامل شایعترین و اصلیترین عامل گریز از دین و هر مکتبی میباشد.گاهی نیز فرد درگیر هواهای نفسانی میشود همان طور که قرآن میفرماید انسان خود میخواهد راه فساد به رویش پیش آید . گاهی قدرت ، گاهی ثروت ، گاهی شهوت را در تعارض با دینش میبیند و از دین میگریزد و گاهی خود را به لامذهبی میزند.

در اجتماع اگر الگوهای بیدین و فاسد رواج پیدا کرده باشند انسانی که بالطبع تفکر و بینش خود را از اجتماع میگیرد دچار خسران و ضرر میشود.متاسفانه در جوامع جهان سوم به دلیل کمبودهای اجتماعی از قبیل :سختی ازدواج ، عدم اشتغال و شیوع یاس از کارکرد دینی این را عامل شکست خود میدانند و این آفتی است که جوامع دینی را مورد تهدید قرار داده است.عامل دیگر مشکلات نهادهای دینی میباشد . نهادهای دینی به عنوان حامیان و مبلغان دینی میبایست به انحرافات و شبهاتی که در هر عصری بروز میکند پاسخگو باشند دنیای مدرن، دنیای پیشرفت در علوم است به تبع پیشرفت علوم پرسشهای نو کشف میشود . در این مواقع لازم است روحانیت دهها برابر گذشته تجهیز شوند و به سرعت به فکرچاره بیفتند و سیل عظیم شبهات را فرو نشانند و با آموزههای ناب قدم در راه اعتلای ادیان بگذارند.شهید مطهری در مورد مشکلات سازمان روحانیت و ارگانهای دینی در کتاب ده گفتار خویش میفرمایند : چه بسیار روحانیون و طلابی که کفایه آخوند خراسانی و شرح آن را میدانند اما از کنکاش در یک آیه قرآنی عاجزند. مرحوم علامه طباطبایی نیز در تفسیر المیزان جلد ۵ میفرمایند: بدون خواندن حتی یک آیه هم میتوان مجتهد شد .شاید عمق و ژرفای دین، محققان را از توجه به انسانها و اصل دین غافل کرده است.گسترش روح اومانیستی و لذت طلبی در جوامع بشری و گسترش تفکرات فرهنگ غرب، معمولا با دین گریزی حامیان مکاتب الهی همراه است. اشاعه فساد ، ابتذال ، بیبندوباری در تقابل با دین هدایتگر است زیرا در این جوامع گذشت جای خود را به سودجویی فردی، ارزش قناعت به ارزش ثروت، انسجام به فردگرایی و ارزش دین و خدا به ارزش پول و دنیا تغییر یافته است.اهمال و سستی در زمینههای فرهنگی باعث نفوذ فرهنگ دیگری میشود از جمله وسایل فرهنگی ، رسانهها میباشند که اگر لحظهای کم کاری کنند عاملی برای رشد نفوذ فرهنگ مخرب و نفوذ ماهوارهها و سایتهای مخرب میشوند.




روزنامه رسالت ( www.resalat-news.com )